if i am not ... you are null
Email : p30hacker@G----------> mail .com
you must be Change ... @ all
()()()()()()()()()()()()()()()()()()
This is Our drEam ... Became a hero . but we dont know heros can'T be a hUman . . . They are just a legend ./+_

<!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd">
<html xmlns="http://www.w3.org/1999/xhtml">
<head>
<meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=iso-8859-1" />
<title></title>
<style type="text/css">
<!--
.style1 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif}
.style2 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; color: #666666; }
.style3 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; color: #FF0000; }
body {
background-color: #000000;
}
.style4 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; color: #CC9900; }
.style5 {font-family: Arial, Helvetica, sans-serif; color: #333300; }
-->
</style>
</head>
<body>
<h2 align="center" class="style3">tHis site hacKed bUy : p30 seC - T ...</h2>
<p align="center" class="style1"> </p>
<p align="center" class="style2">if i am not ... you are null </p>
<p align="center" class="style4"> </p>
<p align="center" class="style2">Email : p30hacker@G----------> mail .com</p>
<p align="center" class="style4"> </p>
<p align="center" class="style4">you must be Change ... @ all </p>
<p align="center" class="style4"> </p>
<p align="center" class="style4">()()()()()()()()()()()()()()()()()()</p>
<p align="center" class="style4"> </p>
<p align="center" class="style5">This is Our drEam ... Became a hero . but we dont know heros can'T be a hUman . . . They are just a legend ./+_ </p>
</body>
</html>
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
عضو ناظر شوراي سابق پول و اعتبار گفت: رئيس جمهوري دستور بررسي حذف 3 صفر از پول ملي را در بخشهاي تخصصي بانك مركزي صادر كرد.
غلامرضا مصباحي مقدم در گفتگو با فارس اظهار داشت: هماكنون درشت ترين اسكناس در كشور 5 هزار توماني است و تا چندي قبل درشتترين پول 2هزار توماني بود.
*قدرت خريد اولين هزار توماني معادل 128 هزار تومان فعلي است
وي گفت: اسكناس هزار توماني سال 1351 منتشر شده است و قدرت خريد اين پول معادل 128 هزار تومان امروز است.
يعني آن زمان هزار توان واقعا پول درشت تلقي ميشد و اگر كسي حقوق خود را به مبلغ هزار يا 2 هزار تومان ميگرفت، پرداخت تنها 2 برگ اسكناس براي دادن حقوق او كافي بود.
مصباحي افزود: اما امروز پولهاي درشت تا معادل پول خرد بسياري از كشورهاي جهان است تا يك پوند انگليس حدود 2 هزار تومان ايران و يك دلار آمريكا معادل هزار تومان ما است.
نماينده تهران يادآور شد: هزار تومان ما معادل 4 ريال عربستان سعودي است كه تقريبا پول خرد تلقي ميشود.
مصباحي اين وضعيت را ناشي از كاهش ارزش پول طي دهههاي اخير ذكر كرد و توضيح داد: اين افت مشكلاتي را به لحاظ عيني وذهني پديد آورده است.
*هزينه چاپ اسكناس در كشور 60ميليارد تومان است
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
واقعیت مسلم و غیر قابل انکار :
به همان نسبت که روشنایی روز بدلیل وجود آفتاب است . رشد و توسعه اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی و همچنین عقب ماندگی و عدم توسعه یافتگی هر کشوری رابطه مستقیمی با میزان مشارکت و نظارت موثر ملی دارد .
و هر مقدار میزان مشارکت و نظارت موثر ملی بالاتر باشد . بهره وری و شتاب توسعه . رضایتمندی و رفاه ملی بالاتر خواهد بود .
و بهر میزان در صد مشارکت و نظارت موثر ملی کاهش یابد . چندین برابر آن اتلاف سرمایه ها و فرصتها بیشتر و روند توسعه کندتر و رضایتمندی و رفاه ملی کاهش پیدا میکند .
بر اساس این واقعیت معلوم میشود . ریشه اصلی همه مشکلات و شکست برنامه ها و همچنین راه حل کلیدی و علاج همه دردهای فرهنگی . اجتماعی . اقتصادی و سیاسی به میزان مشارکت و نظارت موثر ملی بستگی دارد .
مشارکت و نظارت موثر ملی حلقه مشترک . متوازن و هماهنگ کننده توسعه اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی با یکدیگر است .
مشارکت و نظارت موثر ملی : فعال کننده سرمایه های بلوکه و راکد مانده بخشهای مختلف نزد یکدیگر است .
مشارکت و نظارت موثر ملی : عامل افزایش تصاعدی تواناییهای ملی و کاهش عینی و روانی مشکلات وموانع پیش روی توسعه کشور است .
مشارکت و نظارت موثر ملی : پیشگیری کننده از فرصت یابی و نفوذ دشمنان داخلی و خارجی برای تفرقه افکنی . شایعه سازی و یارگیری در مسیر شکست برنامه هاست .
نظارت موثر ملی ( 70 میلیونی ) : ایده آل ترین شبکه نظارت ملی . کسب اخبار و گزارشات مردمی در کوتاه ترین زمان ازهمه بخشهای کشور برای جلوگیری از توطئه های داخلی و خارجی . پیشگیری از مفاسد سیاسی . اقتصادی . اداری و مدیریتی و مبارزه اساسی با قاچاق کالا و مواد مخدر . کاهش اعتیاد . عملیات خرابکارانه و بمب گذاری و..... است .
پیش نیازهای ایجاد مشارکت و نظارت موثر ملی :
1- تضمین . تامین و پرداخت حقوق عادلانه همه اقشار جامعه
2- ایجاد بسترهای سالم و کامل برای حضور و مشارکت و نظارت موثر ملی ( 70 میلیونی )
3- وجود برنامه و استراتزی جامع و موثر برای سازماندهی . هدفمند و هماهنگ نمودن همه سرمایه های ملی و فعالیتها با یکدیگر است .
...............................................................................
جامعه ایران طی سالیان قبل از انقلاب دچار عقب ماندگیهای سیاسی . اقتصادی . اجتماعی و فرهنگی بود . که پس از انقلاب اسلامی با وقوع ۸ سال جنگ تحمیلی و تخریب زیر ساختهای جامعه تشدید شد .
جنگ ۸ ساله با تمام خسارات اقتصادی . اجتماعی و فرهنگی که بهمراه داشت . حامل یک فرصت استثنایی و تاریخی برای نوسازی و مهندسی جامعه نوین ایران اسلامی منطبق بر آرمانهای انقلاب اسلامی ملت ایران بود .
پس از پایان جنگ . دولت اول سازندگی برای جبران عقب ماندگیها و تحقق یکی از آرمانهای انقلاب که رسیدن به قله های رشد و توسعه پایدار بود . در مواجهه با :
۱- انباشت حقوق مادی و معنوی پرداخت نشده .
۲- جنگ تحمیلی و تخریب زیر ساختهای اقتصادی و نابسامانیهای سیاسی . اجتماعی . فرهنگی
3- رشد روز افزون و متنوع نیازها و انتظارات ملی و همچنین رشد شدید جمعیت
4- کاهش درآمدها و امکانات ملی و رشد معضلات و هزینه های ملی .
با تصور اینکه دولت توانایی :
* تامین و پرداخت همزمان حقوق مادی و معنوی همه اقشار جامعه را ندارد .
* تا با جلب رضایتمندی همه آحاد جامعه .
* همه ملت را بطور سازمان یافته و هدفمند وارد عرصه مشارکت موثر ملی و سازندگی نماید .
* و با بسیج و فعال نمودن همه سرمایه های مادی و معنوی
* نوسازی و مهندسی نظامات و ساختارهای اداری و مدیریتی برنامه های توسعه پایدار را بصورت همه جانبه و متوازن را طراحی و اجرا نماید .
لذا دولتهای سازندگی و در ادامه دولتهای اصلاحات . با تصور ناتوانی ملی از به مشارکت گرفتن ملت در سازندگی مانند مشارکت دوران پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس که با نقش محوری و مشارکت مستقیم ملت به پیروزی رسید .
از طراحی و توسعه انقلابی وهمه جانبه صرفنظر نمودند . و توسعه مرحله ایی ( بخشی . فصلی . صنفی و سطحی نگرانه ) و طولانی مدت را در دستور کار قرار داد .
و بجای مهندسی و نوسازی نظامات و ساختارهای اداری و مدیریتی . بازسازی روبنایی و اصلاحات یک بعدی را پیگیری و بر روی پایه های فرسوده و متناقض ساختارهای اداری و مدیریتی به ارث مانده از نظام طاغوت سرمایه گذاری نمود .
این رویکرد در دولتهای سازندگی و اصلاحات در کوتاه و بلند مدت اشکالات و عوارضی را بهمراه داشت . که جامعه را در مسیر از دامی به دام دیگر و از معضلی به زنجیره بهم پیوسته معضلات کشاند . که بر یکدیگر اثر و نابسامانیها را تشدید میکنند .
که بطور تیتر وار به بخشی از آنها اشاره میشود .
1- اشتباه و انحراف اول از اصول انقلاب اسلامی : بی توجهی به تامین و پرداخت حقوق ملی ملت و به مشارکت نگرفتن ملت در مسیر سازندگی بمرور نقش محوری و مشارکت مستقیم ملت در دوران پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس را حذف و ملت را به حاشیه تحولات راندند . و استفاده سیاه لشگری از ملت باب شد .
2- اشتباه و انحراف دوم از اصول انقلاب اسلامی : تصور ناتوانی و عدم طراحی استراتزی برنامه های مهندسی و نوسازی جامعه با دکترین ایرانی . اسلامی . مجموعه مدیریتها را به سمت کپی برداری و دنباله روی از برنامه های توسعه غربگرایانه و سرمایه سالار متضاد با خصوصیات مادی و معنوی ملت ایران سوق داد .
3- سومین اشتباه و انحراف از اصول انقلاب اسلامی : شرایط فوق . کوتاه آمدن از توسعه آرمانی و تصور ناتوانی از نوسازی ساختارهای اداری و مدیریتی ( دیوان سالاری ) و جایگزین شدن بازسازی روبنایی و سطحی و سرمایه گذاری توسعه کشور بر روی پایه های فرسوده . مستهلک و متضاد با اهداف توسعه کشور . بمرور باعث افزایش حجم و کاهش کارآیی و درآمدهای دولت . افزایش هزینه ها و اتلاف سرمایه ها و فرصتها . مانع کشف و ایجاد سرمایه ها و فرصتهای جدید . کندی کارها . ناتوانی وعدم تسلط مدیریتها بر عوامل اداره درست جامعه . عدم امکان فرهنگ سازی و اطلاع رسانی . مانع عیب یابی و ارائه راه حل توسط نخبگان . مانع مشارکت و نظارت موثر ملی . ایجاد زمینه های مفاصد سیاسی . اقتصادی . اداری و مدیریتی . دوباره و موازی کاریها . مانع ارزیابی ارزشگذاری و ارزیابی مدیریتها و مانع شایسته سالاری در جامعه شده است .
4- سه انحراف از اصول انقلاب اسلامی ریشه همه نابسامانیهای بعد شد . که بخشی به قرار ذیل میباشد .
...............ادامه دارد
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
پس از ۵- ۶ سال اسیر ناخواسته شهرنشینی ( تهران ) فرصتی دست داد . یک هفته ایی از شهر همهمه ها . دود و دم و شلوغی . شهر دنیا زدگی . حاکمیت نفس انسانهای از خود دور شده . شهر برزخها . شهر الکی خوشها . و شهر درهم و برهم خلاص شوم . و فرصتی برای آزاد بودن از سلطه فکرهای ویروسی و.... پیدا کنم .
معتاد خاطره سلامت . آزادی و آزادگی را فراموش میکند . و اسیر چنبره خمودگی عادتها و روزمرگی اعتیادها میشود .
سفر خلاص شدن از سلطه نفس انسانها است . انسان گاهی نیاز دارد . حتی از کنار انسانها بودن خلاص و رها شود . و در فضای بکر طبیعت . بدون هجوم ارواح انسانها آسودگی و آرامش و... را تجربه کند و به باز آفرینی خود تنهایش بپردازد .
حرفهای از این دست و از جنبه های گوناگون بسیار است . این سفر فکرهایی را برایم زنده کرد . که اصلی ترین آن این است . که ما انسانهای شهر نشین خیلی از زندگی طبیعی و انسانی دور شده ایم . و درون جریان و گرداب ناخواسته ها و بد عملی هایم حیران و سرگردان میچرخیم . غافل از این که پس از سالها گذشت از عمرمان چیزی از معنا و مفهوم زندگی را نفهمیدیم . و با دستان خالی و عطش کور بدنبال اعتیاد زندگی شهری میدویم .
گویا همه چیزمان نیازمند باز تعریف شده است . همه قائده ها و اصولی های انسانی در شتاب و بدسازمانی و بی سازمانی زندگی شهری بهم ریخته است . و همه اسیر جریان و حرکت یکدیگر شده ایم .
در طول سفر یک هفته ایی از تهران . سمنان . شاهرود . خاتون آباد . کاشمر . مشهد . طوس . بجنورد . گلستان . ساری . محمود آباد . دریا . تهران افکار گوناگونی برایم مطرح شد . که بصورت تیتر آنها را بیان میکنم .
۱- با سوار شدن و حرکت ماشین احساس حرکت و امکان کندن و جدا شدن و هجرت از ناخواسته ها و دل کندن از عادتها بوجود آمد .
۲- خروج از فضای فکری تهران . هوای تهران . ساختمانها موانع مصنوعی و روبرو شدن با دشتها . کوهها و بوته ها و خارها و..... چشمانم دور دستها را میتوانست ببیند . و از نزدیک بینی و کوته بینی خلاصی پیدا کردم .
۳- در طول سفر با چندین ساعت حرکت در میان دشتها و کوهها . بیابانها و تپه های خاکی و.... و درک بزرگی و پنهاوری ایران . ناخودآگاه << همه ایران سرای من است >> روحم را صفا میداد و شیرینی آن روح خسته شهر زده ام را سبک میکرد .
۴- دیدن روستاها . شهرستانها . مردم روستایی و زحمت کش قانع . آزاد . با صفا و.... تفاوت کذاری بین زندگی سنگین . خموده . اسیرپزهای تو خالی شهرنشینی با آنها را برایم امکان پذیر مینمود .
۵- دیدن بیابانها و دشتهای آباد نشده . مزرعه های آباد و سرسبز . حوضچه های پرورش ماهی . معادن مختلف در حال کار . وسعت پر برکت بکر ایران و صدها زمینه کاری . این فکر را برایم بوجود آورد . که در ایران زمینه کار و تلاش نامحدود است . آنچه نیست همت و تلاش . تفکر نوآور و اندیشه های نوپرداز است . و حاکمیت تفکر عافیت طلبی . آماده و مفت خوری . منفی بافی . منفی خواهی . ویروس سازی . مانع تراشی . بدخواهی و.... است .
۶- پس چندین سال گرفتاری کاری ( ورشکستگی اقتصادی ) در اثر اشکالات سیستمهای اقتصادی . و.... که باعث افسردگی . پریشان حالی . ناتوانی روحی . بزرگ شدن گرفتاریها و کاهش تواناییهای جسمی و روحی از نتایج آنهاست . و بطور مرئی و نامرئی اسیر در غل و زنجیرها در دست و پا و فکر و ذهن انسانهای شهر نشین شده است . و خلاصی از آنها را ناشدنی . و تصور ساخت زندگی و دنیایی زیباتر را غیر قابل دسترس مینماید . آزادی چند روز از چنگال اهریمن و تفکرات اعتیاد آور شهرنشینی و..... براین مسلم کرده است . ما قافیه زندگی را باخته ایم . واژگون زندگی میکنیم .
۷- و اینکه حق هموطنان شهرستانی است . که از گلوی تهرانیها بزنند و حقهای پایمال شده آنها را بپردازند . ( سفرهای استانی دولت نهم )
۸- ترافیک مشهد . سازماندهی . اداره شهر . خدمات دهی و.... اصلا در شان ایران و ایرانی مسلمان نیست . برایم سئوال است : اگر مکه و مدینه در ایران بود . و ایرانیان فرصت خادمی و مهمانداری و سازندگی و اداره این شهرها را داشتند . آیا میتوانستند مانند عربستان خدمات دهی کنند . و توسعه مکه و مدینه را انجام دهند ؟ گویا بی سازمانی و بد سازمانی و تفکر حداقلی در کارآیی و بهره وری و توجیه اشکالات . پشت هم اندازی و..... مانند معضلات شهرنشینی اعتیادی است . که در روح و روان و جسممان ریشه دوانده . و مریض وار به این رویه ادامه میدهیم .
۹- سواحل دریا اسف ناک بود . در روز پنجشنبه در ......
ادامه دارد
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
مرگ . دوست خوب و بد ما ؟
صدها هزار انسانی که دیروز و امروز دوره آزمون دنیایشان تمام شد . و پرونده خوب و بدشان سنجاق به جانشان از دروازه مرگ گذشتند .
نه ما رفتن آنها را درک کردیم . و نه آنها عمق این تحول ابدی را و بسته شدن دربهای دنیایی را باور کردند .
مرگ . دوست خوب و بد ماست . که تا پای روح و جسممان از خط فاصل دنیا و آخرت رد نشود . نه اینجا بودنمان قابل درک است . نه آنجا رفتنمان .
خوب و بد مرگ . به زمان و چگونگی آن بستگی دارد .
ما عادت کرده ایم . همه داستانها را از اول بخوانیم و باور کنیم .
امروز غیر از فرداست . امروز اگر شاد و خوشیم . غم و درد فردا را نمی فهمیم .
ما اسیر احساسات امروزیم . فردا برایمان خیال است . ادراکات ما برای درک فردا آموزش و تربیت نشده اند . یا شاید هم ناتوان از درک فرداها باشند .
ما انسانهای چند میلیاردی امروز جهان این حقیقت را درک نمیکنیم . که یکصد سال دیگر هیچکداممان نیستیم . و کسی برای بزرگ و کوچکمان . نخبه و عواممان تره هم خورد نمیکند . ما اسیر داستان امروزیم . و همه داستان زندگی را در امروز می بینیم و درک میکنیم . و همه مبناها را از امروز قرار داده ایم . حتی دیروز هم برایمان حرف است و خاطره .
بیاییم داستان را از فرداها بخوانیم .
ما مردگان فرداییم . که امروز مردگان زبان باز کرده اند و سخن میگویند و ادعا و آرزو میکنند . حس مالکیت پیدا کرده اند . زمین و چند صباح مصرف اکسیژن خود را محور هستی و کائنات میدانند . خیلی مضحک است . که این اشتباه و حماقت پایه همه ظلمها و ستمهاست .
ما مرده ها را جان داده اند . تا خیال پردازی کودکانمان را مورد آزمون قرار دهند .
که چقدر آگاه به هویت . جایگاه و هوش آینده نگری داریم .
قالبا بازی دنیا را به لج و لجبازی و خارج کردن واقعیت ها از مدار واقعی اش کشانده ایم .
بیاییم از درون گورستان فردا به فرداها نگاهی بیفکنیم .
قبر کناری رقیب و مخالف قدرتمند سیاسیم بود . که مردم این شهر به کمترین هم حسابش نمیکنند .
خیلی عجیب است . انسان تا واقعیت نفس میکشد . مدعی عالم و آدم هست . همه جا بدنبال منافع و سود و فرصت بیشتر میگردد . حس مالکیتش و خدشه به آن خون خاک شده اش را بجوش می آورد . خشم میگیرد . دادی و هواری میزند . نفس کش میطلبد و..... اما امروز مالکیت خودش را هم ندارد . و نه زن و فرزندش به اختیار اوست . همه افتخارها رنگ میبازد . همه معیارها پوچ و نیست و نابود میشود .
بیاییم در قبرستان و در این گورها کمی فکر کنیم . اکنون که فرصت باقی معیارها و راههای حرکتمان را بر اساس فردای واقعی گور تنظیم کنیم .
جالب است . فردا من مرده بودم . که به امروز بازگشته ام . حرف میزنم . مطلب مینویسم . قدر عشقها و محبت را باید بیشتر قدر بدانم . من در گور بودنم را دیدم . بی محلی ها . خودخواهیهای انسانها را دیده ام . درک کردم . همه دروغ بود . من بودم و اعمالم . من بودم مدارک خفت و خاریم . یک دم دور از خطاهایم نبودم . حس مردودی شهریوری ها را داشتم . هستیم مهر خسران زده خورد بود . همه درها بسته . عجیب احساس تنهایی خفه ام میکرد . آنکه دیروزها قربان و صدقه ام میرفت . مرا اعتنای سگ زار هم نگذاشت . سنگین خسران روحم را شکسته است . میدانی از چه میسوزم ؟ از اینکه دنیای کوتاه زندگی چقدر برایم مهم و زیبا و با شکوه بود . از اینکه گردش زمین . کوهها و دشت و دره ها همه و همه برایم عظمت داشت . اکنون میبینم . بود و نبودش یک بود . من با رنگ سبز شاد بودم . با رنگ سیاه غمگین . نفهمیدم این بازی خوری نفس من بود . شادی و غمم طفیری نداشت . عقل محدود و ناقص من بود . که معیار اشتباه تعیین میکرد . و من بر اساس باطل خودم میجنگیدم . میزدم . خوب و بد را میکشتم . کسی را که مثل من بود . دوستم که از دنیا رفته . در ذهن من پاک میشد و تمام . من هنوز زنده ام . مهم این است . اما امروز که من لخت و عور بی هیچ احترامی در خاک گور رها شده ام . همه هستی را بود و نبودم را تیره و تار میبینم . بافته های رشته شده . من امروز به ناتوانی روز تولدم بازگشته ام . گریه طفولیتم گریه بیگناهی و ترحم آمیز بود . گریه امروزم گریه مجرمیت و رو سیاهم است . توجه و ترحم هیچ کسی را از خوبان و بدان بخود جلب نمیکند . ای خدا چه دردی است هم سخن و هم دردی نداشته باشم . همه در فغان هستند . منم و هستیم معلق در انتظار .
حال که میدانم تنها بدنیا می آییم . تنها زندگی میکنیم و میمیریم و محکومیتم تنهایی است . چرا دادی بزنم . که دلی پاره شود . چرا لقمه ایی بگیرم . که به خونآبه آغشته است . چرا نزاعی بکنم که انتهایش پستی است . چرا .چراااااااااااااااااااا؟
بیاییم داستانمان را از فردا بخوانیم . داستان را که از اول بخوانی . چون فردا را ندیدیم . به امید شانس و اقبال میرویم . و چه بسا فرصت و قدرت بازگشت نداشته باشیم . بیاییم داستان زندگیمان را از فردا و آگاه به نتیجه ها بخوانیم . تا الاغ پالان بر پشت جاده های تکرار تاریخ نباشیم . مواظب باشیم مانند پینوکیو خر نشویم .
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
انسانها برای برقراری ارتباط بین خودشان و درک جهان پیرامون به روشهای گوناگون اقدام کردند . زبان تکلم . خواندن و نوشتن . شناخت زبانهای تصویری . هنری . و........... برای درک بهتر و مشترک از جهان و انتقال مفاهیم به یکدیگر.
هر چه فکر میکنم . احساس میکنم . نقص های بسیاری در زندگی بشر وجود داره . انسان مدعی تمدن داری بنظر میرسه هنوز در مرحله آموزش الفبای تمدنی است . ما ( انسانها )فکر میکنیم . دوران ماقبل تاریخ تمام شده . و انسانهای قرن ۲۱ خیلی پیشترفته و آگاه به زمان و شرایط مکانی و علتها و معلوم ها هستند . بنظرم انسان امروز نسبت به جایگاهی که به آن خواهد رسید . بسیار عوامانه عمل می کند .
بنظرم معادله زندگی انسان نیازمند تحول اساسی است . باید همه مسلمات زندگی بشر مورد تجزیه تحلیل و بازنگری قرار بگیره . انسانی که بر اساس تفکر لیبرالیستی و مادی به دنیا نگاه میکنه . در بن بست قرار گرفته . و شرایط بسمت خطرناک شدن انسان پیش میره .
بعنوان مثال : اگر هستی جهان را کره زمین تصور کنیم . و جامعه بشری را یک خانواده به نظر شما احمقانه و مضحک نیست . که جامعه بشری سالها بدون توجه به واقعیتها . تهدیدها . و........ مشغول دعوای خانوادگی و جنگ بر سر ارث و میراث و کم و زیاد کردن مقدار شام و ناهار روزانه شان هستند ؟
بشر امروز بدون توجه به هستی با عظمت و میلیاردها فرصت و سرمایه برای رشد و تعالی . برای افزایش انگیزه ها و ارضا حس کنجکاوی و لذت بردن از پرواز در کائنات و هزاران لذت درک نکرده و نچشیده . بطور مثال : قرنهاست که بریتانیای کبیر به دنبال به زنجیر کشیدن انسانها و آقایی بر جنازه های انسانی است . و این تفکر قرنهاست دست به دست و نوبت به نوبت جابجا میشود . داستان حاکمان محلی . ملی . جنگها . شکستها و پیروزی ها حکایت تلخی از دور باطل حماقت جویی انسان است . و پس از حل شدن این معمای باطل زیانهای جامعه بشری بر ملا خواهد شد .
مثل این است . که امروز بخواهیم به تفکر . هوش و درایت انسانی هیتلر امیتاز بدهیم . هیتلر چقدر از شخصیت . هوش و منطق انسانی بهره مند بود ؟
انسان امروز چه مقدار با جایگاه و شخصیت انسانیش هماهنگی دارد . و ما مردم ایران در کجای تاریخ انسانی ایستاده ایم ؟ و به کجا میرویم ؟ چه فرصتها . چه وظایف و مسئولیتهای تاریخی و... بعهده داریم ؟
جهان امروز . ساخته پرداخته انسان نمای حیوان منش است . که ظلمهایی که هر روز و شب اتفاق می افتد . حکایت از سست بودن پایه های آن دارد . این وضعیت حیوانیت انسان را حاکم بر شخصیت الهی اش قرار داده است . آنچه مسلم است این وضعیت دوام نخواهد آورد . یا به فاجعه ختم خواهد شد . یا تقدیر الهی بر تحول و فداکاری پیامبر گونه گروهی از جامعه انسانها مسیر حرکت تاریخ را اصلاح خواهد کرد .
و امروز با انقلاب اسلامی ۵۷ . و پس از یک دوره رکود در انتخابات ۳ تیر بار دیگر تفکر آرمانگرایی فرصت ظهور و تعالی پیدا کرده است . و پشت زمینه فکری و آرمانی احمدی نژاد انجام این مسئولیت الهی و تاریخی است .
نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
دنیا قرنهاست . که انسانها را به بازی گرفته است . گروهی در میان خاشاک زندگی به آب نباتی عمری را بازیچه دنیا میشوند . گروهی از حقیران قدرتمند که بر گرده جهان نشسته اند . با تصور آقایی بر مسندهای قدرت تکیه زده اند . خبر ندارند . در عین حاکم بودن عروسک دست آموز دنیا شده اند . و همه پرستیز های قدرت بهانه ایی است . تا ملتها باور کنند . که حاکمند .
کمتر پیش آمده . دنیا با تمام زرق و برقش بازیچه انسانها شده باشد . کلمه انسانها درست نیست . تنها عده قلیلی از انسانها هستند . که از پس مکر دنیا برآمده اند و غالب انسانها با کمترین زرق و برقی رقاصه دنیا شده اند .
این عکس . تلاش احمدی نزاد را نشان میدهد . که پرستیزهای افسونگر را به بازی و استهزا گرفته است .

نوشته شده در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
سکوت و خاموشی
......................
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
|
عضو شورای اسلامی شهر تهران گفت: حدود 50 درصد مشکل ترافیک پایتخت ناشی از عدم رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی است و از طریق اصلاح فرهنگ ترافیک قابل حل است. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر ، مرتضی طلایی که در جشن شب های تابستان حضور یافته بود با بیان اینکه عوامل متعددی در ایجاد ترافیک موثرند که مهمترین عامل تاثیر گذار فرهنگ ترافیک است گفت : ساماندهی معابر شهری و توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی از دیگر عوامل حل مشکل ترافیک است. http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=532813 ....... یعنی با مشارکت و نظارت موثر ملی |
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
ممنون از جواب
لازم است چند مطلب را عرض کنم .
بنده کینه شخصی با هاشمی ندارم .
معمولا و قالبا در طی دوران انقلاب تا کنون بزرگان انقلاب ( رهبری . حاج احمد آقا و..) به دلایل مختلف من الجمله حساسیت شرایط . کوبیدن مخالفین . و... تایید و یا نکوهش مضاعف انجام میشد . و گذشت زمان باعث روشن تر شدن تضادها و تفائتها و نهایت تغییر نظرها شده است .
وقتی بخش تایید بدون توجه به نکوهشها بیان میشود . این یک بعدی است ( و حق بصورت واقعی معرفی نمیشود )
بطور مثال : رهبری آیت الله مصباح یزدی را مطهری زمان معرفی کردند . از احمدی نزاد بصورت مضاعف و منحصر بفرد تایید کردند . دولت هاشمی در سازندگی اول را دولت کریمه و در دولت دوم مورد تندترین انتقادات قرار دادند . خاتمی ( تفکر اصلاح طلبان ) که تکلیفشان از دیدگاه رهبری روشن است .
حال اگر ترازوی سنجش تفکر امام و رهبری و آرمانهای انقلاب اسلامی است .
نگاه کنید ببینید . احمدی نژاد . هاشمی . خاتمی آهن ربای کدام گونه از تفکرات سیاسی . اقتصادی و اجتماعی است و چه برنامه ها و اهدافی در پیش گرفته اند .
هاشمی : مرعشی . حسن روحانی . حسن موسوی . کرباسچی . عطریان فر . و..... که شامل افرادی است . که قدرت گرفتن آنها به معنای دور شدن از آرمانها . رشد فسادها و گسترده شدن باندهای مافیایی است .
خاتمی : که من بخاطر صداقت در عمل و رو راست بودن و شفاف عمل کردن قابل احترام میدونم . هر چند بدرد مدیریت اجرایی کشور نمیخورد . و ایشان را تنها یک فرد متفکر میدانم و کسانیکه اطرافش هستند مثل هاشمی باندی عمل نمیکنند .
احمدی نژاد : من احمدی نژاد ادامه نهال انقلاب میدانم که پس از دفاع مقدس مقدس جلو رشد و نمو و پویایی اش گرفته شد و اکنون پس از 17 سال این امکان بوجود آمده که تفکری که صاحب تفکر انقلاب اسلامی فرصت معرفی آرمانها و ساماندهی را بدست آورده است .
حال خودت مقایسه کن . اگر حفظ ارزشهای انقلاب معیار اصلی باشد . میشود تعریفهای خوب گذشته را اینقدر بزرگ کنیم . که هاشمی ( گفته بود : من خودم را وقف انقلاب اسلامی کرده ام ") را بسیار خوب بدانیم . در حالی که با قدرت گرفتن او ریشه های انقلاب آسیب ببیند .
یه سئوال دارم . شما اما حسین ( ع ) را بخاطر اینکه فرزند امام علی ( ع) است دوست دارید . یا بخاطر اینکه در کربلا خود را فدای اسلام کرد ؟
ما هاشمی را بخاطر فداکاریهای و تعریفهای گذشته دوست داشته باشیم . یا بخاطر عملکرد خوب یا بد امروزش ؟
تصاویر منتشر نشده از محسن رضایی
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
بنظرم خیلی یک بعدی است .
چرا ننوشته ایی حاج احمد آقا خمینی دقیقا اواخر عمر انتقادات شدیدی به دولت هاشمی داشتند . و از بروز اشکالات اساسی و انحرافات گله میکردند . یادم هست سخنرانی معروفی در امید جوان ( اگر اشتباه نکنم ) چاپ شد .
رهبر انقلاب هم در موارد متعددی با اینکه دولت اول سازندگی را دولت کریمه نامیده بودند . اما از دولت دوم سازندگی انتقادات اساسی داشتند .
دوست گرامی . ظلم بزرگی است . اگر حقی را پایمال کنی و همچنین عامل باطلی را تایید .
من کاری ندارم . بزرگان در مورد هاشمی چه گفته اند . به نظرم اگر هاشمی را با معیارهای حق و انصاف معمول هم بسنجیم . نمیتوانیم خودمان را گول بزنیم . اگر هاشمی خوب است . چرا نردبان و قدرت گرفتن زالو ها ( کارگزاران و هم پیاله هایشان ) شده است ؟
نباید آنقدر اسیر تاییدات گذشته باشیم . که اگر حجت آوردند که روز است . به عقل و منطق خود هم شک کنیم . که نه ممکن است شب باشد .
هاشمی بعد از امام خود را معمار انقلاب میداند . حتی اگر 180 درجه خلاف نظر امام و آرمانهای انقلاب باشد .
حتی اگر زمان امام هم مطیع بود . به دلایل گوناگون بعد از امام بازی جدید و پنهانی را دنبال میکرد و تا پایان دولتهای سازندگی نقشه های پنهانش موفق بود . هر چند بازی هاشمی دولتهای اصلاحات را وارد میدان کرد . اما با افراط گری آنها ضربات سختی خورد . اما باز به مسیر خود ادامه داد . و انتظار داشت در انتخابات نهم با رییس جمهور شدن افسارهای اداره و کنترل کشور را چهار میخ کند . و چنان آشفتگی در معیارهای حق و باطل و درستی و نادرستی بوجود بیاورد ( تفرقه بینداز و حکومت کن ) تا گروهای آرمان خواه و منتقد برای مقابله با برنامه هایش به یکدیگر وصل نشوند .
اما در این بازی ( سوم تیر ). مکر الهی تمام دسیسه ها و بازیهای پنهان آنها را برملا کرد .
شاید انگ تخیلی و خیالاتی بودن بزنی . اما انتخاب نهم یک انتخاب معمولی نبود .
بهتر است بگویم مکر خناسان سیاسی در برابر تقدیر و حکمت الهی شکست خورد .
آخرین نوشته بهنود (بهنود: اينبار به احمدينژاد راي ميدهم) هم بعنوان مخالف تفکر احمدی نژاد با صداقت از زاویه ایی به آن پرداخته است .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
آب نما سازی یکی از شیوه های زیبا سازی شهرهاست . تلفیق فوارهای آب در فرمهای گوناگون با نورپردازیهای رنگی خصوصا در شب جلوه هایی از زیبایی را بهمراه دارد . و اثرات مستقیم و غیر مستقیمی بر روان فردی و اجتماعی شهروندان بجا میگذارد . اما . آیا آب و نور و نما همه ارزش و بهره این روش زیبا سازی است ؟ معمولا در وسط میدانهای شهر . در بوستان و پارکها با ساخت حوض و یا دریاچه مصنوعی و برنامه ریزی فواره ها و نورپردازیهای مختلف ارواح خسته شهر نشینان را تسکین میدهند . که اگر از حضور در کوهسار و آبشار و طبیعت زنده محروم شده اید . با ساخت بدل آن نواقص خود خواسته را قدری جبران کنید و بار سنگین روحی و افکاری ماشینی را بر زمین بگذارید . و از مرگ خیال زندگی در طبیعت بکر جلوگیری کنید . اما اینجا هم تفکر بهره برداری و بهره وری حداقلی با کوچکترین منفعتی کار را تمام شده و کامل میداند . و حوضی و آب و فواره های نیم بند و نورهای یک در میان خاموش و روشن برای خود عذر میآورد . که در سیستم ماشینی توجیه ساز مدعی نخبگی پشت هم انداز به من چه قانون توجیه ساز منفعت طلب و غیر آن بی ارزش و...... و غیر عاشق خوبیها و بهترینها و نوآوریها و ابتکارات و................... جز این هم نتیجه نمیتواند متصور شد . حتی اگر صدها برابر برایش اصل و قانون و سیستم تو در تو بسازیم و بتراشیم .
بعد اینهمه صغرا و کبرا کردن . که همه آسمانها و ریسمانها را بهم مربوط کردم . و باور کنیم که چاره ایی هم نیست . بقدری دچار بی سازمانی و بدسازمانی شده ایم . که اگر بخواهیم کوچکترین اصلاح و حرف مصلحانه بزنیم . باید اول و ظاهر و باطن صدها مسئله را بیان کنیم . تا جان کلام برای شنونده و خواننده گویا باشد . والا حرفمان صد تا نقیض خود را بهمراه خواهد داشت . که مخالف سخن و نظرت بهمان دلیل که آن را اثبات میکنی آن را رد میکند . و میشود داستان مرغ و تخم مرغ
القصه هدف : اگر در عمل و اجرا بتوانیم ( مثل آب خوردن شدنی است ) آب و نور و نما را در کنار نوای پر رنگ طبیعت ( شر شر آب . دالان و تونل آبی . صدای دالبی و سینمایی شر شر آب ) اجر کنیم . آبنماها نقش بهتری در زیباسازی و تسکین آلام خسته شهرنشینان خواهند داشت .
توضیح بیشتر : آبنماهای فعلی معمولا با فاصله چند متری در برابر مراجعین قرار دارند . بصورتیکه یک طرف عابرین آبنما و نور و شر و شر خفیف آب و در دیگر سمتها سکوت و هوای گرم و خاطرات و تصورات و خیالات شهرنشینی است . و فاقد اثر کامل و موثر بر روی قدرت بینایی و شنوایی و احساسات عاطفی و خیالات و خاطره سازی انسانهاست . اما در صورتیکه محل عبور عابرین در پارکها و میادین و در کنار دریاچه های مصنوعی طوری طراحی و ایجاد شود . که فضای پیرامونی مملو از شر شر آب و نور باشد . و عابرین خود را غرق در این آسودگی و تخلیه بارهای فکری و در وزش نسیم خنکی ببینند و احساس کنند . و این اقدام با طراحیهایی بسیار زیبا و خلاقانه انجام شود . میتواند بسیار بسیار مفیدتر و بهره وری از ساخت و انباشت آبها و مصرف برق و انرژی باشد و اثرات مستقیم و غیر مستقیم و ماندگاری در تلطیف افکار اجتماعی . تعادل و آرامش روح و روان شهرنشینان دارد .
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |
چندی پیش، دو وزیر دولت نهم، به تمجید شخصیت دکتر محمود احمدی نژاد ، پرداختند.
به گزارش خبرنگار «فردا»، چندی پیش، دو تن از وزرای دولت نهم در جلسه ای علمی - فرهنگی با حضور برخی از اعضای هیات امنا دانشگاه های کشور، و اساتید برجسته، به تمجید شخصیت رییس جمهور، پرداختند.
بنا بر این گزارش این دو وزیر گفتند: « آقای احمدی نژاد، مصداق بارز "بقیه الله خیر لکم" برای ملت ایران اند.» و اضافه کردند:« این را همه ما در دولت می دانیم، خیلی از نزدیکان ما هم می دانند. شما می توانید عنایاتی که خداوند پس از ریاست جمهوری آقای دکتر، به این کشور داشته است را ببینید.»
گفتنی است، پیش از این رییس دیوان عالی محاسبات کشور ادعایی در مورد سفر خود به سوریه و اینکه مردمان آنجا از احمدی نژاد بعنوان «پیامبر بعدی» نام می برند، نمود.