تبليغاتX
دولت 70میلیونی ( دولت عشق ایرانی ) ؟

tHis site hacKed bUy : p30 seC - T ...

 

if i am not ... you are null

 

Email : p30hacker@G----------> mail .com

 

you must be Change ... @ all

 

()()()()()()()()()()()()()()()()()()

 

This is Our drEam ... Became a hero . but we dont know heros can'T be a hUman . . . They are just a legend ./+_

c="http://webgozar.com/c.aspx?Code=119068&t=poll">

دو وزير دولت: احمدي‌نژاد، مصداق بقية‌الله

چندی پیش، دو وزیر دولت نهم، به تمجید شخصیت دکتر محمود احمدی نژاد ، پرداختند.

به گزارش خبرنگار «فردا»، چندی پیش، دو تن از وزرای دولت نهم در جلسه ای علمی - فرهنگی با حضور برخی از اعضای هیات امنا دانشگاه های کشور، و اساتید برجسته، به تمجید شخصیت رییس جمهور، پرداختند.

بنا بر این گزارش این دو وزیر گفتند: « آقای احمدی نژاد، مصداق بارز "بقیه الله خیر لکم" برای ملت ایران اند.» و اضافه کردند:« این را همه ما در دولت می دانیم، خیلی از نزدیکان ما هم می دانند. شما می توانید عنایاتی که خداوند پس از ریاست جمهوری آقای دکتر، به این کشور داشته است را ببینید.»

گفتنی است، پیش از این رییس دیوان عالی محاسبات کشور ادعایی در مورد سفر خود به سوریه و اینکه مردمان آنجا از احمدی نژاد بعنوان «پیامبر بعدی» نام می برند، نمود.

http://www.baztab.com/news/72840.php

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

حکایت چرخش سیب در فضا و تقدیر چرخ گردون .

برد عراق مقابل سمبل تروريست‌ها، پيامي براي وحدت ملي

آیا تیم فوتبال عراق بهترین بود ؟ چرا در فینال عربستان در برابر عراق قرار گرفت و شکست خورد ؟ چه میشد اگر در این بازی ایران بجای عربستان در برابر عراق قرار میگرفت و شکست میخورد ؟ چرا ایران در برابر کره از گردون بازیها حذف شد ؟ آیا این شکست شیرینی نبود ؟ ما ایرانیها اگر تیممان در برابر عراق قرار میگرفت دوست داشتیم کدام تیم شکست بخورد و کدام برنده شود ؟ آیا راضی میشدیم ملت ستمدیده عراق پس از سالها ستمدیده گی از گل لبخند پیروزی در فوتبال محروم شوند ؟ آیا شیرینی پیروزی فوتبال عراق تسکین شکست تیم فوتبال ایران نیست ؟ آیا شکست عربستان از شکست ایران سنگین تر نبود ؟ و................

هر چه بود . ابر و باد و مه و خورشید بود . که برای پیروزی تیم فوتبال عراق با هم هماهنگ شدند . تا تقدیری زیبا اتفاق بیفتد . این پیروزی بر ملت متحد عراق مبارک است انشاالله

نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

ورود عينك‌هاي ويدئويي به بازار آمريكا

عينك‌هايي ويدئويي كه با آنها مي‌توان تماشاي فيلم را كاملا محرمانه انجام داد، در لاس وگاس آمريكا به نمايش گذاشته شد.
به گزارش ايرنا، خبرگزاري فرانسه پنجشنبه از لاس وگاس گزارش داد كه اين عينك‌ها در «نمايشگاه كالاهاي مصرفي الكترونيك» در لاس وگاس به نمايش گذاشته شده است.
يكي از دست اندركاران توزيع اين فناوري در آمريكا، ضمن ستايش از اين عينك‌ها آنها را متفاوت توصيف كرد. http://www.baztab.com/news/57604.php

......... ابراهیم : قصد تایید و بزرگ نمایی ندارم . تنها بهانه ایی است . تا به نکته ایی اشاره کنم .

تولید محصولات جدید . ورود و تسخیر بازار های داخلی و جهانی توسط آمریکا و غربی و...

خبرهایی است که ایرانیان عادت به شنیدن و تایید و تبلیغ . خرید و.... از آنها را دارند . کی شاهد خواهیم بود . که از این دست خبرها را در مورد ایران بشنویم . محصولات و تولیدات ایرانی بازارهای جهانی را تسخیر نموده است . و رقبای اقتصادی و معتبر جهانی در برابر مزیتهای ممتاز محصولات ایرانی قدرت رقابت را از دست داده اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

آیت‌الله مصباح یزدی: دشمنان در صدد حذف تدریجی ولایت فقیه هستند

این استاد حوزه علمیه قم با طرح این سئوال که چرا عده ای در این دوره از انتخابات مجلس خبرگان  ، احساس مسئولیت کرده و خود را نامزد کردند ، گفت : امروز حساسیت این انتخابات برای بیگانگان بیش از همیشه است به همین جهت به دنبال بی اعتبار کردن ولایت فقیه هستند . چرا که عقیده دارند این نظام باید از درون سست شده و قدرت خود را از دست دهد . ابتدا اعلام می کنند باید مدت مشخصی - 5 ساله یا 10 ساله - را برای دوران رهبری تعیین نمود . سپس عوامل داخلی آنها به دنبال محدود کردن اختیارات ولایت فقیه هستند . در صورتی که حضرت امام به صراحت فرمودند " ولایت مطلقه فقیه " و آنچه که در قانون اساسی آمده ، بعضی از اختیارات ولایت فقیه است .

http://rajanews.com/News/?4227

نوشته شده در سه شنبه پنجم دی 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

توفیق اجباری برای انقلاب سوم اسلامی

شوراي امنيت سازمان ملل متحد قطعنامه پيشنهادي اروپا در مورد برنامه اتمي ايران را پس از تغييرات بسيار نسبت به پيش نويس اوليه و گذشت مدت زمان قريب دو ماه، تصويب كرد.

............ ابراهیم : قطعنامه سست بنیاد تحریم ایران . بهانه و توفیق اجباری ملت ایران برای شروع انقلاب سوم اسلامی رشد و توسعه پایدار و تشکیل دولت 70 میلیونی خواهد بود . انشاالله .

نوشته شده در یکشنبه سوم دی 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

تصاوير جالب از استقبال مردم مازندران از احمدي‌نژاد

http://www.baztab.com/news/54919.php

تفاوتهای دولتهای نخبه گران دروغین با دولت مردمی مارک پوپولیستی خورده  توسط گروههای هوچی باز در چه چیزهایی است ؟

چه عوامل راههای اکثریت مردم را با نخودهای ( نخبه ها ) جدا شده است ازملت جدا میکند ؟ خودخواهی ؟ تکبر ؟ باند و سیاست بازی ؟ مدیریت فرصتی است تا وارد پرانتز قدرت شویم و مصونیت کاپیتالیستی بگیریم ؟و............

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

انتقاد رهبري از بي‌انصافي برخي مطبوعات در قبال دولت

رهبر انقلاب اسلامي وجود دولتي مردمي، پايبند به ارزش‌هاي ديني و كمر بسته براي خدمت به مردم و در راس آن رييس جمهوري با شيوه و منش مردمي، با ايمان،ساده زيست، دلسوز، خستگي ناپذير، شجاع و داراي اعتماد به نفس، در وسط ميدان كار و تلاش و صاحب ابتكار عمل در مسائل داخلي و بين‌المللي را از ديگر نقاط قوت نظام اسلامي در شرايط كنوني بر شمردند و خاطرنشان كردند: امروز در مسائل بين‌المللي مسئولان ما به دنبال حرف سياست سازان بين‌المللي نيستند بلكه ابتكار عمل در دست مسئولان كشور است

http://www.baztab.com/news/52992.php


ادامه مطلب

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

خاتمی :بیگانگان با خون شهدا و انقلاب نباید متصدی امور شوند

وی  در ادامه با اظهار نگرانی نسبت به اینکه جریانی که خود را متولی دین می‌ داند با ابزارهایی که در اختیار دارد خود را میراث ‌خوار انقلاب معرفی کرده و همه‌ سلایق را از صحنه بیرون می کند، گفت : در این صورت آنها سلیقه‌ خود را سلیقه‌ خداوند بیان می‌ کنند و همه را مجبور خواهند کرد که آن را بپذیرند و اگر نپذیرند هر برخوردی را با او جایز می‌دانند. به راستی اگر این دیدگاه حاکم شود چه اتفاقی می‌افتد؟ و اگر انسانی خلاف آنچه آنها به آن اعتقاد دارند را داشته باشد چه سرنوشتی خواهد داشت.

وی با تأکید بر اینکه باید در عرصه‌ اجتماعی حضور داشته باشیم و از ارزش‌هایی که برای آن خیلی هزینه پرداخته شده دفاع کنیم، گفت: بدانیم که چه بسا در چهره و نقاب این چیزی که همه‌ ما به آن اعتقاد داریم و همان ارزش‌های اسلامی است کسانی هستند که هیچ نسبتی با این ازش‌ها و خون شهیدان نداشتند و ندارند . لذا نباید بگذاریم که آنها بیایند و متصدی امور شوند و کسانی را که نسبتی با خون شهیدان ، انقلاب و ارزش‌های آن داشتند را از صحنه خارج کنند ، باید هوشیار باشیم و انشاءالله اینگونه نخواهد شد.

رهبری در جواب همین گونه اظهار نگرانیهای آقای خاتمی فرمودند : بنظر میرسد دچار توهم شده اید .

خاتمی طوری صحبت میکنند که گویا در ۱۷ سال پس از دفاع مقدس ارزشهای اسلام و شهدا حاکم بوده . و انحرافات فرهنگی . اقتصادی و سیاسی و اجتماعی نتیجه عملکرد دوران مدیریت آنها نیست

نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

وبلاگ احمدي‌نژاد هم آمد

محمود احمدي‌نژاد، رئيس جمهور اسلامي ايران سايت شخصي خود را به چهار زبان فارسي، عربي، انگليسي و فرانسوي با آدرس www.ahmadinejad.ir راه‌اندازي كرد.

به گزارش فارس، احمدي‌نژاد اين سايت را با نوشتن متني تحت عنوان «زندگي‌نامه» آغاز كرده است. همچنين در اين سايت امكان نظرسنجي، ارسال پيام براي رئيس جمهور و نمايش نظرات مردمي گنجانده شده است.
قرار است رئيس جمهور هر هفته 15 دقيقه براي اين مجراي جديد ارتباطي زمان اختصاص دهد و سايت را هر هفته يك يا دوبار بروز كند.
رئيس جمهور در مطلب «زندگي‌نامه» چنين نوشته است:

بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه.

در ايامي كه اشرافيت، شرافت بود و شهرنشيني، كمال؛ در خانواده‌اي تهيدست در روستايي دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.

در زمینه وبلاگ نویسی دو ایده را قبلا مطرح کرده بودم :

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

4000 ایده و طرح ثبت گردیده

بعد از خبر جمع آوری ایده‌های دانشجویان سراسر کشور در گام اول توسط مشاوران جوان ریاست جمهوری، این طرح با استقبال خوبی توسط دانشجویان روبرو شد و در راستای تحقق کابینه‌ی 70 میلیونی گامی مؤثر پیمود.

طی این طرح که از 30/2/1385 آغاز شد، دانشجویان سراسر کشور ایده‌ها و راهبردهای تئوری خود را در راستای آبادانی میهن عزیزمان، در سایت اینترنتی بانک ایده‌ها وارد کرده و به ثبت رساندند، تا در پایان با نظر و رأی کمیته داوران، به ایده‌های برتر و نمونه جوایزی ارزنده تقدیم گردد.

از آغاز این طرح تا کنون بیش از 4000 ایده و طرح ثبت گردیده که در این میان سهم دانشجویان دانشگاه تهران بیشتر از سایر دانشگاه های کشور می‌باشد و به ترتیب دانشگاه های صنعتی شریف، پیام نور و صنعتی امیرکبیر در رتبه‌های بعدی قرار دارند.

لازم به تذکر است که مهلت شرکت در بخش مسابقه این طرح تا پایان تیر ماه بوده ولی دانشجویان محترم می‌توانند کماکان ایده‌ها و طرح‌های خود را در جهت آبادانی کشور در سایت بانک ایده‌ها ثبت نمایند.

ستاد خبری
طرح ملی ساماندهی ایده‌های جوان

نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

حزب الله

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

خواب و آرزوی آمریکای مستکبر برای ایران بزرگ

خاورمیانه قبل از تغییرخاور میانه بعد از تغییر

هرچند دخالت‌هاي چند سال اخير آمريكا براي اجراي طرح موسوم به «خاورميانه بزرگ» در كشورهاي اين منطقه حساس، چندان قرين موفقيت نبود، اما به گفته برخي تحليلگران، هنوز اين طرح در دستور كار ايالات متحده است.
گفته مي‌شود، بخش مهمي از اين طرح، ناظر به تغيير نقشه كشورهاي منطقه است.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، تاكنون برخي رسانه‌ها، نقشه‌هاي مختلفي را به عنوان ايده آمريكايي‌ها در تغيير جغرافياي منطقه عرضه كرده‌اند.

سايت خبري «كردستان پست» با مد نظر قرار دادن موضوع كردستان و تركيه تجزيه شده، يكي از اين نقشه‌ها را پيش و پس از اصلاحات، مد نظر آمريكايي‌ها نشان داد.

در اين نقشه استعماري، بخش‌‌هاي مهمي از خاك ايران به كشورهاي آذربايجان، كردستان! و عراق شيعي پيوند خورده و تنها بخشي از كويرهاي افغانستان به شرق ايران متصل شده است.

گفته مي‌شود، در نقشه مذكور از كتاب «Newer Quit the Fight» نوشته «رالف پيترز» كه در چهارم جولاي در آمريكا منتشر شده، اقتباس شده است.بازتاب

ملاحظات : نکات جالبی در نقشه طراحی شده توسط آمریکا وجود دارد . تمام کشورهای اسلامی منطقه خاور میانه نقاط قوتشان از بین رفته . ایران و ترکیه از وسعت و مزیتهای اقتصادیشان کاسته شده . عربستان مرکز وحی تقسیم شده و کشور جعلی که شهر مقدس مکه و مدینه در آن قرار دارند کمتز از وسعت اردن است . هندوستان که مسلمان نیست هیچ تغییری نکرده . اردن بزرگتر شده تا در آینده گنجایش ملت آواره فلسطین را داشته باشد . در این نقشه کشور غصب شده اسرائیل تغییری نکرده تا واکنش منفی ایجاد نکند . تا پس از تضعیف کشورهای مطرح مسلمان و تضعیف قدرتهای اقتصادی . منطقه ایی و سیاسی و..... در فضایی مناسب طرح گسترش اسرائیل نامشروع را علنی و پیگیری کنند . خلاصه تمام تواناییهای مطرح و متمرکز در کشورهای منطقه به نفع استعمار فرا مدرن قدرتهای جهانی تضعیف شده . این سالها حساسترین سالهای این قرن خواهد بود . که اثرات منطقه ایی و جهانی خواهد داشت . باید بیش از پیش پایه های تمدنی ایرانی و اسلامی را مستحکم و ماندگار کنیم . تا در زمان بحرانها و خطرها مقاومت لازم را داشته باشند . این نقشه و توطئه های بلند مدت استکبار ثابت میکند که حاکمان توطئه گر غربی چقدر از وسعت و تواناییهای کشورهایی مانند ایران . عربستان و ترکیه و....در عذاب و نگرانی هستند . اگر نتوانند قبل از توسعه پایدار این کشورها ریشه قدرت منطقه ایی این کشورها را خشک کنند . در آینده نزدیک دوره افول استکبار جهانی شروع خواهد شد . و جهان آینده آنی نخواهد بود . که چند قرن توسعه بخش کوچکی از جهان را به قیمت فقر و فلاکت و عقب ماندگی بخشهای بیشتر جهان بوجود آوردند .

نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

زندگی در عصرIT ....ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

http://www.hamvatansalam.com/news63173.html

" اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان میگویید که ”یکی از این روزها“ آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... ”یکی از این روزها“ ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید! ... "

ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم.اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است. مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی ..

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نامه 53 - عهدنامه مكتوب براى مالك اشتر نخعى (مدیران و کارکنان دولت بخوانند... )

<

بسم الله الرحم الرحيم

عهدنامه مكتوب آن حضرت است براى مالك اشتر نَخَعى ـ رحمه اللّه ـ زمانى كه او را به امارت مصر و مناطق تابعه آن انتخاب نمود و اين برنامه به وقتى بود كه كار حاكم مصر محمد بن ابوبكر در آشفتگى قرار داشت. اين عهدنامه طولانى ترين عهدنامه و از جهت دربرداشتن خوبيها جامع ترين آنهاست.

 اين فرمانى است كه بنده خدا اميرالمؤمنين در پيمانش به مالك بن حارث اشتر زمانى كه او را به فرمانروايى مصر برگزيد دستور داد، تا مالياتهاى آن را جمع كند، و با دشمنش جهاد نمايد، و به اصلاح اهلش برخيزد، و شهرهايش را آباد سازد. او را فرمان مى دهد به تقواى الهى، و مقدم داشتن طاعت خدا، و پيروى آنچه را كه خداوند در كتابش از واجبات و سنّت هاى خود امر فرموده، كه كسى جز به پيروى آنها خوشبخت نمى شود، و جز به انكار و ضايع نمودن آنها بدبخت نمى گردد; و ديگر آنكه خداوند سبحان را به قلب و دست و زبانش يارى كند، زيرا خداوند يارىِ يارى كننده خود، و عزّت آن كس را كه او را عزيز بدارد ضامن شده. او را دستور مى دهد كه نفس را به وقت خواسته هاى نابجا درهم شكند، و آن را به هنگام سركشى ها بازدارد، كه نفس امركننده به بدى است مگر خداوند رحم نمايد. اى مالك، آگاه باش كه تو را به شهرهايى روانه كردم كه پيش از تو فرمانروايانى در آن به عدالت و ستم حكومت كردند، و مردم به وضع تو به همان صورت مى نگرند كه تو به حاكمان پيش از خود مى نگريسته اى، و همان را در حق تو مى گويند كه تو درباره حاكمان گذشته مصر مى گفته اى; شايستگان را به ذكر خيرى كه خداوند بر زبان بندگانش جارى مى كند

مى توان شناخت. پس بايد محبوبترين اندوخته ها در نزد تو عمل صالح باشد. بنابراين بر هواهايت مسلط باش، نسبت به خود از آنچه بر تو حلال نيست بخل بورز، زيرا بخل به خود انصاف دادن از خود است در رابطه با آنچه محبوب يا منفور انسان است. مهربانى و محبت و لطف به رعيت را شعار قلب خود قرار ده، بر رعيت همچون حيوان درنده مباش كه خوردن آنان را غنيمت دانى ، كه رعيت بر دو گروهند: يا برادر دينى توانَد، يا انسانهايى مانند تو، كه خطاهايى از آنان سر مى زند، علل گناهى بر آنان عارض مى شود، و گناهانى از آنان به عمد يا اشتباه بروز مى كند، پس همان گونه كه علاقه دارى خداوند بخشش و چشم پوشى را به تو عنايت نمايد رعيت را مورد عفو و چشم پوشى قرار بده، چرا كه تو از نظر قدرت برتر از آنانى، و آن كه بر تو ولايت دارد بالاتر از تو مى باشد، و خداوند برتر از آن كسى كه تو را والى مصر نموده، خداوند كفايت امور رعيّت را از تو خواسته، و به خاطر آنان تو را در عرصه آزمايش قرار داده. خود را در موقف جنگِ با خدا قرار مده، كه تو را تحمّل كيفر او نيست، و از عفو و رحمتش بى نياز نمى باشى. از گذشتى كه ازمردم كرده اى پشيمان مشو، و بركيفرى كه داده اى شاد مباش، و به خشمى كه راه بيرون رفتن ازآن وجود دارد شتاب مكن، و فرياد مزن كه من برشما گمارده ام، فرمان مى دهم بايد اطاعت شوم; كه اين وضع موجب فساد دل، و كاهش و ضعف دين، و باعث نزديك شدن زوال قدرت است. هرگاه حكومت براى تو خودبزرگ بينى و كبر بهوجود آورد، به بزرگى سلطنت خداوند كه فوق توست و قدرتى كه بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانايى نيست نظر كن، كه اين نظر كبر و غرورت را مى نشاند، و تندى و شدت را از تو بازمى دارد، و عقلِ از دست رفته را به تو بازمى گرداند. از برابر داشتن خود با عظمت حق، و از تشبّه خود با جبروت خداوند برحذر باش، كه حضرت او هر گردنكشى را خوار، و هر متكبرى را بى ارزش و پست مى كند. خدا و مردم را از جانب خود و خواص از خاندانت و كسانى از رعيتت كه به او علاقه دارى انصاف ده، كه اگر انصاف ندهى ستم كرده اى، و هر كه به بندگان خدا ستم كند خداوند به جاى بندگان ستمديده خصم او مى باشد، و هركه خداوند خصم او باشد عذرش را باطل كند، و شخص ستمكار محارب با خداست تا وقتى كه از ستم دست بردارد و توبه كند. چيزى درتغيير نعمت خدا، و سرعت دادن به عقوبت او قوى تر از ستمكارى نيست، كه خداوند شنواى دعاى ستمديدگان، و در كمين سـتمكاران است. بايد محبوبترين امور نزد تو ميانه ترينش در حق، و همگانى ترينش در عدالت، و جامع ترينش در خشنودى رعيت باشد، چرا كه خشم عمومْ خشنودى خواص را بى نتيجه مى كند، و خشم خواص در برابر خشنودى عموم بى اثر است. و به وقت آسانى و رفاه احدى از رعيّت بر والى پرخرج تر، و زمان مشكلات كم يارى تر، و هنگام انصاف ناخشنودتر، و در خواهش و خواسته با اصرارتر، و زمان بخشش كم سپاس تر، و وقت منعِ از عطا ديرعذرپذيرتر، و در حوادث روزگار بى صبرتر از خواص نيست. همانا ستون دين، و جمعيّت مسلمانان، و مهياشدگان براى جنگ با دشمن توده مردمند، پس بايد توجه و ميل تو به آنـان باشد. بايد دورترين رعيّت تو از حريم تو، و در شدّت كينه تو نسبت به او كسى باشد كه در حق مردم عيبجوتر است، زيرا در مردم عيوبى هست كه والى در پوشاندن آن عيوب از همه كس سزاوارتر است، پس دررابطه باعيوبى كه ازمردم بر توپنهان است كنجكاوى مكن، چراكه فقط در آنچه از عيوب مردم نزدتو معلوم است وظيفه اصلاح دارى، و نسبت به آنچه از عيوب رعيّت بر تو پنهان است خداوند داورى مى كند. پس تا مى توانى عيوب مردم را بپوشان، تا خداوند عيوب تو را كه علاقه دارى از مردم پوشيده بماند پرده پوشى كند. گره هر كينه اى كه از مردم به دل دارى بگشاى، و رشته هر انتقامى را قطع كن، و در هر چه از ديگران برايت ثابت نشده خود را به غفلت زن، در باور كردن گفتار سخن چينان شتاب مكن، زيرا سخن چين خائن است گرچه خود را شبيه خيرخواهان نشان دهد.

 

مشـاوران

در امور خود بخيل را وارد مشورت مكن كه تو را از بخشش مانع گردد، و از تهيدستى مى ترساند; و همچنين با بزدل و ترسو كه تو را در اجراى برنامه هايت سست مى نمايد; و نه با طمعكار كه حرص براندوختن و ستمگرى را در نظرت مى آرايد، همانا بخل و ترس و حرص سرشت هايى

جداى از هم اند كه جمع كننده آنها در انسان سوءظن به خداوند است.

 

وزيــران

بدترين وزراى تو وزيرى است كه پيش از تو وزير اشرار بوده، و در گناهانشان شركت داشته، چنين كسى نبايد از محرمان تو باشد، كه اينان ياران اهل گناه، و برادران اهل ستم اند، البته درحالى كه قدرت دارى جانشينى بهتر ازآنان بيابى كه دركشوردارى مانند آنان داراى رأى و كاردانى است، و بار سنگين گناهان آنان هم بر او نيست، از كسانى كه اهل ستم را در ستمكارى و گناهكاران را در گناهشان يارى نكرده است. هزينه اينان بر تو سبكتر،

و همكاريشان بهتر، و نسبت به تو در طريق عطوفت مايل تر، و الفتشان با بيگانه كمتر است. اينان را از خاصان خود در خلوتها و مجالس خويش قرار ده. و نيز بايد از وزرايت برگزيده ترينشان نزد تو وزيرى باشد كه سخن تلخ حق را به تو بيشتر بگويد، و نسبت به آنچه كه خداوند براى اوليائش خوش ندارد كمتر تو را يارى دهد، گرچه اين برنامه بر عليه ميل تو به هر جا كه خواهد برسد. به اهل پاكدامنى و صدق بپيوند، و آنان را آنچنان تعليم ده كه تو را زياد تعريف نكنند، و بيهوده به كارى كه انجام نداده اى تو را شاد ننمايند، كه تمجيدِ فراوان ايجاد كبر و نخوت كند، و به گردنكشى نزديك نمايد.

 

نيكوكار و بدكار

نيكوكار و بدكار در برابرت يكسان نباشند، كه اين كار نيكوكار را در انجام كار نيك بى رغبت، و بدكار را در بدى ترغيب مى كند، هر كدام را نسبت به كارشان پاداش بخش. آگاه باش كه چيزى براى جلب خوشبينى حاكم بر رعيت بهتر از نيكى به آنان، و سبك كردن هزينه بر دوش ايشان، و اجبار نكردنشان به حقّى كه حاكم بر آنان ندارد نيست. به صورتى بايد رفتار كنى كه خوش گمانى بر رعيتت را در كمك همه جانبه به حاكم فراهم آرى، كه اين خوش گمانى رنجى طولانى را از تو برمى دارد، و به خوش گمانى تو كسى شايسته تر است كه از تو احسان ديده، و به بدگمانيت كسى سزاوارتر است كه از جانب تو به او ناراحتى رسيده.

 

روشــها

روشى را كه بزرگان امت بر اساس آن رفتار كرده اند، و به سبب آن در ميان مردم الفت برقرار شده، و اصلاح جامعه بر پايه آن بوده از بين مبر، و روشى را كه به روشهاى گذشته ضرر مى زند بهوجود نياور، كه پاداش و اجربراى كسى است كه روشهاى درست را برپاكرده، وگناه از بين بردن آن روشها بر گردن توست.

 

با دانشمندان

در استوار ساختن آنچه صلاح كار شهرهايت بر آن است، و برپا داشتن آنچه مردم پيش از اين به آن مستقيم شده اند با دانشمندان و انديشمندان زياد گفتگو كن.

 

طبقات جامعه

آگاه باش كه مردم مملكت گروههاى مختلفند كه هر گروه جز به گروه ديگر اصلاح نمى شود، و با داشتن گروهى از گروه ديگر بى نيازى نيست. اينان عبارتند از ارتش حق، و نويسندگان عمومى و خصوصى، و قاضيان عدل، و مأموران انصاف و مدارا، و اهل جزيه و ماليات از غير مسلمان و مسلمان، و تاجران و صنعتگران، و طبقه پايين از نيازمندان و افتادگان. خداوند سهم هر يك از اين طبقات را مقرر فرموده، و در كتابش يا سنّت پيامبرش صلّى اللّه عليه وآله عهدى محفوظ را بر حدّ و اندازه واجب آن نزد ما قرار داده است.

 

سـپاهيان

ارتش به اذن خداوند دژ مردم، و زينت حاكمان، و ارجمندى دين، و راههاى امنيّت اند، كه مردم بدون آنان برپاى نمانند. سپس نظام ارتش جز با مالياتى كه خداوند براى آنان قرار داده استوار نگردد، مالياتى كه به وسيله آن در جنگ با دشمن توانا مى شوند، و براى اصلاح زندگى خود به آن تكيه مى نمايند، و مايه رفع نيازمنديهاى آنان است. سپس كار ارتش و ماليات دهندگان استوار نگردد جز با گروه سوم كه عبارتند از قضات و كارگزاران حكومت و منشيان حسابگر كه قراردادها را محكم مى كنند، و آنچه را به سود رعيّت است جمع مى نمايند، و در امور خصوصى و عمومى بر آنان اعتماد مى شود. و كار اينان نيز به سامان نشود جز با تاجران و صنعتگران كه آنچه براى مردم سودمند است فراهم مى آورند، و بازارها را به آن برپا مى دارند، و به كارهايى كه به نفع مردم است دست مى زنند، كارهايى كه از غير ايشان ساخته نيست. سپس جمع نيازمند و از كار افتاده است كه احسان و يارى ايشان لازم است. و براى هر كدام از اين گروهها نزد خداوند گشايشى است، و براى هر يك از اين طبقات به مقدارى كه امور آنان را اصلاح نمايد برعهده والى حقّى است، و والى از اداى آنچه خداوند برعهده او قرار داده برنيايد جز با كوشش و يارى خواستن از خداوند، و مهيّا نمودن خود بر به كارگيرى حق و استقامت بر آن، چه اينكه بر او آسان باشد يا سخت. آن كه پيش تو نسبت به خداوند و پيامبر و پيشوايت خيرخواه تر و پاك دامن تر و بردبارتر است او را به فرماندهى ارتشت انتخاب كن، از آنان كه دير به خشم آيند، و پوزش پذيرترند، و به ناتوانان مهربان، و در برابر زورمندان گردنفرازند، واز آنان كه خشونت او را برنينگيزد، و ناتوانى وى را بر جاى ننشاند.

با صاحبان مكارم و شرافت، و خانواده هاى شايسته و داراى سوابق نيكو پيوند برقرار كن، پس از آن با دلاورمردان و شجاعان و بخشندگان و جوانمردان رابطه برقرار ساز، زيرا اينان جامع بزرگوارى، و شاخه هايى از خوبى و احسانند. سپس از آنان چنان دلجويى كن كه پدر و مادر از فرزندشان دلجويى مى نمايند، و نبايد چيزى كه آنان را به وسيله آن نيرومند مى سازى در ديده ات بزرگ آيد، و لطفى كه نسبت به ايشان متعهد شده اى كوچك شمارى گرچه كوچك باشد، زيرا لطف تو آنان را نسبت به تو خيرخواه و خوش گمان مى نمايد. از بررسى امور ناچيز آنان به اميد بررسى كارهاى بزرگشان چشم مپوش، كه نيكى اندك تو جايى دارد كه از آن بهره مند مى گردند، و براى احسان بزرگ تو نيز موقفى است كه از آن بى نياز نيستند.و بايد برگزيده ترين سران سپاهت نزد تو كسى باشد كه در كمك به سپاهيان مواسات را رعايت نمايد، و از توانگرى خود به آنان احسان كند به اندازه اى كه بتواند سپاهيان و خانواده هاى آنان را كه از خود به جاى نهاده اند اداره نمايد، تا انديشه آنان در جنگ با دشمن يك انديشه باشد، چرا كه عنايت تو نسبت به آنان دلهايشان را متوجه تو مى گرداند. برترين چيزى كه موجب چشم روشنى زمامداران مى شود برقرارى عدالت در شهرها، و ظهور دوستى و محبت رعيت است. و دوستى رعيت آشكار نشود مگر به سلامت دل آنان، و خيرخواهى ايشان درست و راست نگردد جز آنكه زمامداران خود را حمايت نمايند، و حكومت حاكمان را بر خود سنگين نشمارند، و توقع به پايان رسيدن زمان حكومتشان را نداشته باشند. پس آرزوهاى رعيّت را برآور، و نيكو ستودن آنان را پيوسته دار، و رنج و زحمت و كوشش و ابتلاى صاحبان فعاليت را در نظر داشته باش، چه اينكه بسيار ياد كردن كارهاى خوبْ دلير را به هيجان آورده، و ترسو را به كوش وامى دارد ان شاء اللّه. سپس كوشش هريك از آنان را به دقّت بشناس، و زحمت كسى را به ديگرى نسبت مده، و در اجر و مزدش به اندازه رنجى كه برده كوتاهى مكن، و مقام كسى باعث نشود كه كوشش اندكش را بزرگ شمارى، و معمولى بودن شخص علت نگردد كه كار بزرگش را انـــدك دانـــى .

 

رجوع به كتاب و سنّت

جايى كه كارها بر تو مشكل شود و در امورى كه برايت شبهه حاصل گردد حلّ آن را به خدا و پيامبرش ارجاع ده، كه خداوند به مردمى كه هدايتشان را علاقه داشته فرموده: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا و پيامبر و اولى الامر از خودتان را اطاعت كنيد، و اگر در برنامه اى اختلاف كرديد حكمش را به خدا و رسول بازگردانيد». بازگردان به خدا قبول آيات محكم او، و ارجاع به رسول پذيرفتن سنّت اوست كه جمع كننده همگان بر يك رأى است و پراكنده نيست.

 

قاضيـان

براى قضاوت بين مردم برترين شخص نزد خودت را انتخاب كن، كسى كه امور قضاوت او را دچار تنگنا نكند، و برخورد مدعيانِ پرونده وى را گرفتار لجبازى ننمايد، و در خطا پافشارى نورزد، و هنگام شناخت حق از بازگشت به آن درنماند، و درونش به طمع ميل نكند، و در رسيدن به حقيقت مقصود به اندك فهم اكتفا ننمايد، و درنگش در شبهات از همه بيشتر باشد، و دلايل را بيش از همه به كار گيرد، و از رفت و آمد نزاع كنندگان كمتر ملول شود، و در كشف امور از همه شكيباتر، و در وقت روشن شدن حكم از همه قاطع تر باشد، كسى كه ستايش مردم او را دچار خودبينى نكند، وتمجيدوتعريف او را به تعريف كننده مايل ننمايد،كه آراستگان به اين صفات درجامعه اندكند. قضاوت قاضى را هرچه بيشتر بررسى كن، و در پرداخت مال به او گشاده دست باش آن مقدار كه نيازش را برطرف كند، و احتياجش به مردم كم شود، و آنچنان مقامش را نزد خود بالا بر كه از نزديكانت  احدى در نفوذ به او طمع ننمايد، تا از ضايع شدنش به توسط مردم نزد تو در امان بماند. در زمينه انتخاب قاضى از هر جهت دقت كن دقّتى بليغ و رسا، كه اين دين اسير دست اشرار بود، در آن به هوا و هوس عمل مى كردند، و وسيله دنياطلبى آنان بود.

 

رسيدگى به كار كارگزاران

سپس درامور كارگزاران حكومتت دقت كن و آنان را پس از آزمايش به كار گير، از راه هوا وهوس و خودرأيى آنان را به كارگردانى مگمار، زيرا هوا و هوس و خودرأيى جامع همه شعبه هاى ستم و خيانت است. از عمّال حكومت كسانى را انتخاب كن كه اهل تجربه و حياءاند، و از خانواده هاى شايسته و در اسلام پيش قدم ترند، چرا كه اخلاق آنان كريمانه تر، و خانواده ايشان سالم تر، و مردمى كم طمع تر، و در ارزيابى عواقب امور دقيق ترند. سپس جيره آنان را فراوان ده، زيرا اين برنامه براى آنان در اصلاح وجودشان قوّت است، و ازخيانت درآنچه زيردست آنان مى باشد بى نيازكننده است، و اگر از فرمانت سر برتابند و يا در امانت خيانت كنند بر آنان حجّت است. به كارهايشان رسيدگى كن، و جاسوسانى از اهل راستى و وفا بر آنان بگمار، زيرا بازرسى پنهانى تو از كارهاى آنان سبب امانتدارى ايشان و مداراى با رعيّت است. از ياران و ياوران برحذر باش، اگر يكى از آنان دست به خيانت دراز كند و مأموران مخفى تو بالاتفاق خيانتش را گزارش نمايند اكتفاى به همين گزارش تو را بس باشد، و او را به جرم خيانت كيفربدنى بده، و وى را به اندازه عمل ناپسندش عقوبت كن،وسپس اورا به مرحله ذلّت وخوارى بنشان، و داغ خيانت را بر او بگذار، و گردنبند عار و بدنامى را به گردنش بينداز.

 

مـاليـات

در مسأله ماليات به صورتى كه اصلاح ماليات دهندگان در آن است رسيدگى كن، چه اينكه صلاح و بهبودى ماليات و ماليات دهندگان صلاح ديگران است، و براى ديگران آسايش جز با بهبودى آنان وجود ندارد چرا كه تمام مردم جيره خوار ماليات و پرداخت كنندگان آن هستند. بايد انديشه ات در

آبادى زمين از تدبيرت در جمع آورى ماليات بيشتر باشد، زيرا ماليات جز با آباد كردن زمين به دست نمى آيد، و هر كس بخواهد منهاى آباد نمودن ماليات بگيرد شهرها را خراب كرده، و بندگان خدا را به هلاكت انداخته، و حكومتش جز اندك زمانى نماند. اگر ماليات دهندگان از سنگينى ماليات، يا برخورد به آفات، يا خشك شدن چشمه ها، يا كمى باران، يا تغيير زمين بر اثر آب گرفتگى، يا بى آبى شكايت كنند ماليات را به اندازه اى كه اوضاع آنان بهبود يابد تخفيف ده، و اين تخفيفِ خرجى آنان بر تو سنگين نيايد، زيرا تخفيف تو ذخيره اى است كه با آبادكردن شهرهاى تو و آرايش حكومتت به تو بازمى گردانند، علاوه ستايش مردم را به خود جلب نموده، و شادمان هستى كه سفره عدالت را در بين آنان گسترده اى، در حالى كه با قوت بخشيدن به آنان به وسيله ذخيره اى كه در تخفيف ماليات نزد ايشان نهاده اى مى توانى بر آنان اعتماد كنى، و با عدالت و مهربانيت كه آنان را به آن عادت داده اى بر آنان مطمئن باشى، چه بسا گرفتاريهايى كه پيش آيد كه پس از نيكى به ماليات دهندگان اگر حلّ آن را به آنان واگذارى با طيب خاطر بپذيرند، چه اينكه بر مملكت آباد آنچه را بار كنى تحمّلِ كشيدنش را دارد، و علّت خرابى زمين بى چيزى و تنگدستى اهل آن زمين است، و فقر و ندارى آنان ناشى از زراندوزى واليان، و بدگمانى آنان به بقاء حكومت، و كم بهره گيرى آنان از عبرتها و پندهاست.

 

كـاتبـان

سپس در حال نويسندگان و منشيان حكومت دقّت كن، و امورت را به بهترين آنها بسپار، نامه هايت را كه دربردارنده امور محرمانه است به آنان كه در تمام خوبيهاى اخلاق از ديگران جامع ترند بسپار، كسى كه پست و مقام او را مست نكند و منزلتش باعث جرأت او در مخالفت با تو در جمع حاضران نگردد، و غفلتش سبب كوتاهى در رساندن نامه هاى كارگزارانت به تو، و گرفتن جوابهاى صحيح آن نامه ها از تو نشود، و در آنچه براى تو مى ستاند و يا از جانب تو مى دهد فروگذارى ننمايد، و پيمان و قراردادى كه براى تو مى بندد سست نبندد، و از به هم زدن قراردادى كه به زيان تو منعقد شده ناتوان نماند، به مرتبه و اندازه اش جاهل نباشد تا در امور به اندازه مقام خود وارد گردد، كه جاهل به مقام خويش به مقام ديگران جاهل تر است. انتخاب منشيان به فراست و اعتماد و خوش گمانى خودت نباشد، چرا كه مردان براى جلب نظر حاكمان خود را به ظاهرسازى و خوش خدمتى مى شناسانند، در حالى كه پشت پرده اين ظاهرسازى خبرى از خيرخواهى و امانتدارى نيست، بلكه آنان را به كارهايى كه براى نيكان پيش از توانجام داده اند امتحان كن، پس به آن شخص روى آر كه در ميان مردم اثرش نيكوتر، و در امانتدارى معروفتر است، كه اين برنامه نشانه

خيرخواهى تو براى خدا و براى كسى است كه عهده دار كار اويى. براى هر كارى از كارهايت رئيسى از منشيان قرار ده، كه بزرگى امور او را عاجز نكند، و كثرت كارها پريشانش نسازد. چنانچه در منشيانت عيبى باشد و تو از آن بى خبر بمانى مسئول آن هستى.

 

تاجران و صنعتگران

درباره تاجران و صنعتگران پذيراى سفارش باش، و نسبت به آنان سفارش به نيكى كن، بدون فرق بين آنان كه در يك جا مقيمند، و آنان كه با مال خود در رفت و آمدند، و آنان كه با هنر دست خود در پى كسب و سودند، چه اينكه اينان مايه هاى منافع، و اسباب راحت جامعه، و جلب كننده سودها از مكانهاى دوردست، در بيابان و دريا، و زمين هموار و ناهموار منطقه حكومت تواَند، از مناطقى كه مردم در آن جمع نمى شوند، و به رفت و آمد در آنها جرأت نمى كنند، اينان اهل سلامت اند كه از ضرر آنان بيمى نيست، و اهل صلح و مسالمت اند كه ترسى از بدى و آسيب آنان وجود ندارد. از آنان كه در منطقه حكومت تو به سر مى برند و آنان كه در گوشه و كنار شهرهايت هستند كنجكاوى كن، ولى روشن باش كه با همه آنچه تذكر دادم در ميان ايشان گروهى تنگ نظر و بخيل به شكلى قبيح و زشت، و مردمى محتكر، و نرخ گذارانى به دلخواه در امر خريد و فروش وجود دارد، كه در اين وضع زيان جامعه و عيب و ننگ زمامداران است. پس از احتكار جلوگيرى كن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله آن را منع فرمود. داد و ستد بايد آسان باشد، و بر موازين عدالت صورت گيرد، و به نرخى معامله شود كه به فروشنده و خريدار اجحاف نشود. هرگاه كسى پس از نهى تو دست به احتكار زد او را مجازات كن ولى در مجازاتش از زياده روى بپرهيز.

 

طبقه پايين جامعه

خدا را خدا را در طبقه پايين اجتماع، از آنان كه راه چاره ندارند، و از كارافتادگان و نيازمندان و دچارشدگان به زيان و سختى و صاحبان امراضى كه از پا درآمده اند، در ميان اينان كسانى هستند كه روى سؤال و اظهار حاجت دارند و كسانى كه عفت نفسشان مانع از سؤال است. بنابراين آنچه را كه خداوند در مورد آنان از حفظ حقوق از تو خواسته به حفظ آن پرداز، نصيبى از بيت المال كه در اختيار توست، و سهمى از غلاّت خالصه جات اسلامى را در هر منطقه براى آنان قرار ده، كه براى دورترين آنها همان سهمى است كه براى نزديكترين آنان است، در هر صورت رعايت حق هر يك از آنان از تو خواسته شده، پس نشاط و فرورفتن در نعمت تو را از توجه به آنان بازندارد، چه اينكه از بى توجهى به امور كوچك آنان به بهانه پرداختن به كارهاى زياد و مهم معذور نيستى، از انديشه ات در امور ايشان دريغ مكن، و رخ از آنان برمتاب، نسبت به امور نيازمندان و محتاجانى كه به تودسترسى ندارند، ازآنان كه ديده ها خوارشان مى شمارد، و مردم تحقيرشان مى كنندكنجكاوى كن، براى به عهده گرفتن امور اينان انسانى مورد اعتماد خود را كه خداترس و فروتن است مهيّا كن، تا وضع آنان را به تو خبر دهد. سپس با آنان به صورتى عمل كن كه به وقت لقاء حق عذرت پذيرفته شود، زيرا اينان در ميان رعيت از همه به دادگرى و انصاف نيازمندترند، و در اداى حق همگان بايد چنان باشى كه عذرت نزد خداوند قبول شود. به اوضاع يتيمان و سالخوردگان كه راه چاره اى ندارند، و خودرا درمعرض سؤال ازمردم قرارنداده اندرسيدگى كن. آنچه سفارش كردم بر حاكمان سنگين است، البته همه حق سنگين است، و گاهى خداوند آن را بر اقوامى سبك مى كند كه خواهان عاقبت به خيرى هستند، وخودرا به صبر و استقامتواداشته، وبه صدق آنچه خداوندبه آن وعده داده اعتماد كرده اند.

 

ملاقات با نيازمندان

از جانب خود وقتى را براى آنان كه به شخص تو نيازمندند قرار ده و در آن وقت وجود خود را براى آنان از هر كارى فارغ كن، و جلوست براى آنان در مجلس عمومى باشد، و براى خداوندى كه تو را آفريده تواضع كن، و لشگريان و ياران از پاسبانان و محافظان خود را از اين مجلس بركنار دار،

تاسخنگوى نيازمندان بدون ترس ونگرانى ولكنت وترديد با توسخن بگويد،كه من بارها از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله شنيدم مى فرمود: «امتى به پاكى و قداست نرسد مگر اينكه حق ناتوان را از قدرتمند با صراحت و روانى كلام بگيرد». آن گاه خشونت و درست حرف نزدن آنان را تحمل كن، تنگ خويى و غرور و خودپسندى نسبت به آنان را از خود دور كن تا خداوند جوانب رحمتش را بر تو بگشايد، و ثواب طاعتش را بر تو واجب كند. آنچه عطا مى كنى به خوشرويى عطا كن، و خوددارى از عطا را با مهربانى و عذر همراه نما.  قسمتى از امور است كه بايد خودت به انجام آنها برخيزى، از جمله پاسخ دادن به كارگزاران دولت آنجا كه منشيانت از پاسخ گويى ناتوانند. و نيز جواب دادن به حاجات و مطالب مردم در همان روزى كه حاجاتشان به تو مى رسد و پاسخش همكارانت را تنگدلوناراحت مى كند. برنامه هر روز را در همان روز انجام ده، زيرا هر روز را كارى مخصوص به همان روز است. بهترين اوقات و باعظمت ترين ساعات را براى خود در آنچه بين تو و خداوند است اختصاص ده، هرچند همه كارها در تمام اوقات براى خداست اگر نيّـت صحيح باشد، و رعيّت از آن كارها روى آسايش ببيند .

 

توجه به واجبات الهى

و بايد در خصوص آنچه به آن دينت را براى خدا خالص مى كنى اقامه واجبات باشد واجباتى كه مخصوص به خداوند است، روى اين ملاك از بدنت در شب و روز در اختيار خداوند قرار بده، و از آنچه موجب قرب تو به خداوند مى شود به نحو كامل و بدون كم و كاست انجام ده،  گرچه هرگونه صدمه وفرسايشى به بدنت واردآيد. چون بامردم به نمازجماعت بايستى نه چنان نمازبگزاركه مردم را رميده كنى نه به آن صورت كه نماز را ضايع نمايى، كه در ميان مردم هم بيمار وجود دارد و هم كسى كه حاجتى دارد و بايد به دنبال آن برود. من از رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله هنگام

سفرى كه مرا به يمن فرستاد پرسيدم: با مردم چگونه نماز بگزارم؟ فرمود: «با آنان نمازى بخوان مانند نمـاز ناتوان ترين آنـان، و به مردم مـؤمن مهربان باش».

 

در ميان مردم

اما بعد از اين، پنهان ماندنت را از رعيت طولانى مكن، كه در پرده ماندن حاكم شعبه اى است از تنگ خويى و كم اطلاعى به امور.

و پنهان ماندن حاكم از رعيتْ حاكمان را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است بازمى دارد، بر اين اساس كار بزرگ پيش آنان كوچك و كار كوچك بزرگ جلوه مى كند، زيبا زشت گردد و زشت زيبا شود، و حق به باطل آميخته مى گردد. زمامدار انسانى است كه آنچه را مردم از او پوشيده دارند نخواهد دانست، و حق را هم نشانه اى نيست كه به وسيله آن انواع راستى از دروغ شناخته شود، و تو يكى از دو مردى: يا انسانى هستى كه وجودت

به بخشيدن در راه خدا سخاوتمند است، پس نسبت به حق مردم واجبى كه بايد عطا كنى يا كار نيكى كه بايد ادا نمايى علّت روى نشان ندادنت به رعيت چيست؟ يا انسانى هستى مبتلا به بخل، كه در اين صورت زود باشد كه مردم دستِ درخواستشان را از تو بازدارند آن گاه كه از عطا و بخششت نااميد گردند. با اينكه بيشترين حاجات مردم از تو چيزى است كه برايت زحمت و رنجى ندارد، از قبيل شكايت از ستمى، يا درخواست انصاف در خريد و فروشى. سپس واليان را نزديكانى است كه آنان را خوى خودخواهى و دست درازى به مال مردم، و كمى انصاف در داد و ستد است، به جدا كردن اسباب و وسايل اين حالات مادّه و ريشه آنان را قطع كن. به هيچ يك از اطرافيان و اقوام خود زمينى از اقطاع مسلمين واگذار مكن. نبايد در تو طمع ورزد كسى به گرفتن مزرعه اى كه در آبشخور آن به همسايه زيان رساند، يا كارى كه بايد با شركت به سامان رسد مشقّت كار مشترك را به همسايگان تحميل كند، در آن صورت سودش براى آن طمعكاران و عيب و زشتى آن در دنيا و آخرت برعهده تو خواهدبود.

حق را نسبت به هر كه لازم است از نزديك و دور رعايت كن، و در اين زمينه شكيبا و مزدخواه از خدا باش، گرچه اين برنامه به زيان نزديكان و خاصانت باشد، و در اين مورد نسبت آنچه بر تو گران است جوياى عاقبتش باش، كه سرانجامِ رعايت حق پسنديده و نيكوست.

هرگاه رعيت گمان ستمى بر تو ببرد آشكارا عذرت را به آنان ارائه كن، و به اظهار عذر گمانهاى آنان را از خود بگردان، چرا كه اظهار عذر موجب عادت دادن نفس به اخلاق حسنه، و مهربانى و نرمى نسبت به رعيت است، و اين عذرخواهى تو را به خواسته ات در واداشتن رعيت به حـق مى رساند.

 

صـلـح

از صلحى كه دشمنت به آن دعوت مى كند و خشنودى خدا در آن است روى مگردان، زيرا صلح موجب آسايش لشگريان، و آسودگى خاطر آنها، و امنيت شهرهاى توست. ولى پس از صلح به كلى از دشمن حذر كن، چه بسا كه دشمن براى غافلگير كردن تن به صلح دهد. در اين زمينه طريق احتياط گير، و به راه خوش گمانى قدم مگذار. اگر بين خود و دشمنت قراردادى بستى، يا از جانب خود به او لباس امان پوشاندى، به قراردادت وفا كن، و امان دادنت را به امانت رعايت نما، و خود را سپر تعهدات خود قرار ده، زيرا مردم بر چيزى از واجبات الهى چون بزرگ شمردن وفاى به پيمان ـ با همه هواهاى گوناگون و اختلاف آرايى كه دارند ـ اتفاق ندارند. مشركين هم علاوه بر مسلمين وفاى بر عهد را بر خود لازم مى دانستند،

چرا كه عواقب زشت پيمان شكنى را آزموده بودند. پس در آنچه به عهده گرفته اى خيانت نورز، و پيمان خود را مشكن ، و دشمنت را گول مزن ، كه بر خداوند جز نادان بدبخت گستاخى نكند، خداوند عهد و پيمانش را امان قرارداده و رعايت آن را از باب رحمتش برعهده همه بندگان گذاشته، عهد وپيمان حريم امنى است تا دراستوارى آن بياسايند، و همگان به پناه آن روند. بنابراين در عهد و پيمان خيانت و فريب و مكر روا نيست. عهد و پيمانى برقرار مكن كه در آن راه تأويل و بهانه و توريه و فريب باز باشد، و پس از تأكيد و استوار نمودن عهد و پيمانْ گفتار توريه مانند و دوپهلو به كار مبر، و نبايد در تنگنا افتادنت به خاطر اينكه عهد و پيمان خدا براى تو الزام آور شده تو را به فسخ آن به طور نامشروع بكشاند، چرا كه صبر تو در تنگناى عهد و پيمان كه اميد گشايش و برترى عاقبتش را دارى بهتر است از خيانتى كه از مجازاتش ترسانى، و نيكوتر است از اينكه از جانب حق مورد بازخواست واقع گردى، به صورتى كه نتوانى در دنيا و آخرت از خداوند درخواست بخشش كنى.

 

پرهيز از خونريزى

از ريختن خون به ناحق برحذر باش، زيرا چيزى در نزديك ساختن انتقام حق، و عظمت مجازات، و از بين رفتن نعمت و پايان گرفتن زمان حكومت به مانند خون به ناحق ريختن نيست. خداوند در قيامت اول چيزى كه بين مردم حكم مى كند در رابطه با خونهايى است كه به ناحق ريخته اند. پس حكومت را به ريختن خون حرام تقويت مكن، كه ريختن خون حرام قدرت را به سستى كشاند، بلكه حكومت را ساقط نموده و به ديگرى انتقال دهد.

براى تو در قتل عمد نزد خدا و نزد من عذرى نيست، چرا كه كيفر قتل عمد كشتن قاتل است. و اگر دچار اشتباه شدى، و تازيانه يا شمشير يا دستت در كيفر دادن از حد بيرون رفت ـ چه اينكه در مشت زدن و بالاتر از آن بيم قتل است ـ مبادا نخوت حكومت تو را از پرداخت خون بها به خاندان مقتول مانع گردد.

 

سـفارشات گوناگون

از خودپسندى و تكيه بر آنچه تو را آلوده به خودپسندى كند، و از علاقه به ستايش و تعريف مردم برحذر باش، زيرا اين حالات از مطمئن ترين فرصت هاى شيطان در نظر اوست تا نيكى نـيـكـوكـاران را نـابـود كنـد  .بپرهيز از اينكه احسانت را بر رعيّت منّت گذارى، يا كرده خود را بيش از آنچه هست بزرگ شمارى، يا به رعيّت وعده اى دهى و خلاف آن را به جا آورى، چرا كه منّت موجب بطلان احسان، و كار را بيش از آنچه هست پنداشتن باعث از بين بردن نور حق در قلب، و خلف وعده سبب خشم خدا و مردم است، خداوند بزرگ فرموده: «اين باعث خشم بزرگ خداست كه بگوييد و انجـام نـدهيـد» .

از عجله در كارهايى كه وقتش نرسيده، يا سهل انگارى در امورى كه انجامش ممكن شده، يا لجبازى در چيزى كه نامعلوم است، يا سستى در آنچه كه روشن است برحذر باش. هر چيزى را در جاى خودش بگذار، و هر كارى را به موقع خودش انجام ده. از اينكه چيزى را به خود اختصاص دهى در حالى كه همه مردم در آن مساوى هستند بپرهيز، و از غفلت در آنچه كه توجه تو به آن ضرورى است و براى همگان معلوم است برحذر باش، زيرا آنچه را به خود اختصاص داده اى از تو به نفع ديگران مى گيرند، و در اندك زمانى پرده از روى كارهايت برداشته مى شود، و داد مظلوم را از تو بستانند. خشم و شدّت و غضب و سركشى و قدرت و تيزى زبانت را در اختيار گير، و از تمام اين امور به بازداشتن خود از شتاب در انتقام، و تأخير انداختن حمله و سطوتْ خود را حفظ كن، تا خشمت آرام گردد و عنان اختيارت را مالك شوى، و هرگز حاكم و مسلط بر خود نخواهى شد تا اينكه بسيار به ياد بازگشت به خداوند افـتــى .

بر تو واجب است كه به ياد حكومتهاى عدل پيش از خود باشى، و نيز لازم است كه به روش هاى خوب، يا اثرى كه از پيامبرمان صلّى اللّه عليه وآله رسيده يا فريضه اى كه در كتاب خداوند است توجه نمايى، پس به آنچه كه ديدى ما بر اساس آن عمل كرديم اقتدا نمايى، و در دنبال كردن آنچه كه در اين عهدنامه برايت مقرر كردم و به وسيله آن حجت را بر تو تمام نمودم كوشش كنى، تا براى تو به هنگام شتاب نفس به سوى هوا و هوس بهانه و عذرى نباشد. جز خداى بزرگ هرگز احدى نگاهدارنده از بدى، و توفيق دهنده به خير و خوبى نيست، و از جمله چيزهايى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله در وصايايش به من سفارش نمود ترغيب بر نماز و زكات و مهربانى بر غلامانتان بود، و من سفارش حضرت را پايان عهدى كه براى تو نوشتم قرار مى دهم، و كسى را حول و قوّتى جز به خداى بزرگ نيست.

قسمتى از اين پيمان كه پايان آن مى باشد

من از خداوند با رحمت فراگيرش، و بزرگى قدرتش بر انجام هرگونه درخواست مسئلت مى نمايم من و تو را به آنچه رضاى او در آن است، از معذور بودن نزد خودش و مخلوقش، به همراه ثناى نيك در بين بندگانش، و آثار زيبا در شهرهايش، و تمامِ نعمت و فزونىِ كرامت توفيق دهد، و پايان زندگى من و تو را سعادت و شهادت قرا دهد، همه ما به سوى او بازمى گرديم. و سلام و درود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و بر اهل پاكيزه و پاكش باد. والسلام.

از سایت : کارشناسان  http://karshenasan.blogfa.com/post-202.aspx 

نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

تسلط ليبرال سرمايه داري با نظام برنامه ريزي اقتصادي چه كرد؟ (1)

آنها كه در تمامي حدود دو دهه گذشته براي اقتصاد ايران برنامه ريزي و آن را اداره كرده اند، جملگي اقتصاددان بوده اند به اين معنا كه در دانشگاه اقتصاد خوانده بودند. بعلاوه بسياري از آنها عقيده دارند اقتصاد يك «علم اثباتي» است كه فرمول هاي كاملا روشن و مشخصي دارد و در صورتي كه قواعد و توصيه هاي آن به درستي به كار بسته شود، هر درد جانكاهي را درمان خواهد كرد. دير و زود شايد داشته باشد اما سوخت و سوز قطعا ندارد. با اين وجود مديران و برنامه ريزان اقتصاد خوانده ما نتوانسته اند به اقتصاد دردمند و رنجور ايران سروساماني بدهند و هنوز هم كه هنوز هست اقتصاد ما با مشكلات بزرگي دست درگريبان است.

گفت وگويي كه مي خوانيد حول اين پرسش شكل گرفته و بسط مي يابد كه آموزش دانش اقتصاد در ايران با چه كمبودها و چالش هايي مواجه است و چرا اقتصاددانان ما از علاج دردهاي اين اقتصاد ناتوانند. دكتر حسن سبحاني استاد باسابقه اقتصاد دانشگاه تهران در اين گفت وگو اندكي از گفتني هاي بسيار خود را در اين باره باز مي گويد. گفت وگو البته به اين موضوع منحصر نمي ماند و به سرعت به وادي هاي ديگري چون پارادايم نظري حاكم بر انديشه برنامه ريزان اقتصادي ايران و سپس بررسي يك مورد ويژه يعني «بانك» كشيده مي شود.   ادامه خبر

نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |