تبليغاتX
دولت 70میلیونی ( دولت عشق ایرانی ) ؟

tHis site hacKed bUy : p30 seC - T ...

 

if i am not ... you are null

 

Email : p30hacker@G----------> mail .com

 

you must be Change ... @ all

 

()()()()()()()()()()()()()()()()()()

 

This is Our drEam ... Became a hero . but we dont know heros can'T be a hUman . . . They are just a legend ./+_

c="http://webgozar.com/c.aspx?Code=119068&t=poll">

نظر در وبلاگ مجادله

ممنون از جواب
لازم است چند مطلب را عرض کنم .
بنده کینه شخصی با هاشمی ندارم .
معمولا و قالبا در طی دوران انقلاب تا کنون بزرگان انقلاب ( رهبری . حاج احمد آقا و..) به دلایل مختلف من الجمله حساسیت شرایط . کوبیدن مخالفین . و... تایید و یا نکوهش مضاعف انجام میشد . و گذشت زمان باعث روشن تر شدن تضادها و تفائتها و نهایت تغییر نظرها شده است .
وقتی بخش تایید بدون توجه به نکوهشها بیان میشود . این یک بعدی است ( و حق بصورت واقعی معرفی نمیشود )
بطور مثال : رهبری آیت الله مصباح یزدی را مطهری زمان معرفی کردند . از احمدی نزاد بصورت مضاعف و منحصر بفرد تایید کردند . دولت هاشمی در سازندگی اول را دولت کریمه و در دولت دوم مورد تندترین انتقادات قرار دادند . خاتمی ( تفکر اصلاح طلبان ) که تکلیفشان از دیدگاه رهبری روشن است .
حال اگر ترازوی سنجش تفکر امام و رهبری و آرمانهای انقلاب اسلامی است .
نگاه کنید ببینید . احمدی نژاد . هاشمی . خاتمی آهن ربای کدام گونه از تفکرات سیاسی . اقتصادی و اجتماعی است و چه برنامه ها و اهدافی در پیش گرفته اند .
هاشمی : مرعشی . حسن روحانی . حسن موسوی . کرباسچی . عطریان فر . و..... که شامل افرادی است . که قدرت گرفتن آنها به معنای دور شدن از آرمانها . رشد فسادها و گسترده شدن باندهای مافیایی است .

خاتمی : که من بخاطر صداقت در عمل و رو راست بودن و شفاف عمل کردن قابل احترام میدونم . هر چند بدرد مدیریت اجرایی کشور نمیخورد . و ایشان را تنها یک فرد متفکر میدانم و کسانیکه اطرافش هستند مثل هاشمی باندی عمل نمیکنند .
احمدی نژاد : من احمدی نژاد ادامه نهال انقلاب میدانم که پس از دفاع مقدس مقدس جلو رشد و نمو و پویایی اش گرفته شد و اکنون پس از 17 سال این امکان بوجود آمده که تفکری که صاحب تفکر انقلاب اسلامی فرصت معرفی آرمانها و ساماندهی را بدست آورده است .
حال خودت مقایسه کن . اگر حفظ ارزشهای انقلاب معیار اصلی باشد . میشود تعریفهای خوب گذشته را اینقدر بزرگ کنیم . که هاشمی ( گفته بود : من خودم را وقف انقلاب اسلامی کرده ام ") را بسیار خوب بدانیم . در حالی که با قدرت گرفتن او ریشه های انقلاب آسیب ببیند .
یه سئوال دارم . شما اما حسین ( ع ) را بخاطر اینکه فرزند امام علی ( ع) است دوست دارید . یا بخاطر اینکه در کربلا خود را فدای اسلام کرد ؟
ما هاشمی را بخاطر فداکاریهای و تعریفهای گذشته دوست داشته باشیم . یا بخاطر عملکرد خوب یا بد امروزش ؟

تصاویر منتشر نشده از محسن رضایی

نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظر در وبلاگ مجادله

بنظرم خیلی یک بعدی است .
چرا ننوشته ایی حاج احمد آقا خمینی دقیقا اواخر عمر انتقادات شدیدی به دولت هاشمی داشتند . و از بروز اشکالات اساسی و انحرافات گله میکردند . یادم هست سخنرانی معروفی در امید جوان ( اگر اشتباه نکنم ) چاپ شد .
رهبر انقلاب هم در موارد متعددی با اینکه دولت اول سازندگی را دولت کریمه نامیده بودند  . اما از دولت دوم سازندگی انتقادات اساسی داشتند .
دوست گرامی . ظلم بزرگی است . اگر حقی را پایمال کنی و همچنین عامل باطلی را تایید .
من کاری ندارم . بزرگان در مورد هاشمی چه گفته اند . به نظرم اگر هاشمی را با معیارهای حق و انصاف معمول هم بسنجیم . نمیتوانیم خودمان را گول بزنیم . اگر هاشمی خوب است . چرا نردبان و قدرت گرفتن زالو ها ( کارگزاران و هم پیاله هایشان ) شده است ؟
نباید آنقدر اسیر تاییدات گذشته باشیم . که اگر حجت آوردند که روز است . به عقل و منطق خود هم شک کنیم . که نه ممکن است شب باشد .
هاشمی بعد از امام خود را معمار انقلاب میداند . حتی اگر 180 درجه خلاف نظر امام و آرمانهای انقلاب باشد .
حتی اگر زمان امام هم مطیع بود . به دلایل گوناگون بعد از امام بازی جدید و پنهانی را دنبال میکرد و تا پایان دولتهای سازندگی نقشه های پنهانش موفق بود . هر چند بازی هاشمی دولتهای اصلاحات را وارد میدان کرد . اما با افراط گری آنها ضربات سختی خورد . اما باز به مسیر خود ادامه داد . و انتظار داشت در انتخابات نهم با رییس جمهور شدن افسارهای اداره و کنترل کشور را چهار میخ کند . و چنان آشفتگی در معیارهای حق و باطل و درستی و نادرستی بوجود بیاورد ( تفرقه بینداز و حکومت کن ) تا گروهای آرمان خواه و منتقد برای مقابله با برنامه هایش به یکدیگر وصل نشوند .
اما در این بازی ( سوم تیر ). مکر الهی تمام دسیسه ها و بازیهای پنهان آنها را برملا کرد .
شاید انگ تخیلی و خیالاتی بودن بزنی . اما انتخاب نهم یک انتخاب معمولی نبود .
بهتر است بگویم مکر خناسان سیاسی در برابر تقدیر و حکمت الهی  شکست خورد .
آخرین نوشته بهنود (بهنود: اين‌بار به احمدي‌نژاد راي مي‌دهم)  هم بعنوان مخالف تفکر احمدی نژاد با صداقت از  زاویه ایی به آن پرداخته است .

وبلاگ مجادله ( موج ادله ) : یادی از یادگار امام

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در سایت شخصی قالیباف

 معما توسعه ایران چیست ؟ راه حل کلیدی آن کجاست ؟ معمای توسعه اشتباه معادله نویسی ماست ( ماییم ) ملت آرمانخواهی هستیم . جیره خوار و حقیر نیستیم . چندین هزار سال است که هست .  توانا و برجسته . هر کس و ناکسی در این کشور قدرت را بدست گرفته . هوس تمامیت خواهی کرده . مدتهای مدیدی حاکمان نوکر صفت سلطه داشتند . و زمانهای اندکی مصلحان . گاهی با فقر بی تدبیری مدیران پاشیده شده اند . و گاهی با سلحشوری خود را ساخته اند . به تدریج تفکر خوف و رجا . ترس و امید . اعتماد و بی اعتمادی . همکاری و کارشکنی و... فرهنگ رایجمان شده . این است . که وا مانده است . آیا راست میگوید . یا دروغ .  بازی میدهد . یا پاک باخته است .
مسئله از امام خمینی و انقلاب 57 شروع شد . ایرانی قالب حقارت آمیز گذاشته را شکست . و در هیبت بزرگزادگی خود ظاهر شد . سالها گذشت . با حضور و ظهور مجدد خاطرات تلخ مدیریت شبه ارباب و رعیتی دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) اعتمادش لطمه خورد . اوضاع را در شأن خود نمی‌بیند. از شرایط احساس تحقیر می‌کند. بااصالت را که تحقیر کنی، به هم می‌ریزد، نظم فکری و عملی‌اش. این‌چنین است که همه چیز به هم ریخته .
ملت بزرگوار صدقه پذیر نیست . عزت میخواهد . توسعه وارداتی مونتاز شده را افت شان خود میداند . از اینکه بنشیند و تماشاچی توسعه کشور باشد و به بازیش نگیرند دل چرکین است .
ملت میخواهد در ساخت خشتهای توسعه مشارکت موثر داشته باشد . خاطره مشارکت در پیروزی انقلاب و 8 سال دفاع مقدس . و کاستیهای امروز او را شکننده کرده است .
از اینکه مدیریتها نمیتوانند 70 میلیون تولید کننده خشتهای توسعه را در جهت تعالی کشور سازماندهی و به خدمت بگیرند دلخور است .
رویای دولت 70 میلیونی ( دولت عشق ایرانی ) تصوری است . که میتواند فراتر از معیارها و برنامه های توسعه شرقی و غربی روح تعالی طلب ایرانی را به اغنا برساند 

سایت شخصی قالیباف : ایران خوب

نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

حرکت اصولی اصولگرایان مردم را به انتخاب خود مصمم و خوشنود کرده است . و در صد بالایی از کسانیکه در انتخابات 3 تیر 84 در اثر بداخلاقیهای سیاسی به رقبای رییس جمهور رای دادند . در دوره بعد  اصلح را بهتر بشناسند .
و شما خیلی دوست دارید . این اتفاق معکوس شود . خودتان هم میدانید . عمل خوب نتیجه خوب خواهد داشت . و شما از این معادله ناراحت هستید .
در ضمن تفکر شما از عنوانهای  متعدل ها . نگاه فرا جناحی .  و.... سو استفاده میکنید . تفکر گرگی را در لباس میش به میدان قضاوت ملت میفرستید .
بهتر از بگویید . ارزشهای اسلام و انقلاب . حقوق محرومین و پا برهنگان . جنگ فقر و غنا . اسلام ناب محمدی ( ص) . مقاومت در برابر زیادی خواهی غرب و استکبار جهانی . تبلیغ فرهنگ و تفکر بسیجی . از بین رفتن فاصله طبقاتی و رشد متوازن و..... تعدیل شود . و برای بوجود آمدن تعادل و به روی کار آمدن متعادلها ارزشهای لیبرالیستی و سرمایه داری . مصرف گرایی . رشد فرهنگ طبقه نوکر و طبقه مرفه و..... ترویج شود . تا بقول شما تعادل برقرار شود .

سایت شخصی سید حسین مرعشی : خسارات حركت‌هاي تند مردم را به معتدل‌ها متمايل كرده است

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

سلام .
کناره گیری و مربی گری پیش کسوتان سیاسی خبر و تدبیر خوبی است .
بنظر آقای ناطق زودتر متوجه تغییر ذائقهای سیاسی شدند . و بزرگوارانه میدان را برای نقش آفرینی و پخته شدن جوانترها باز کردند .
خدا کند در عرصه تربیت و مربی گری شاگردان خوبی در عرصه فعالیت سالم سیاسی . اجتماعی و قانونمداری و.... به جامعه معرفی کنید .
  این هم از توفیقات اجباری انتخابات دولت نهم ( احمدی نزاد ) بود . والا تا آخرین قطره خونتان از سنگرهای مدیریتی یک قدم هم عقب نشینی نمیکردید .

سایت شخصی سید حسین مرعشی : ورود به پنجاه سالگي

نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

شما اگر وزیر بودید . چه میکردید ؟ نظری در سایت مشاوران جوان وزارت بازرگانی

 اگر من وزیر بودم . محدود به چاردیواری وزارت فکر نمیکردم ( بخشی نگری . فصلی نگری . صنفی نگری و سطحی نگری ) و از نگاه و اهداف یک رییس جمهور ( کلان و ملی نگر ) مسائل و برنامه ها را بررسی و پیگیری میکردم . و همین نگاه را در حوزه وزارت . معاونین . مدیران کل و فضای برنامه ریزی را به سمت کلان نگری سوق میدادم .
بسترهای جوشش فکر و ایده را ایجاد و راههای ارتباطی و وصل شدن همه تواناییها . ایده ها و.... از کل سازمان وزارت و جامعه به اتاقهای فکر وصل میکردم . تا مدیرانم در موضع انتخاب بهترینها و وصل به دریای فکر و اندیشه و از نعمت بروز بودن بهره مند باشند .
چون در یک خانه و یک خانواده پر جمعیت . نمیتوان فرزندی از خانواده را موفق و اتاقی از خانه را ایده آل زندگی دانست . مگر اینکه تفکر مشارکت موثر در اداره خانه و مسیر رشد خانواده هموار باشد .
اتاق فکری از مشاوران ایجاد میکردم . تا کاستیهای بخشهای دیگر جامعه که به فعالیت وزارت خانه لطمه میزنند . را شناسایی و راه حل ارائه کنند . و همه را از بخشی نگری و سطحی نگری برحذر میداشتم . و تفکر بسیجی را بصورت پویا حاکم میکردم  . همه فضاها و فرصتهای مشارکت موثر ملت را مشخص و به طرق گوناگون به جامعه معرفی میکردم . حتی تلاش میکردم زمینه های رقابتی شدن و نوآوری بین وزارت خانه ها رایج شود . اطلاع رسانی را بطور شفاف و با سرعت و کیفیت بالا ارائه میدادم . حتما تلاش میکردم مواقعی بین کارکنان بخشهای مختلف حضور داشته باشم . ایده آلهای فعالیت وزارت خانه را ترسیم میکردم . و فکر اینکه محدود هستیم . ناتوانیم . بودجه نداریم و...نمیشود و نمیتوانیم . را بلکل سربه نیست میکردم تا خیال همه راحت شود . بخشی از تواناییها . سرمایه ها و فرصتهای همه وزارت خانه ها در نزد یکدیگر و بعضا راکد و بلوکه شده است . بعلت اشکالات سازماندهی . دیوان سالاری و  وجود فاصله ها و خلاهای همکاری بین سازمانی . من بعنوان وزیر و امانت دار ملت در دنیای رقابت جهانی وظیفه دارم . گره های کور را باز و از ایجاد گره های جدید جلوگیری کنم . من فکر میکنم . جامعه ما . وزارت خانه نیازمند سازماندهی جدید و اصولی تری است . هر چقدر سازماندهی روانتر باشد . بهره وری رشد پیدا میکند . برای همکاری با دیگر وزارت خانه ها هیچ منیت و اعتبار شخصی برای خود قائل نبودم . نهایت کار وزیر امانت دار خوب و بهره وری بهتر از فرصتها و سرمایه هاست . بنا به ضرب المثل معروف : چو صد آمد نود هم پیش ماست . با تغییر آن بصورت : چو طرح صد آمد . نود طرح و ایده هم پیش ماست . به راه کارها و ابتکاراتی اساسی دست میزدم . که در طول اجرا صدها گره را باز . و صدها فرصت و سرمایه جدید را باز کند . و اصلاحات و برنامه ریزی را از موضوعات کلان شروع میکردم . چرا که بعضا دیده میشود . بیشتر مشغول موضوعات خرد میشوند . و بعلت بلاتکلیفی در موضوعات کلان . روند توسعه کند . بهره وری اندک و در مواقع بسیار باعث شکست یا موفقیت اندک برنامه های اصلاحی میشود . اگر من وزیر بودم . تلاش میکردم کارکنان وزارت بازرگانی خود را کمتر از وزیر ندانند . و نقش و اثر خود را مهم و با ارزش بدانند و این شخصیت را مانند دریافت حقوق برایشان مهم باشد.

سایت مشاوران جوان وزارت بازرگانی : اگر من وزير بودم؟! بد نخواهد بود اگر شما هم نظراتان را بنویسید .

نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

بخشی از معضلات و نتیجه عملکرد دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات )  :
1  – مدیریت محافظه کار و غیر شایسته سالار :
2 – نبود طرح جامع و تفصیلی کشوری و استانی :
3 – تضیف همبستگی ملی و رواج گروه گرایی و سیاسی بازی :
4 – سابقه بد دولت نزد ملت : عملکرد دولتهای گذشته ( سازندگی و اصلاحات ) ذهنیت  منفی وتاریخی ملت نسبت به دولت را تقویت و تثبت نموده است  . که *دولت سودجو و خودخواه است . و *همیشه منافع خود را در الویت قرار می دهد . و *هزینه های بریز و بپاش و حیف و میل بیت المال را از جیب ملت برداشت می کند . * دولت به طبقات پایین اقتصادی جامعه توجه جدی ندارد . و*  فقط به مقداری که صدایشان در نیاید امکانات و خدمات می دهد . * دولت فهم درستی از وظایف . منافع ملی و سود و زیان خود ندارد . *چه بسا بدلیل پیشگیری نکردن و بوجود آمدن بحرانهای مختلف اجتماعی واقتصادی و....دولت حاضر است.میلیارد ها تومان برای مقابله ناقص با بحرانها هزینه کند . ونتیجه مناسب هم نگیرد .ولی حاضر نیست . برای منافع عمومی و پیشگیری خیلی کمتر از آن را سرمایه گذاری نماید
5 – کارشناسان اسیر روز مرگی و دچار روحیه محافظه کاری :
6 – ناتوانی ملت در همکاری و مشارکت ملی :
7 – عدم همکاری موثر ملت در مسائل اقتصادی و اجتماعی :
8 – ترکیب و ارتباط زنجیره ایی مشکلات با یکدیگر:
  9-  سرمایه گذاری در مسیر بحرانهای آینده :
10-  از بین رفتن تناسب و ارتباط مشاغل مختلف
11– نبود مکانیسم های حضور موثر نخبگان و عالمان حوزه و دانشگاه در جامعه : با روند شرایط فوق و گروبندیهای سیاسی و غیر سیاسی که در چار چوبهای تعریف نشده فعالیت می کنند . در شرایطی که جامعه با مشکلات مختلف مواجه است . سازوکار مناسبی برای حضور موثرنخبگان و عالمان حوزه و دانشگاه در جامعه وجود ندارد .تا طرحها و ایده های مختلف خود را برای پیشرفت جامعه مطرح نمایند . و بدلیل وجود تضاد منافع و رقابت منفی گروههای مختلف سیاسی . با جو سازی و شانتاژ. تهمت های حیثیتی و تبلیغات منفی مطبوعاتی و سیاسی مانع حضور موثر و آسان در جامعه شده و باعث خلوت گزینی صاحبان علم و دانش میشوند. این روند یا نخبگان را منحرف و وابسته به گروههای مختلف میکند . و استقلال رایشان را از بین میبرد . یا اینکه باید زمانهای طولانی را صرف جوابگویی و رفع سو تفاهمات و تهمتها کنند . و جامعه از حضور عالمان محروم و باعث رشد آفتهای اجتماعی و ملی میشود .و شاید بتوان بیانات << عبرتهای عاشورای >>مقام معظم رهبری را در این چارچوب بررسی کرد . انقلابی که آمده است . تا راههای جدیدی به روی زندگی سالم و پر بار اسلامی و انسانی بگشاید و وظیفه دارد . به بسیاری از سئوالات امروز و فردای جامعه بشری پاسخ دهد . خود در بهره برداری از سرمایه های معنوی خود دچار مشکلات است .
 12 – سطحی نگری . فصلی نگری . صنفی نگری . بخشی نگری :
  13 – عدم امکان برنامه ریزی زندگی سالم فردی و اجتماعی :
14 – سرایت محافظه کاری مدیریتهای دولتی  به بخشهای خصوصی :
 15 – مشکلات و معضلات بسیاری که پنهان می مانند :
 16 – نبود استراتژی برای همبستگی و مشارکت ملی :

قهوه خانه سید حسین مرعشی : بحثي در حوزه انديشه با پي آمدهاي سياسي
                                   


ادامه مطلب

نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظر در وبلاگ مجادله

میشه بگی شما چیکاره حسن بیدی ؟
چه عکسایی توپی .
چقدر تاریخ گذشته آموزنده . هوشیار کننده . و زنگ هشدار پنهانی است  . برای پایان راه ما.
چند وقته  به این موضوع فکر میکنم .
با تمام هیاهویهای زندگی . زمونه ... امروز مردمان کره زمین .
که خودشون رو صاحب زندگی و دنیا میدونند و میخواند حاکم . پیروز . و.... باشند .
عجیب است . که همه این چند میلیارد انسان ( مورچه ) 100 و اندی سال دیگه هیچ کدومشون . نای نفس کشیدن و ادعا کردن رو ندارند .
جنگ برای سراب . برای غبار خاک .
عبرتی که از تاریخ نیاموختیم .
هی تحلیل و تز و فرمول بده
من بهتر و برترم و اون یکی نیست .
اما حقیقت پنهان هستی با تمام این بتوجهی ها . آرام و صبور . مطمئن با پوز خندی بر اولدورم . بولدرم و خیالات خام و غافلانه انسان نفس همه مان را خواهد برید . و پالان سفر اجباری از این جهان را به جانمان خواهد بست . که برو روتو کم کن . هر چقدر هم بخوایم . یاد و فریاد کنیم . که اهای دوستان این دنیا بازی است . این رنگ و لعاب و حاکمیت انسان و این ادعاهای احمقانه تمدن و متمدن و من و ما فلان و بسار هستیم . نشانه جهل مرکبمان بود .
اما کو گوش شنوا . که هنوز . انسانهای این سوی خط  سر مست استنشاق اکسیژن و نور آفتاب و تماشای آسمان آبی هستیم . عقلمان نمیرسد . که از درون خاک و از ماورای ادراکاتمان دچار شبیخون میشویم .
امروز و دیروز و گذشتگان رفتند .
ما در فکر تدارک شام فرداییم . ( هنوز تا فردا فاصله هاست )

شخصیت های امروزی و دیروزی در دوران جنگ

نوشته شده در شنبه سی ام تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در وبلاگ ده نمکی

آقای ده نمکی . سلام
ما ( منظورم همه اون کسایی که مثبت و سازنده فکر میکنند ) یک اشکال اساسی داریم . از فعالیت انفرادی و گروه کوچک به سازماندهی سالم . سازنده . پاک و... گروههای بزرگ ( سیستم )تبدیل نمیشیم .
اندیشه های مثبت و هم طراز همدیگرو رو پیدا نمیکنند . و همدیگر رو جذب و  حرمت ارتباطات سالم . سازنده و پویا را حفظ نمیکنیم .
در حالی که با دشمنان سازماندهی شده . هدفمند . قدرتمند روبرو هستیم . بدنبال فعالیتهای با برد کوتاه . موقت و محدود هستیم .
غالبا پیش میاد . خودمون . خودمون رو میترسونیم . از ادامه راه و خط شکنی و بت شکنی میترسونیم ( چرا ؟ چون بد عمل میکنیم )
اما آینده پویا در آنسوی خط های توهم زای راه مسدود کن است .
زمان جنگ خوبها خوبیها را ترویج . خوبان را تشویق و حمایت میکردند .
خوبها با خدای خوبیها معامله کرده بودند .  و اندیشه های مریض توان مقابله با نفوذ خوبیها را نداشتند .
دوره ما شاید . دوره فرمول سازی . الگو سازی . و کشف معیارهای رشد دهنده . مثبت اندیشی . عملهای سازنده باشه .
رفع تکلیف و محافظه کار شدن بهمان نسبت آلوده شدن دیگران ( خوبهای بد شده ) به آرمانها ضربه میزند .
اینها حرفهایی است . که باید گفته شود .
باید بدنبال سازماندهی و هدفمند شدن با برنامه های بلند مدت هستیم .
همیشه فکر میکنم . چطور شده اندیشه های وابسته به آرمان خواهیهای اسلام ناب و امام خمینی ( ره ) و شهدا . همانانی که شما بهتر میشناسی . جانهایی که پر پر شدند .
چطور میشود اینگونه اندیشه ها بهم وصل نمیشوند . چرا در برابر هالیودهای فرهنگی سیطره جو . تخریب کننده و.... مادیگرایی هالیود های آرمانگرا هنری . بطور خودجوش در ایران ( در بین همفکران شهید آوینیها . همتها . زین الدینها . باکریهای فرهنگی و هنری ) بطور خصوصی شروع و پا نمیگیرند . 
چه نیازی است . که حتما  دولت باید مسبب همه سازماندهیها باشد .
چرا حاتمی کیا . ده نمکی . ملاقلی پور . لطیفی . سلحشور . حسن فتحی . نوری زاد . و................... انگیزه بهم وصل شدن و پویا شدن و انجام تکالیف عینی خود را ندارند ؟

یادم است . رهبر معظم انقلاب صفت کلید ( باز کننده قفلها ) را برای صنعت و هنر سینما بکار بردند . عجیب و مضحک است . اگر کلیدداران . انگیزه سازان حل مسائل و مشکلات کشور و انقلاب خودشان دچار یاس و انفعال . ناتوانی و بی انگیزه گی شده باشند . و معجزه سازان منتظر معجزه بمانند . تا مشکلاتشان حل شود .

اگر شهدا بودند ؟ سئوال میکردند آیا شما مثل مایید ؟ امام میپرسید افق آرمانهایتان بکدام سو منحرف شده است ؟ چرا متشنج و متفرق شده اید ؟ مگر قرار نبود با پیروزی انقلاب اسلامی . استقرار جمهوری اسلامی . پس از جنگ تحمیلی و..... هزاران قدم از دوران قبل که اوج ناتوانیها و محدودیتها بود پیش باشیم . به سازماندهی برسیم ؟
معلوم میشود . نفسانیات ( خصوصیات هرز ) بعد از امام و شهدا به میزان گذر زمان در وجودمان رشد کرده . و رمق آرمانگرایی . اتحاد و همفکری و کوچک کردن خود و بزرگ کردن دوست و همراه و همفکر را گرفته است .
باید بدنبال راههای اساسی تری باشیم . اینها رتبه ایی از مراتب بازیهای دنیا و وقت کشیها و....است .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

به نظر من :
یا آقای مرعشی نتواستند منظور خودشان را به مخاطب بفهمانند .
ولی اگر همانی که مخاطبان برداشت کردند . مورد نظرشان باشد . نظر عجیبی را ارائه نموده اند .
چند روز پیش خبری را شنیدم . چینی ها تمایل زیادی به خوردن موش پیدا کرده اند .
جامعه بشری که بلحاظ تفاوتها در فرهنگ . منطقه جغرافیایی و محیط زیست شان . سابقه تاریخی . دین و آیین و.... تفاوت های فاحشی در نگرشش ها و برنامه ها با یکدیگر دارند .
چطور میشود . دین اسلام که تفاوتهای ذاتی در بسیاری از مسائل با دنیای دیگران دارد . مبانی و تعاریف جدید تری در علوم مختلف نداشته باشد . البته این به معنای تضاد صد در صد نیست . اما یقیننا دیگران بعلت تفاوتهای مختلف از هزاران راه پیش روی رشد و تعالی به راههایی رقتند که به مزاج اندیشه هایشان سازگار بود .
من فکر میکنم . اگر دوران رنسانس علمی . اقتصادی و... از دنیای اسلام و تفکر اسلام ناب اتفاق می افتاد  . امروز بطور طبیعی معیارهای جهانی و مورد پسند غالب کشورها با عینک اسلامی دیده میشد .
شاید این خدمت و وظیفه تاریخی مسلمانان ایران است . تا تلاش کنند . جامعه بشری از دیدگاههای اسلامی در تمام حوزه ها بهره مند شود .
خیلی مضحک خواهد بود . اگر ما اندیشه های  آینده ساز را پاک کنیم . و دنیا و رشد و توسعه را با عینک غربی و شرقی ببینیم
مگر قرار بوده است امام صادق ( ع ) تمام و ریز مبانی اقتصاد اسلام را بنویسند . مگر مکتب اسلام به انتهای خود رسیده است . که همچیز گفته و نوشته شده باشد .
شاید این وظیفه تاریخی مسلمانان ایران برای تبیین مبانی اقتصادی . سیاسی . اجتماعی و فرهنگی و... بر اساس اسلام باشد . 

مرعشي در پاسخ به كيهان: خوراك موش كور كيست؟

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در سایت شخصی قالیباف

 حاجی سلام .
تصمیم دارم مطلبی بنویسم با این عنوان :
معمای توسعه ایران چیست ؟ و چه راه حلی دارد ؟
نمیدونم به غیر از راه های موفق رفته شده در مسیر توسعه پایدار به راه حل و استراتزی ایرانی . معجزه ملی ( معجزه ایرانی ) به میانبرهای جهشی اعتقاد دارید . یا خیر .
یه مطلبی بگم . حیفم میاد رک و راست نباشم . من شخصیت احمدی نزاد و قالیباف را مکمل همدیگه میدونم . خیلی حیف میشه . اگر این دو بزرگوار نتونند فاصله ها و خلاهای موجود بینشون رو ( اگر باشه ) با اخلاص و بزرگواری پر کنند .
امیدوارم تجربه مدیریتهای سالیان گذشته عبرتی باشه . تا اصولگرایان اصلاح طلب ناب انقلاب اسلامی سابقه ایی تاریخی از مدیریتهای پاک و ایده آل را برای تاریخ ایران و نسلهای آتی ثبت و ماندگار نمایند .
معتقدم . همانطوری که ائمه اطهار خصوصا امام علی ( ع ) با از خود گذشتگی و ایثار و آینده نگری معیارهای حاکمیت را در تاریخ ثبت کردند .
نسلهای بعد از پیروزی انقلاب باید . سابقه درخشانی از حاکمیت اسلامی و ترقیخواه را بعنوان سابقه تاریخی برای آیندگان ثبت کنند . تا در دعواهای سیاسی و افراط و تفریطها سابقه موفق و پاکی برای ادامه راه درست وجود داشته باشد .
تفکر کارگزارانی حیثیت مدیریتی انقلاب اسلامی را به بازی گرفت . امروز زمان نقش آفرینی تفکر اصولگرایان ناب اصلاح طلب است . تا سابقه منفی گذشته را با عملکرد درخشان از چهره انقلاب اسلامی پاک کنند .

 سایت شخصی قالیباف  : رفتند تا بمانيم

....

رهبر معظم انقلاب اسلامی : سوالی که شما مطرح کردید << آیا فاصله ما و کشور های پیشرفته . پرشدنی است . یا نه ؟>> من اعتقادم این است که بله . کاملا پرشدنی است . البته ممکن است از همان راهی که آنها رفته اند . ما نتوانیم برویم پر کنیم . اما راههای میانبر در دنیا الی ماشاالله وجود دارد . این طبیعت آفرینش را که خدا به وجود آورده . ما درست نشناخته ایم . هزاران راه وجود دارد . .......ما باید در این قسمت کار کنیم و به راهی برسیم که آن راه ما را به پیشرفتهای علمی سریع . کاملا مجهز کند . 7/2/1377

در جای دیگری به این مضمون فرمودند : اگر بخواهیم . در توسعه و پیشرفت کشور . پا جای پا ی کشورهای اروپایی که رفته اند بگذاریم . همیشه دنباله رو خواهیم بود . باید بدنبال راههای میانبر باشیم . تا به سرعت خود را به سطح کشورهای تولیدکننده علم و فناوری و تکنولوژی برسانیم . و جزو چند کشور اول باشیم .

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در وبلاگ تخريبچي دوران

سلام .  حاج ابوالفضل
ما دچار يک خلا شده ايم . که جامعه را گرفتار هزاران درد نموده است .
بنا به نقل قول آقای آهنگران که مرحوم حاج احمد آقا خمينی از امام پيغام آوردند . که در برنامه های تبليغی از اشعار حماسی استفاده کنيد . ملت ايران روحيه حماسی دارند و با گريه و ناله مناسبت خوبی ندارند
در زمان جنگ جامعه ما بهره مند از چاشنی حماسه سازی و حماسه پروری بود
بعد از دفاع مقدس دولتهای سازندگی نتوانستند روح حماسه ساز ايران را وارد عرصه سازندگی و توسعه کشور نمايند . و بمرور جامعه بسمت انفعال و از خود بيگانگی پيش رفت .
بعدها هم در دوم خرداد و اکنون سوم تير نتوانستيم با برنامه و استراتزی جامع و موثر اين روح خفته حماسه سازی را در مسير مشارکت و نظارت موثر ملی بخدمت بگيريم و اکنون جامعه رها شده . منفعل و بی سازمان هستيم

گلايه از خويشتن !

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در سایت شخصی قالیباف

شهردار تهران در جلسه امروز شوراي شهر تهران گفت: بيش از 70 درصد از بناهايي كه امروزه در شهر تهران ساخته مي‌شود، از نگاه مقاوم‌سازي الان، بافت فرسوده محسوب مي‌شود.
...... آقای قالیباف 70درصد تفکراتی که بین مسئولین رایج است . از نگاه  مدیریتهای روز جهانی و راه حلهای مغفول مانده ایرانی که در شرایط حاضر امکان ظهور و بروز پیدا نمیکنند . فرسوده محسوب میشوند .
فرسوده بودن بناها کجا ؟ و فرسوده بودن افکار کجا ؟ ( بنا های فرسوده را مدیریتهای فرسوده مسبب هستند )

قاليباف در جلسه شوراي شهر: بيش از 70 درصد بناهاي در حال ساخت از نگاه مقاوم‌سازي، بافت فرسوده‌اند

برای هزار درد بی درمانمان به معجزه دولت ۷۰ میلیونی بیندیشیم . که معجزه اقتصادی . سازمان بخشی جامعه متعادل و متناسب ایران را ممکن میکند . تا حقوق ۷۰ میلیون ملت ایران بصورت عادلانه تامین و مشارکت و نظارت موثر ۷۰ میلیونی محقق شود . ......کو گوش شنوا . ... آنچه شنیده نشود فریاد است

نکته : دکتر شريعتي ميگه وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!!خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟ تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي

نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

متاسفانه همه ملت ما . حتی مسئولین داخل بازی دور باطلی هستیم . که نمیتوانیم همگی ملت همه بازی ( مشکلات ) را یکجا و با هم ببینیم . و بتوانیم درباره  دیده های مشترکمان به بحث بنشینیم و از سو تفاهمات و برداشتهای غلط دوری کنیم و به نتیجه مشترکمان برسیم . حتی اگر با آرای مختلف هم روبرو شویم بتوانیم  به بحث سالم و پیدا کردن راههای بهتر ادامه دهیم .
جامعه ما گرفتار بخشی . صنفی . فصلی . سطحی نگری شده است .
جامعه ما گرفتار بی سازمانی است . معلوم نیست مبنا و هدف بحث چیست ( بنظر میرسد با وجود اندیشمندان و فیلسفوفان و نخبه گان . نمیخواهیم جامعه را سازمان دهی کنیم ) .
 هر چند سخت است . مجبورم بگویم . ملت بدبختی هستیم . که 70 میلیون جمعیت با آرزوهای بلند . با سرمایه های مادی و معنوی سرشار نمیدانیم . یا نمیخواهیم برای رسیدن به اهداف مشترکمان خودمان ( کشور ) را سازماندهی  کنیم .
همه درست میگویند . اما فقط در بخشی از حقیقت . همه حق را میخواهند . اما در تضاد حقهای دیگر .
سیستم بی سازمان ما افراد جامعه را به سمت عوام شدن ( دور شدن از حقایق ) و عوام ماندن سوق میدهد .
ما عادت کرده ایم به بحثهای جزئی بپردازیم . همانطور که بحث تهیه نقشه علمی کشور مطرح است ( کجا هستیم . چه داریم و به کجا میخواهیم برویم )
زندگی اجتماعی و ملی مان نیازمند مهندسی و نقشه ایی است . تا معلوم شود.  هدفمان . نظرات مشترک و نقاط اختلاف کدام است .
حرفهای تکراری و اتلاف زمان و عمر . و ده سال بعد دوباره بحثهای تکرای آنهم بی نتیجه . چراکه معلوم نیست بدنبال چه هستیم . در نتیجه 90 % بحثهای به گله و شکایتهای تکراری ختم میشود .
همین نوشتار آشفته من و شما . هیچکدام کامل و در ادامه و تایید بحثهای قبلی نیست . و گره ایی باز نمیکند . موید این حقیقت است که همه ما در فضای آشفته از همه لحاظ زندگی میکنیم . و بخاطر طولانی شدن این شرایط آنرا عادی فرض کرده ایم .
بعنوان مثال : آقای توکلی گفتند . سهمیه بندی بنزین 4 میلیارد دلار صرفه جویی ارزی دارد . سئوال : تا امروز که سهمیه بندی نکردیم و راههای علمی و درستی را پیگیری نکردیم . چه مقدار زیان ملی سر بار جامعه و چه مقدار در پرداخت حقوق ملی ملت کوتاهی کرده ایم . و این کوتاهیها چه مقدار معضل و بحران پیدا و پنهان برایمان ایجاد کرده است . که بارهای مالی مضاعفی بوجود آورده اند .
چه کارهای دیگری اکنون میتوانیم انجام دهیم . که بخاطر نابسامانی در همه بخشهای جامعه بطور کلی فرصت و شرایط مطرح شدن و راه حل پیدا نمیکنند ؟
به کسی برنخورد . مانند احمقها بین تواناییهایمان فاصله انداختیم . معضلات و بحران زایی را نهادینه کرده ایم . و در تنگناها گرفتار هستیم . و بجای اینکه جامعه را برای خروج از بحران به سازماندهی و مشارکت موثر برسانیم .  درون کلاف مشکلات با همان شرایط مانند کمتر از عوام داد و فریاد راه میاندازیم . که من درست فکر میکنم و دیگران باید مطیع من باشند تا موفق شویم و....
بی اشکال است اگر بگویم : راه نجات جامعه ما ( ایران ) در شعار دولت 70 میلیونی دکتر احمدی نزاد است . که میتواند . همه گروههای فکری و سیاسی دلسوز ایران و اسلام را راضی و حقوقشان را تامین و آنها با اراده خودشان وارد عرصه مشارکت موثر ملی نماید . متاسفانه این کار اصولی و اساسی را انجام نمیدهیم . و خود را اسیر موضوعات خرد پر دردسر میکنیم . که به اختلافات دامن میزند . نیروها را نحلیل میبرد و هر روز هم از اهداف اصلی ( سازماندهی جامعه ) دور میشویم
سایت سید حسین مرعشی : دغدغه هاي شاگرد سلماني

 

نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در وبلاگ خبرنگار مسلمان

هی نگوییم . چکار کردیم . بیش از آن

بگوییم چه کارهایی  نکرده ایم .

هی نگوییم . بخاطر اینکار مثبت ( سهمیه بندی بنزین ) چقدر صرفه جویی شد . بگوییم بخاطر قصورات گذشته چقدر به منافع ملی زیان وارد شد .

از خود راضی نباشیم . که خیلی کار کردیم . که تا سیستم و با برنامه و هدفمند کار نکنیم . در دنیای امروز کاری نکردیم .

خیالمان راحت نباشد . که امسال سال 86  و اداره کشور در دست اصولگرایان است . به این فکر باشیم . سال 88بخاطر عملکرد عالی براحتی منتخب ملت باشیم ( تفکرمان )

به نمره 10 تا 15 راضی نشویم . که برای انقلاب اسلامی نمره زیر 19 افت دارد .

خود را با کارگزارانیها و اصلاحات چیها مقایسه نکنیم . که زیر 10 نمره داشتند . خود را با دولت کریمه مقایسه کنیم که چقدر فاصله داریم .

بیش از آنکه خود را اسیر و مشغول تصفیه کردن آبها کنیم . مانع ایجاد و ورود آلودگیها شویم .

انقلاب احمدی نژاد در مصرف انرژی

نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در خط امام از نگاه ابراهیم حاجی محمدزاده

سلام
دوباره امدم
نکته ايی راخدمتان عرض کنم . در جواب اين مطلبتان : «... آيا ميرحسين موسوي به صحنه اصلي سياست ايران بازگشته و از حاشيه خارج خواهد شد. متن، يقينا مهياي اين حضور است.»
به نظر ميرسد . شخصيتهای مطرح کشور . در دوره مبارزات ( طاغوت ) خيلی در کارها و برنامه هايشان با يقين و اطمينان کامل وارد ميشدند . بعد از جنگ خيلی تعارفی شده اند . گويا انجام تکليف و اثرگذاری در جامعه آنان وابسته شرايط . خوشآمد  يا بد آمد اين و آن است . و بنظر ميرسد افراد زمانيکه گمنام هستند راحتتر و با قدرت در صحنه هستند و ادای تکليف ميکنند و با مطرح و تبديل به شخصيت شدنشان بيش از آنکه باعث افزايش نفوذ و بخدمت گرفتن عوامل در پيش برد آرمانهای انقلاب شوند . متاسفانه خيلی سنگين . کم تحرک و کم انرزی و احيانا بی انگيزه ميشوند .
آيا خود اين حالت يک آفت روحی يا معنوی برای انجام تکاليف نيست ؟ و بسياری از کارها . حقها و عدالتها بخاطر اين روحيه به زمين مانده است ؟
گويا کوچک و سبک بودن بهتر از بزرگ و سنگین شدن است .
کجا هستند جوانان دوره دفاع مقدس که کوه انگیزه و سرشار از طرحها و تئوریها بودند ؟

پس دعا کنيم نيروهای موثر و کارآمد . دلسوزان و فدائيان انقلاب و آرمانهايش . طراحان ايده ها و انديشه های نو انقلاب اسلامی . و..... کوچک و گمنام بمانند . که اگر بزرگ شوند از تحرک و نوآوری و خلق سرمايه ها و فرصتهای جديد باز ميمانند و گرفتار روزمرگی و حجابهای روحی بزرگان ميشوند .

سخني با مهندس موسوي دوست قديمي دوران جنگ تحميلي

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

برداشت من از عملکرد گذشته کارگزاران :
بهترین کارکرد توده ها نردبان بودن است .
توده ها . توده بمانند . تا جای نخبه ها تنگ نشود . بهتر است .
توده ها هر چقدر اهمیت داشته باشند . نباید نقش نردبانی و فرمانبرداری خود را فراموش کنند .
تلاش نکنیم توده ها در مسیر رشد قرار بگیرند . همان مهره باشند . مفیدترند برای توسعه اقتصادی و سرمایه داری و برآوردن رویاهای هزار و یک شب نخبگان به زندگی در پر قو عادت کرده .
ما نیازی به بسیج توده ها نداریم . چون افسار کار از دستمان در میرود .
ما زمانی توده ها را ارباب حکومت میدانستیم . که با رزیم شاه مبارزه میکردیم . حالا که قرار است افسار بدست ما باشد . آنها همان پایین بمانند . بهتر است .
توده ها سیاه لشگران خوبی هستند .
مرعشي:اولويت كشوربسيج توده‌هانيست

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در آینه پژوهش

سلام آقا فرهاد .
اولش یه شوخی
چون میبینم ریش داری . پس معلومئ میشه بچه حزب الهی هستی . البته الان بزرگ شدی .
و روانشناسی ظاهری میگه . اینجور اداما که ریش مدل حزب الهی دارند . آدمای باحالی هستند . البته بگذریم که بعضیها ازش بعنوان نقاب استفاده میکنند .
بعد شوخی خدمت عرض کنم . من کارشناس و مخصص و اندیشمند فرزانه ( خانم فرزانه منظور نیست )
تنها و تنها بعنوان یک ایران که مثل تو ریش داره . بخاطره اینکه خیلی زود جوگیر میشم . و حتی بیشتر از شعار و شعار دهنده باور میکنم . بخاطر ایمانی که به  معجزه دولت 70 میلیونی دارم . از روی علاقه مخم رو چند وقتی تیلیت کردم و یه جزوه ایی تهیه کردم . با عنوان دولت 70 میلیونی ( دولت عشق ایرانی ) ؟ چرا ؟ چگونه ؟ که بنظر شخص خودم میتونه معجزه نرم افزاری کنه . مثلا میتونه چشم انداز بیست ساله رو 5 ساله اجرا کنه . میتونه مهاجرت . حاشیه نشینی . اعتیاد . قاچاق کالا و مواد مخدر . ترافیک و....... رو در کوتاه ترین زمان حدودا 1 تا 2 سال اجرا و درمان کنه .
شاید خوش خیال باشم و لی هر چه شک میکنم و بررسی میکنم . میبینم شدنیه .
مزاحم شدم ببینم حال داری برات ایمیل کنم . بعنوان یک کارشناس و متخصص بررسی کنی و نکته نظراتت رو بگی ؟
لااقل بخاطر اینکه هر دومون ریش داریم قبول کن
شوخی فضای گفتگو  را شادابتر میکند .

سازمان

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در کلاشینکف دیجیتال گیرینف . آرپی جی . خمپاره

من يکی از شعبات وبلاگم رو در وبلاگ کلاشينکف داير کردم . نمايندگيها جديد هم می پذيريم . و محصولات بنجل نوشتاريمان را زور چپان ميکنم به مغز خلق الله .

و اما در مورد این پست آقا بهمن عزيز .
از نظر من . روند کلی تجولات . از پیروزی انقلاب . تا جنگ تحمیلی . و سیطره تفکر غربی . حتی بر کشورهای اسلامی . رشد قدم به قدم ایران . معادله قدرت اثرگذاری و..... و جابجا شدن ضعف با قوی . جابجایی و بالا و پایین رفتن هیمنه قدرتها . آنهم طی تناسب زمانی مشخص و...... چیزی عجیبی است .
و به نظرم میاد ما غرق عادت تحولات پی درپی شده ايم .
گویا تقدیری تلریخها را جابجا میکند . که معادله حوادث در زمانهای گوناگون چیده شده و در زمان خود اتفاق می افتند .
در یک حادثه جای حاکم و محکوم عوض میشود .
زمانیکه حاکم قدرت دارد . به خاطر شرایط زمانی و... نمیتواند از فرصتها بهره برداری کند . همینکه توان بهره برداری را از دست میدهد شرایط تغییر میکند و مظلوم جری تر و قویتر قد علم میکند . و بادهای تقدیرات موافق مظلوم به وزش در می آید .
آیا اینها حکمت باطن و تقدیرات زندگی بشر است .
یا توهمی است . از جنس توهم توطئه ؟
وقتی همه حوادث را در ظرف زمانی خود در برابر هم میچینیم . تعجب میکنیم . که اگر این زمان اندکی جابجا میشدند . حوادثی با ۱۸۰ درجه تغییر
اتفاق می افتاد .

آيا اين همان نکته ايی است . که امام در حوادث انقلاب ميفرمود . من دست غيب الهی را به وضوح ميبينم که در مقاطع گوناگون اين انقلاب را حمايت ميکند .
نکته اخلاقی : و ما سربازانی هستيم که خداوند تقدير قرار گرفتن در جبهه حق و زير عنايت حق قرار داشتن را بما ارزانی داشته است ؟

لیبرال دموکراسی غرب، تئوکراسی شرقی را دست کم گرفته بود!

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در ده هات نمک

چند نظر :
اولا بیان این تلخیها لازم است . تا ننگ بیخالی برایمان عادت نشود .
دوما . تفکر مگسی بدون تفکر زنبور عسلی یک بعدی است .
سوما . بیش از آنکه به معلولها بپردازیم . بعلتها و راه حلها اقدام کنیم .
افتخار بیان دردها تلخ است . تلاش کنیم تنها گوینده نمانیم . عمل کجاست ؟
ما هم مسبب این دردها هستیم  . خودفریبی نکنیم . مسکن وجدان درد نخوریم . هر دردی در جامعه ما نشانه ایی است . که ما ی جمعی مقصریم هر کس به نوعی .
هر چند این حرفم . حرف مفت زدن است . و تا در شرایطش نباشیم نخواهم فهمید . نباید زود تسلیم یاس و ناامیدی شدن را تایید کنیم . و در ضمن قلم این خواهر نشان از هوش و خودشناسی او دارد . و چنین اقدامی از همچین شخصیتی بعید است .
و آخر اینکه ما مرد عمل نیستیم . فقط زر زدنش را طی سالیان گذشته خوب یاد گرفتیم و به آن عادت کردیم و همه هم این مرض عادت شده یکدیگر را تایید میکنیم .
هر حرکتی که بازده اش به تحول مثبت ختم نشود . تنها یک تغییر رویه راه بی اثر یا اشتباه گذشته است .
به تحول به دگرگونی مثبت فکر کنیم . خود را در معرکه خماریها بیرون بکشیم . خماری اعتیاد . خماری گفتن . داد زدن . مظلوم نمایی . آه و ناله کردن . بیان دردها بدون حرکت و ارائه راه حل . خماری گفتگوی بی حاصل یا کم حاصل . و....
70 میلیون ایرانی یعنی رسیدن به ایده آلها
70 میلیون ایرانی یعنی کشف ناشناخته ها
70 میلیون ایران یعنی موتور توسعه . سازندگی . آبادانی . رفاه سالم . رهایی از خاک سرافراشتن بر افلاک ( این یکی شعر بود )
70 میلیون ایرانی . یعنی تحمیل صادرات به چین .
70 میلیون ایرانی یعنی سیر شدن گرسنگان افریقا .
70 میلیون ایرانی یعنی نظم نوین اسلامی . انسانی در جهان
70 میلیون ایرانی هر کدام یک اتم
70 میلیون ایرانی . یعنی دولتی 70 میلیونی . دولت عشق ایرانی

خیلی زور داره یه تلیاردر . تلیاردر ادای گدایی در بیاره و خیلی هم مضحکه

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

دعاي كاري در حق مديران

سلام .
خدايا مسئولينمان را بيشتر در دسترس ملتشان قرار بده .
خدايا به آنها قدرت معجزه نرم افزاري ( فکري ) عنايت بفرما .
خدايا به همشان حالي کن . هر چقدر بداني که نميداني . بهمان مقدار دانايي . و بهمان مقدار که براي استفاده از دانايي همنوعانت تلاش کني داناتری .
خدايا به مسئولينمان يادآوري کن اگر خدمتگذاري و نوکري ملت لذت و افتخار توست . و از اين لذت معنوي بهره مندي و از اينکه مفيدي . بي هدف نيستي و خسران زمان عمرت آزارت نميدهد . بدان خون ديگران هم همرنگ توست . تو هم راههاي خدمتگزاري . مفيد و هدف دار بودن و عاطل و باطل نبودن ديگران را باز کن و کار امروز و الان را به فرداها مينداز و بدان تا فردا چندين ساعت سختي روحي فاصله است چه رسد به سالها فاصله .
خدايا . نگذار فراموش کند . هزاران قبل از او بودند . رقمي هم نبودن و گذاشتند و رفتند . او هم رفتني است . حتي اگر فرمانبردار و مطيعانش بسيار باشند .
خدايا . الهامش کن . که بشريت با تمام آرزوهاو اميدهايش برروي توپي ناچيز از کهکشانهاي ناچيزت زندگي ميکنند . که مانند زندگي بر پشت نهنگ داستان سندباد است . که هر آن ممکن است غرق شويم . و همه مانند سندباد شانس ندارند . که شيلا و ماهي سخنگو و کارگردان هستي بخشش بفريادش برسد .
خدايا ايمان قبل از صدراتش و بازي خناسان سياسي و بزرگ و کوچک نمايي ساختگي يادآورش باش . که راه را گم نکند و بازي نخورد .
خدايا اخلاص و پاکي و کسب دانایی در عمل را بزرگترين سرمايه اش قرار بده .
خدايا ياريش ده . که در آن واحد همه سازمان تحت مديريتش . نيازها . حقها و... را بجا در نظر داشته باشد . و حقي را بجاي حق ديگر مورد غفلت قرار ندهد .
خدايا چراغ وبلاگش را روشن . و گفت و شنودش را دوسويه قرار و مستدام بدار . تا هر چه نکته ايي گفتي نکته ايي بشنويي . تا قدمی به پیش برداشته شود . و قدم بجا خشک نگردد .
آمین یا رب العالمین


 

سازمان فرهنگي‌هنري


 

http://www.ghalibafonline.com/main/index.php?Page=definition&UID=4111

نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

وقت تنگ است . هر ساعتی ظلمی و حقی و عدالتی پایمال میشود

ایمیل مشترک به دکتر احمدی نزاد و دکتر قالیباف

جامعه ما در دور بد بودن افتاده . بد بودن در لباس زرنگی . بد بودن جلوگیری ازاینکه سرمان کلاه بگذارند . بد بودن در لباس رقابت . مسئولیت شناسی در جامعه ایی که چه خوب باشی چه بد فرقی ندارد . ریسک بزرگی است یا بهتر بگویم خطرناک است .
چون وقتی بخواهی مسئولیت پذیر باشی . آنهم در جامعه ایی که نرمال نیست . و اگر بدتر از آن و بالاتر از مسئولیت پذیر بدنبال درمان دردها باشی . اگر بخواهی فداکار باشی و بر اساس همان بزرگ منشی حرکت اقدام کنی .
نا رفیقی . رفیق نیمه راهی . دشمنهای ناخواسته بخاطر کلاف مشکلات . هم خطر ورشکستگی دارد . هم هزینه آبرو و حیثیتی . و هم بعنوان متهم مورد محاکمه هستی .
من در کار چندین سالم همه این مراحل و شکنجه و دوران افسردگی . خفت زجرش را چشیده ام . و باید عرض کنم شما که خوبید و خوبان بسیارند . اما در دوران سختی ارتباط خوبان با ستمدیده قطع قطع است .
جامعه ما بدیها را سازمان یافته و نهادینه کرده . و بین ارتباط خوبیها و مثبتها مانع . سو تفاهم . عدم امکانات و فرصتها و.... فاصله انداخته و در این میان قربانی شدن حسن نیتهاست . قربانی شدن اندیشه های مثبت و رشد و نمو ارگانیسمی بدیها و زیانهاست .
چه میشود کرد ؟ سئوال بیجواب یعنی من در بدیهایم . اما از خوبیها دم میزنم . بزنگاه ما معلوم است . هرکس باید تکلیفش را معلوم کند .
جامعه ما بیمار افسرده ایی است . که باید پزشکی حاذق . قدرتمند . ایمن و مورد اعتماد که بتواند قلبها را برباید . بتواند طی برنامه ایی منسجم و جامع و موثر ضمن تامین . تضمین و پرداخت حقوق متنوع همه اقشار جامعه . سرمایه های معنوی و معنوی و مادی را در گستره جغرافیایی به فعالیت در آورد .
تا هر موفقیتی پل موفقیتهای دیگر و تامین و راضی کننده منافع بخش دیگر . هر اقدامی متضاد با مانع دیگران نباشد . بتواند زیانهای اقشار مختلف را در مراحل گذر بر روی کل جامعه سرشکن نماید . تا جامعه ایی که طی مدتهای طولانی در اثر بی مسئولیتی و بی کفایتیها دچار تناقض و تضاد در همه بخشها شده است . به سمت تعادل و تناسب سازماندهی و سامانیابی شود .
و کسی چنین قدرتی ندارد . مگر برنامه ایی که بعنوان استراتزی اجرایی تشکیل دولت 70 میلیونی طراحی و با تنظیم دقیق سفرi کسب منافع سالم و مشروع را به گستردگی کل 70 میلیونی ایرانم پهن نماید

یاداشتهای احمدی نزاد

سایت قالیباف

 

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظر در سایت دکتر قالیباف

سلام
البته با کسی که میگوید . منطقیم . حرف حق را دوست دارم . و  سخن  تلخ صادقانه را به سخن شیرین متملقانه ترجیح میدهم ( نقل از شهید بهشتی ) خیلی راحت میشود صحبت کرد و زودتر به نتیجه مشترک رسید .

مطلبی در قسمت دیگر سایت نوشتم را در ÷ایان مینویسم . اما چند خواهش میکنم . همانطور که زمانی یک شهروند عادی بودید . و از بزرگان و مسئولین را مراعات حق و توجه به وظایف مدیران انتظار داشتید .
همان گونه نظر و خواسته قشرهای مختلف جامعه را مورد توجه قرار دهید .
اشکالی که نسلهای قبلی مدیران داشتند را شما نداشته باشید .
مدیران بالا و در حصار افکار خودشان و خودیهاشان بودند . شما بهترین و متنوعترین پلهای ارتباطی را با جامعه ایجاد کنید .
امکانی را ایجاد کنید . که هر فکر مثبتی در سهلترین شرایط به مراکز تصمیم گیری وصل شود .
در سازمان خود مکانیسم پرداخت حق را بدون گدائی حق در کوتاهترین زمان ایجاد نمایید .
زمانی محبوب میشوید . که فدایی آرمان خود و جامعه باشید . و گفتار و عملتان یک رنگ و شفاف باشد .
دشمنانتان از کوتاهیها. عدم پیشگیریها و عدم ارتباط سالم و کامل با جامعه و شفاف عمل نکردن بهره برداری میکنند .
عدم ارتباط سالم و کامل با جامعه رفیق نادان و ناتوان پرور است .
شما زمانی میتوانید ادعا کنید که موفقید . که پیش نیازهای مدیریت سالم بر جامعه را اجرا کرده باشید . و منبع درآمدهای معنوی . معنوی و مادی فعال شده باشند . مسیر ورود فکرهای نو و پاک نوسازی و اصلاحات هموار شده باشد . و ریشه معضلات از منابع تغذیه قطع شده باشند .
آرمان جامعه ایرانی چرا از دسترس ملت ایران دور است ؟
آرمانها دست نیافتنی هستند . یا خودمان جامعه را در غل و زنجیر مرئی و نامرئی گرفتار کردیم . و انتظار معجزه داریم ؟
آیا بدون از رهایی از این موانع امکان مشارکت موثر ملی  وجود دارد ؟
خاطره تلخ مدیریتها و توسعه کارگزارانی ( مدیریت شکمی ) را از خاطره ملت با مدیریت انقلابی و بنیادین اصلاح کنید .
نوسازی و اصلاحات ریشه ایی  را جایگزین بازسازیهای سطحی و رونماسازی نمایید .
فرمولهای جلب و جذب مشارکت موثر ملی را طراحی و اجرا نمایید .
اشتباه زحمت کش بودن مدیران به تنهایی و تماشاچی و در حاشیه بودن ملت را اصلاح کنید .
ملت ایران دارای روح حماسه سازی ایرانی . اسلامی و ذاتا مشارکت پذیرند .  فرصت بهره مندی از لذت خدمتگزاری . فداکاری و ایثارگری را از توده ملت بالخصوص نسل سوم و چهارم دریغ نکنید .
اگر مدیران بدون حضور و مشارکت موثر ملی بر فرض بتوانند در سازندگی معجزه هم بکنند . بدون نقش آفرینی مستقیم و محوری ملت این فواره ایی که پس اوج کوتاه مدت سقوط میکند .
حضور و مشارکت  و نظارت موثر ملت یعنی .  ریشه دار شدن و فرهنگ سازی در همه زمینه های اقتصادی . اجتماعی . سیاسی و فرهنگی است .
جامعه ایی که با مشارکت ساخت شود . بیمه ملی است .
جامعه ایی که بی مشارکت موثر ملی ساخته شود . گدایی است که به مال و منال رسیده و باد آورده را باد خواهد برد .
مطلبی که در قسمت دیگر این سایت برایتان نوشتم .
 سلام . قاليباف جوان و پر شور و اميد ( صفت قبل از مخدوش شدن )

 خواستم صفتي برايتان انتخاب کنم . که در زمان ديدن و شنيدن سخنانتان حسش در ذهنم تداعي ميشود .  ( که بدلايل بدرست يا نادرست مخدوش شده بود )

 اکنون که با سايتتان آشنا شدم . لازم است مقداري از حرفهايم را بزنم .

 نظر اوليه من در مواجه با بچه هاي جبهه . آسمان بودند . کوهي مستحکم . رودي زلال و زندگي بخش . اميني راستگو . دلسوزي شفيق . آرمانگرايي پاک . غصه خور خوبيها . دلخور از کوتاهيها و کم خواستنها . بيزار از نيرنگ و فريب . آماده بودن براي فداکاري و ايثارگري در هر زمان و هر جا . تحولخواه و بلند نظر تر از بالاترينها . و...... چرا ؟ چون ما در زمان زيست کرده ايم . که خميني هم نفسمان بود . کوهي را ديديم مستحکم تر از هر چه ديده بوديم . اخلاص و پاکي و.... هر آنچه خوبي بود . عطر و بويش در جان و روحمان ته نشين شده است . و امروز خواسته او آرمانهاي ما است . و.........

 اما ...... تاکنون که با وبلاگتان آشنا نشده بودم . در اين نسل افرادي هستند . که از همه خوبيها تحليل ميروند و ميشوند فردي با آرمانهاي کوتاه و.... که مواردي که در بالاعرض کردم . تنها يک خاطره و خيال مطرح ميشود .

 ملت ايران بوجود نيامده . در خوبيها  کم بخواهد .

 طولاني شد و رشته کلام آنچه ميخواستم نشد .

 فکر ميکردم . کوتاه آمديد و بسياري انديشه ها و افکار امامي و نسل جبهه را قيچي کرديد . که ديگران ( انديشه هاي کارگزاراني ) مگر چه کردند . ما هم تلاش ميکنيم ده

 پله بالاتر از آنها باشيم . هزار پله را بيخيال ؟؟

 دو گلگي شخصي از شما دارم : در زمان فرماندهي نيرو انتظاميتان نيروهاي تحت امرتان در حق من و خانواده ام ظلم کردند . بقدري اين ظلم طولاني شد . از ظلمي به ظلم ديگر ادامه پيدا کرد ( خبر داريد حتما در جامعه کافي گرفتار دام و بلايي شوی . و از دامی به دامهای دیگر و نهایتا خود و اطرافیانت را گرفتار گرداب مشکلات و بلا میبینی که هیچ یار و مدد کاری در جامعه بی سر و ته مان پیدا نمیشود ) تا که امدیدبه شهرداری تهران . گرفتاری و مشکلات بسیاری داشتم که از مرحله نیروی انتظامی ادامه داشت و به گرفتاریهای شهرداری تهران ادامه پیدا کرد ( یا بهتر بگویم از گرفتاری شهرداری آغاز و بدام نیروانتظامی و بدام دیگر افتادم ) . نامه ایی بلند بالا و شرح مشکلات و بلاهایم را در تاریخ 27/12/1384 به دبیرخانه شهرداری مرکز ( دفترتان ) تحویل دادم . بعد 7- 8 ماه به شهرداری منطقه19 فرستاده شد . و از آن زمان تا کنون هنوز که هنوز است در

 پیچ و خم ادارات سرگردان است . اگر لازم دونستید برایتان ارسال خواهم کرد .

در ضمن گرفتاریهای چند ساله که به ورشکستگی اقتصادیم ختم شد. مرا به فکر انداخت چه شده است . همه جامعه ما مظلومند ( از دریافت حقوقشان محرومند ) و در عین حال ظالمند ( حقوق جامعه و دیگران را پرداخت نمیکنند ) و در حین حال دوست دارند نه ظالم باشند و نه مظلوم . اما با وجود خواست قلبی از اینکه ظلم نکنند و حقشان را بگیرند ناتوانند .

چرا جامعه ما گرفتار غل و زنجیرهای مرئی و نامرئی است که بر دست و پا . فکر و ذهن اجزا حکومت ( قوای سه گانه ) بخش خصوصی و آحاد ملت بسته شده . و با وجود خواست قلبی 70 میلیون ملت ایران از مشارکت و نظارت موثری ملی ناتوان و محروم هستند . چرا ؟

چه راه  و برنامه و استراتزی میتوان طراحی کرد . که بتواند : * در کوتاه ترین زمان ممکن .  * بدون هزینه جدید یا با کمترین هزینه .  * جامع و موثر ترین برنامه های نوسازی و اصلاحی را .  * بطور همزمان .  * در گستره جغرافیایی کشور .  * اجرا . و   * همزمان اجرا منافع آن نصیب همه اقشار جامعه شود  . * و با اضمحلال غل و زنجیر های مرئی و نامرئی از دست و پای دولت و ملت   * همه 70 میلیون ملت ایران بتوانند با فارغ بال با *  دریافت حقوق و خدمات اجتماعی با  * انجام تکالیف و مسئولیتهای ملی و اجتماعی در  * بالاترین ظرفیت مشارکت و نظارت موثر ملی داشته باشند . تا * جامعه ایران نوین اسلامی ( جامعه نمونه اسلامی ) متولد شود .

طرحی را با عنوان دولت 70 میلیونی ؟ چرا ؟ چگونه ؟ طراحی کردم که بنظرم میتواند همه موارد فوق را در بهترین شرایط اجرا نماید . صلاح بدانید برایتان ارسال کنم

سایت شخصی دکتر قالیباف :   سازمان فرهنگي‌هنري

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در وبلاگ تخريبچي دوران

سلام به تخريب چی گرامی .
دوست عزيز . قبل از اينکه حرف اصليم  را بگم . لازمه خدمت عرض کنم . من شش - هفت گرفتار آشفته بازار اقتصادی شدم . که برای اولين بار از بی مروتی زمونه . نارفيقيها . رفيق نيمه راهيها و.... تجربه افسرده شدن را بدست آوردم . و شاید از یک غم یک فرصت بسازم و باید بچشم یک سرمایه بهش نگاه کنم .
و خوب ميدونم فشارهای روحی . بی مروتيها و.... چقدر سخت و شکننده است .
اما حرف اصليم . جامعه ما ( بخش مدعی نخبگی و دانايان ) اينکه خودمون رو محتاج دولت کرديم .
اگر فرض کنيم دولتمان بی کفايت ترين دولتهاست . و هيچ انتظاری از وظيفه شناسی دولت نداشته باشيم .
بايد خودمان بدنبال استقلال فکری . اجرايی . تشکيل گروههای و هسته های کاری باشيم .
ما ايرانيها در تمام صنوف ياد نگرفتيم . گروهی . تشکيلاتی و سيستماتيک کار کنيم .
نتونستيم حرفه ايی عمل کنيم . و برای آرمانهای مشترکمون کانونهاي فکری ايجاد کنيم .
بخاطر همين هميشه در شرايط ضعف . وابسته و منتظر مساعدت  قرار داريم .
يه مطلبی خيلی وقت شنيدم دقيقا يادم نيست . شايد مضمونش اين باشه . که اگر ميخواهی خوت بمانی برو قوی شو . که ضعيف با تمام نبوغش پايمال است

وبلاگ تخریبچی دوران : دلم می خواد !

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

چند نظر :

چه میشود . اگر بفرمایید کوتاهی در دولتهای گذشته بود  . میمری ؟ نمیمیری که . خوب واقعیت رو بگو دیگه . گفتن حقیقت که هوناق نیست که برادر من .

این دولت کوتاهی داشته درست . بد عمل میکنه اونم درست . دولتهای خیلی نخبه سازندگی و اصلاحات هم نتوانست برای این مسئله مهم تصمیم درستی بگیرند .

بنظر میرسه از نظر شما کارگزارانیها . راحترین راه همیشه بهترین راه است . قیمتها را بدون سهمیه بندی  بالا میبرند چند اشکال داشت .

1- مصرف بنزین آنچنان کاهش پیدا نمیکرد . و شکم گنده ها که بنزین را لیتری یک میلیون هم بفروشی میخرند . و بارش رو با تورم میندازند رو دوش ملت بدبخت .

2- یکی از هدفها کاهش مصرفه . سهمیه بندی میتونه عطش مصرف و خروج ارز . آلودگی هوا . ترافیک و هزار بدبختی ریز و درشت و پنهان و پیدا رو ( مدیریت کلان و بخشی )  کاهش بده .

3- سهمیه بندی  میتونه با کاهش مصرف . خلوت شدن خیابانها . فرصتی ایجاد کنه تا سرمایه گذاری در حمل و نقل عمومی نتیجه بهتری داشته باشه . والا اگر خیابانهای پر اشکال پر از ترافیک باشه سرمایه گذاری حمل و عمومی هم حرکتی ابتر و ابلهانه است .

4- بنظر میرسه . معتقدید هر کاری میخواهیم انجام بدهیم باید منافع شکم گنده هایی که چند تا ماشین دارند و پولشون هم علف خرسه باید رعایت بشه . به معنای دیگه مملکت مال اونهاست . اونها نون تولید میکنند . پس

همچیز باید بر محور اونها تنظیم بشه .

5- جامعه ما نیازمند . رزیم کم مصرف کردن است . اون عطش مصرفی که دولتهای سازندگی راه انداختن داشت دودمان و آینده ملت رو به باد میداد .

6- بازم به معرفت دولت نهم . گلی به جمال با شهامت احمدی نزاد پهلون که تنبلیها و عافیت طلبی  دولتهای گذشته به تورفتول عینی انجام داد ( تا عرق خجلت بر پیشانی نخبه گان گذشته بنشیند )

7- میدونی که یکی از اهرم های فشار غرب و آمریکا جلوگیری از واردات بنزین به ایران است . و لازم است این اهرم فشار را حذف و یا حداقل از اثر آن بکاهیم . و اگر قرار شد تحریم بنزین بشیم . باید کم کم به مصرف کم عادت کنیم 

8- غلط املایی  و شوخی ( با اصطلاح  شخصیت معروف طنز ) ما رو ببخش

قهوه خونه مشدی حسین مرعشی :  مسئله بنزين و اشتباهات غير قابل جبران

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظر در سایت دکتر قالیباف

سلام . قالیباف جوان و پر شور و امید ( صفت قبل از مخدوش شدن )

خواستم صفتی برایتان انتخاب کنم . که در زمان دیدن و شنیدن سخنانتان حسش در ذهنم تداعی میشود .  ( که بدلایل بدرست یا نادرست مخدوش شده بود )

اکنون که با سایتتان آشنا شدم . لازم است مقداری از حرفهایم را بزنم .

نظر اولیه من در مواجه با بچه های جبهه . آسمان بودند . کوهی مستحکم . رودی زلال و زندگی بخش . امینی راستگو . دلسوزی شفیق . آرمانگرایی پاک . غصه خور خوبیها . دلخور از کوتاهیها و کم خواستنها . بیزار از نیرنگ و فریب . آماده بودن برای فداکاری و ایثارگری در هر زمان و هر جا . تحولخواه و بلند نظر تر از بالاترینها . و...... چرا ؟ چون ما در زمان زیست کرده ایم . که خمینی هم نفسمان بود . کوهی را دیدیم مستحکم تر از هر چه دیده بودیم . اخلاص و پاکی و.... هر آنچه خوبی بود . عطر و بویش در جان و روحمان ته نشین شده است . و امروز خواسته او آرمانهای ما است . و.........

اما ......

تاکنون که با وبلاگتان آشنا نشده بودم . در این نسل افرادی هستند . که از همه خوبیها تحلیل میروند و میشوند فردی با آرمانهای کوتاه و.... که مواردی که در بالاعرض کردم . تنها یک خاطره و خیال مطرح میشود .

ملت ایران بوجود نیامده . در خوبیها  کم بخواهد .

طولانی شد و رشته کلام آنچه میخواستم نشد .

فکر میکردم . کوتاه آمدید و بسیاری اندیشه ها و افکار امامی و نسل جبهه را قیچی

کردید . که دیگران ( اندیشه های کارگزارانی ) مگر چه کردند . ما هم تلاش میکنیم ده

پله بالاتر از آنها باشیم . هزار پله را بیخیال ؟؟

دو گلگی شخصی از شما دارم : در زمان فرماندهی نیرو انتظامیتان نیروهای تحت امرتان در حق من و خانواده ام ظلم کردند . بقدری این ظلم طولانی شد . از ظلمی به ظلم دیگر ادامه پیدا کرد ( خبر دارید حتما در جامعه کافی گرفتار دام و بلایی شوی . و از دامی به دامهای دیگر و نهایتا خود و اطرافیانت را گرفتار گرداب مشکلات و بلا میبینی که هیچ یار و مدد کاری در جامعه بی سر و ته مان پیدا نمیشود ) تا که امدید

به شهرداری تهران .

گرفتاری و مشکلات بسیاری داشتم که از مرحله نیروی انتظامی ادامه داشت و به گرفتاریهای شهرداری تهران ادامه پیدا کرد ( یا بهتر بگویم از گرفتاری شهرداری آغاز و بدام نیروانتظامی و بدام دیگر افتادم ) . نامه ایی بلند بالا و شرح مشکلات و بلاهایم را در تاریخ 27/12/1384 به دبیرخانه شهرداری مرکز ( دفترتان ) تحویل دادم . بعد 7- 8 ماه به شهرداری منطقه19 فرستاده شد . و از آن زمان تا کنون هنوز که هنوز است در

پیچ و خم ادارات سرگردان است .

اگر لازم دونستید برایتان ارسال خواهم کرد .

در ضمن گرفتاریهای چند ساله که به ورشکستگی اقتصادیم ختم شد. مرا به فکر انداخت چه شده است . همه جامعه ما مظلومند ( از دریافت حقوقشان محرومند ) و در عین حال ظالمند ( حقوق جامعه و دیگران را پرداخت نمیکنند ) و در حین حال دوست دارند نه ظالم باشند و نه مظلوم . اما با وجود خواست قلبی از اینکه ظلم نکنند و حقشان را بگیرند ناتوانند .

چرا جامعه ما گرفتار غل و زنجیرهای مرئی و نامرئی است که بر دست و پا . فکر و ذهن اجزا حکومت ( قوای سه گانه ) بخش خصوصی و آحاد ملت بسته شده . و با وجود خواست قلبی 70 میلیون ملت ایران از مشارکت و نظارت موثری ملی ناتوان و محروم هستند . چرا ؟

چه راه  و برنامه و استراتزی میتوان طراحی کرد . که بتواند : * در کوتاه ترین زمان ممکن .  * بدون هزینه جدید یا با کمترین هزینه .  * جامع و موثر ترین برنامه های نوسازی و اصلاحی را .  * بطور همزمان .  * در گستره جغرافیایی کشور .  * اجرا . و   * همزمان اجرا منافع آن نصیب همه اقشار جامعه شود  . * و با اضمحلال غل و زنجیر های مرئی و نامرئی از دست و پای دولت و ملت   * همه 70 میلیون ملت ایران بتوانند با فارغ بال با *  دریافت حقوق و خدمات اجتماعی با  * انجام تکالیف و مسئولیتهای ملی و اجتماعی در  * بالاترین ظرفیت مشارکت و نظارت موثر ملی داشته باشند . تا * جامعه ایران نوین اسلامی ( جامعه نمونه اسلامی ) متولد شود .

طرحی را با عنوان دولت 70 میلیونی ؟ چرا ؟ چگونه ؟ طراحی کردم که بنظرم میتواند همه موارد فوق را در بهترین شرایط اجرا نماید . صلاح بدانید برایتان ارسال کنم

ایران خوب

http://www.ghalibafonline.com/main/index.php?Page=definition&UID=2619&S=-1665

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در وبلاگ تخريبچي دوران

سلام
برای گفتن حرفها . دل بهانه خوبی است .
دل من ميگويد : ما اگر زياد آه و ناله و فغان ميکنيم . نشانه اين است که به وظايفمون خوب و کامل عمل نکرديم .
دلم ميگويد : وقتی زیاد گلگی ميکنم . نشانه اينه که ميخوايم از زير کارهها و تکليفها فرار کنيم .
دلم ميگويد : وقتی ضعيف عمل کردم . دنبال متهم ميگردم . تا وجدانمو آروم کنم .
دلم ميگويد : خودتو لوس نکن . بازی در نيار . پررو نشو . رو بهت ميدم . اون مغز آکبندت رو از زر ورق در بيارد و ازش کار بکش .
دلم ميگويد : بيخود کردی از دست من خسته شدی . پررو بشی حالتو ميگيرم . حواست رو جمع کن . والا ميدم گوشت ببرن بزارن کف دست .
دلم ميگويد : اين ابولفضل رو بيخيال شو .

بزار اين حرف دلمو بنويسمو برم .
دلم ميگويد : هوشيار باش . نااميد مباش . راهها بسته نيست . درمانها دست توست . مغز تو بهنرين است . انديشه تو نابترين است . دشمن ذاتا خار است . جبهه تو ذاتا قدرتمندترين است .
دلم ميگويد : عظمت کهکشانها . همه مخلوقات . وجود و عدم خير و شر . سلطه ظالمان . پيروزی مظلومان . همه و همه بر اساس فرمول مختص خود بنا شده و طبق فرمول خود از شکلی به شکل ديگر تغيير ميکند .
فرمول پيروزی گريه نيست . تدبير است .
فرمول شکست ظالم . فرمول تلاش و برنامه است .
فرمول اضمحلال شب . ترس نيست . طلوع خورشيد است .
فرمول فقر . صدقه نيست کسب درآمد و تخصص است .
فرمول عدالت . کميته امداد نيست . مديريت پاک است .
فرمول توسعه ايران اسلامی . توسعه غربگرايانه نيست . تشکيل دولت ۷۰ ميليونی است

دلم می خواد !

http://www.persianblog.com/posts/?weblog=abolfazl2321.persianblog.com&postid=7004908

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

شوخی با دهات نمک

آقای ده نمکبی داری روتو زیاد میکنی یا .
چرا متنی که از شهید بهشتی نقل کردی و من زحمت کشیدم . و سخن گهرباری  که 25 سال قبل در تبلیغات دیواری خونده بودم . و درس گرفته بودم . و درستش رو به اطلاعت رسوندم . اصلاح نمیکنی . مگه لج بازی . بچه پرو ... هی من هیچی نمیگم . اونم هیچی نمیگه .
عوضش کنه . مطلبی که تو نوشتنی خیلی بی قافیه است . برخورد کاذبانه دیگه چه صیغه ایه . بعدشم . مگه برخورد هم شیرین میشه ؟ نکنه تو برخورد رو تو عسل میخوابونند . شیرین بشه ؟

نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

شوخی با بتمن رابین ایرانی

بهمن رامين جان . سلام
هر چند حق داری براساس سابقه گذشته و نظر شخصيت موضوع بنزين سهميه ايی رو تحليل کنيد .
حتما قبول ميکنی اين وضعيت به دليل کوتاهيهای گذشته است .
بهمن رامين بالا هم . شوخی است

..............

شايد هم تشابه دو اسم بتمن و رابين
با بهمن رامین

.............

شوخی : شما ( بهمن ) با آقای رامين دست به دست هم بديد . نقش بتمن و رابين را برای نجات ايران از مشکلات بازی کنيد .
البته فقط فيلمشو . سعی کنيد در واقعيت عمل نکنيد . چون فاجعه به بار مياد

...........

سفارش بده لباس بتمن رو برات بدوزند . چند تا عکس خيلی حرفه ايی در زست های مختلف تو وبلاگ بزار و موزيک متن وبلاگ رو هم تغيير بده و موسيقی فيلم بتمن رابين رو بزار و بعدش تحليل های سوپرمنی بنويس که معجزه کنه .
فکر ميکنم اگر فيلم شما و آقای محمد علی رامين  در بيايد رکود فيلم اخراجيها رو ميشکنه . هم فال و هم تماشا . هم پولدار و ستاره ميشی . هم هيچی
البته بعدا ميتونم اين طرح رو گسترش بديم و فیلم نامش رو به هاليود بديم . ازش يه فيلم جهانی بسازه . اگر قبول نکردن . با هندی ها و باليود قرار داد ببنديم . تا فيلمشو بسازه .
البته اونجا يه سختی داره . چون بايد هر ده دقيقه بهمن و رامين يه شو هندی اجرا کنند .
خداييش برای ايرانی جماعت يه فيلم توپ از آب در مياد .
اين سريال تلويزيونی رو ديدی که جديدا تلويزيون تبليغ سی ديش رو ميکنه . ( هژير ) خيلی باحاله . حالا تو فکر کن . بهمن تو لباس بتمن ميره به کمک مردمی که تو صف بنزين وايستادن .
يا اينکه گرفتار گرفتن کارت سوخت هستند و.............. ببين نقش خوبی از آب در مياد . به ده نمکی قرار مذاکره بزاريم . شايد فيلمی با عنوان بهمن و رامين اخراج ميشوند رو بسازه .
خبر بده .

شوخی بود جدی نگيری . يه وقت تصميم بگيری تنها خوری کنی . و خودت با سرمايه شخصی فيلم خودت بسازی . هم کارگردان باشی . هم تهيه کننده . رامين رو هم دور بزنی نقش رامين رو هم خودت بازی کنی .
يه فيلم تک نفره . نه نميشه . بلاخره فيلم بردار و نورپرداز و صدا بردار نياز داری . ديگه نميتونی کار اونها رو انجام بدی .
ميتونی ؟ راست ميگی . بهمنی که ميتونه مشکلات همرو حل کنه . نميتونه اين کارای کوچک رو انجام بدی . خداييش راست ميگی . يادم رفته بود . تو بهمنی . فکر کردم هژيری . اون هژيری که لهجه ترکی داره .
فقط جون  من اگر فيلمت رو ساختی  . يه بلیط مجانی بما بده . ممکنه بلیط گیر نیاد 
آقا بهمن طبع و سردرد شوخی گرفته بود ما رو . اميدوارم دلگير نشده باشی .
شنيدی ميگن شوخی در وبلاگها عمر انسان را ده  برابر ميکند .
و زياد جدی بودن . پنجاه سال و نيم از عمر انسان کم ميکنه .
پس بخند تا دنيا مسخره ات کنه و به روت بخنده

يک پمپ بنزين برای دختران عفيف، يک پمپ بنزين برای پسران نجيب!

http://www.persianblog.com/posts/?weblog=kelash.persianblog.com&postid=7042389

نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

سلام مشدی حسین آقا . خوبی انشاالله برادر .
ساعت 22:2 نیمه شب امده در فضای مجازی و هوای زیر کولر قدمی بزنم . گفتم برم قهوه خونه مشدی حسین یه گپی بزنم .
مشدی تو هم دلتو خوش کردی به  قهوه خونه مجازی . اگر الان قهوه خونه واقعی داشتی این موقع شب . همه ملت خواب . خیابونا خلوت . شهر و دنیا همش مال شب زنده دار بود . میومدیم . گپی میزدیم و چایی به یاد حال و هوای بیست . سی سال پیشا که غم و غصه اینجوری هست و نیست آدما رو به بازی نگرفته بود حالی میبردیم . که هر چی میگذره از کیفیت انسانی به سمت کمیت پر دردسر  پیش میریم . همه هم نادونسته و ناخواسته تو جنگ بی خردی پر و پاچه همو میگیرند . خبر هم نداریم . که هیچی عاید هیچکدوممون نمیشه . لااقل اینقدر عقل داشته باشیم . داشته های دنیا رو به عدالت با هم بسازیم و لذتشو ببریم .
بگذریم مشدی حسین آقا . کار و کاسبی چطور . خوبه انشاالله ؟ عجب دنیایی داریم ؟ آدم وقتی تو سختی میوفته میبینه چقدر نارفیق . رفیق نیمه راه . چقدر تضاد بین آدما زیاده . برادر مثل برادر فکر نمیکنه . به هر کی خوبی میکنی . خرش که از پل نیاز به تو رد میشه . 180 درجه تغییر موضع میده . میمونی بهش چی بگی . بهترین کار اینه . به دل و جونت بگی . عزیز دلم همینه که هست . ببین و بگذر . دلتو به اون بالایی بسپر که هیچ وقت تنهات نمیزار و رنگش عوض نمیشه .
بگذاریم . چون میدونم روزنامه کیهان حاج حسین شریعتمداری رو خیلی دوست داری یک شبه لطیفه تعریف کنم . چای نخورده برم کمی دیگه گشت بزنم  و  برم

پررو (گفت و شنود)

گفت: سركرده گروهك تروريستي پژاك در مصاحبه با تلويزيون آلمان اعتراف كرده كه تبعه آلمان است و مقامات آلماني هم از فعاليت هاي تروريستي او در ايران اطلاع دارند.
گفتم: تازه دولت آلمان ادعاي مقابله با تروريسم بين الملل را هم دارد!
گفت: چه عرض كنم؟!
گفتم: شخصي در يك نامه خطاب به يك آدم شارلاتان نوشت؛ نميگم به اندازه اقيانوس دوستت دارم چون يك روزي تموم ميشه، نميگم به اندازه خورشيد دوستت دارم چون غروب مي كنه، ميگم به اندازه روت دوستت دارم كه هيچوقت كم نميشه.

روند توليد ملي در گذشته و حال
http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=89

نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

اشکالات جامعه نخبه گان

به نیت  جواب دادن به نظر خانم مهناز ایروانی : در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی گل و گلاب 

 موج جديد مهاجرت و رسالت مسئولان
http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=100

شاید لازم باشد چند مطلب را خدمتان توضیح دهم .

اول اینکه بنده از سر شکم سیر و بیخیالی حرف نمیزنم . بنده  6 سال پیش ( سال 81 ) ( کارمند رسمی مخابرات ) برای اینکه پشت میز نشین نباشم و بار زندگی را بدوش بگیرم و... با فروش آپارتمان و تشویق کردن و جمع کردن سرمایه های خرد آنان وارد بخش ساخت مسکن شدیم ( به نیت خوب ساختن ) و  بخاطر محافظه کار و ترسو بودن دوستان مجبور شدم برای شروع مسئولیت زیانهای احتمالی را بعهده بگیرم . از اقبال بد ما و من با رکود طولانی ( 4 ساله ) و شدید باز مسکن روبرو شدیم .  که بطور مثال آپارتمان 64 متری که فقط 25 میلیون تومان هزینه کرده بودیم . با منت  20 میلیون تومان هم نمیخریدن . در این بازار مخالفین تبدیل به دشمنان خونین میشوند . و دوستان هم به آه و ناله کن مانع تراشی و... و خودیها هم به بی تفاوتی و نق زنی و رفیق نیمه راه تبدیل میشوند . و دوراهی و چند راهیها که رفتن هر کدام جاده های پر از سنگلاخ و قربونش برم گرفتار سیستمهای دیوان سالاری که تا اشگ روح آدم را در نمیآوردند و هر راه کوچکی را هزار بار نمیبرند و نمی آوردن کاری انجام نمی دادند .  ( گرفتار نزول خوارها . بانکها . شهرداری . و..... ) در این مسیر دچار افسردگی روحی شدن . و پیدا کردن یک حامی . یک وظیفه شناس . یک مدعی انسان دوستی و انسانیت  امری تقریبا محال است . ( واقعا در آن شرایط سئوال اساسی مطرح میشود . من که هستم ؟ در چه جامعه ایی زندگی میکنیم ؟ که راست میگوید کی دروغ ؟ وظیفه شناسی . وجدان . شرف نوع دوستی در این مملکت کی نابود شد . که ما نفهمیدیم و......هزار جور از این موارد )

بگذارید تا آنجا که میتوانم تشریح کنم تا اوج و عمق فاجع زندگی در نابسامانیها را درک کنید : حال در شرایطی که بطور طبیعی گرفتار هستید مخالفین دشمن خونی . دوستان مخالف و خودیها بی تفاون و عافیت طلب شده اند . گرفتاریهای جدید آغاز میشود . ( چک برگشتی . نیرو انتظامی . دادگاههای هزار خوان و... ) بطور مثال نیرو انتظامی بخاطر یک چک دو میلیون تومانی به خانه ات یورش بیاورند . با باتوم بزنند . به ناموس و شرف با علم خانواده جانباز و شهید بودند فحاشی ناموسی کنند و در برابر دیدگان اهل محل با کتک و ناسزا فرد مورد نظر را در صندوق عقب پیکان با درب بسته ( مانند حمل گوسفند ) به نیرو انتظامی ببرند . آنجا هم در برابر فرمانده کلانتری و ارباب رجوع فحش و ناسزا ناموسی به متهم بکشند . آنهم متهم چک برگشتی که بخاطر نابسامانی اقتصادی دچار گرفتاری است . نه جانی و خلاف کار . این شرایط زندگی فرو دستان جامعه است . بزرگان جامعه بخیال خودشان دارند مجاهدت میکنند و سفره شان را جدا کردند . و دنیا و جامعه . اقتصاد و سیاست و فرهنگ را از بالا و در میان فرمولهای کذایی و بی دردی بررسی و میکنند . و به نظرشان به اندازه منافعی که میبرند انجام وظیفه کرده اند  .

حال در این شرایط بخاط گرفتاریهای چندین ساله . بخاطر طولانی شدن مرخصی بدون حقوق یک ساله از مخابرات و ناتوان از برگشت بخاطر وجود کلاف در هم تنیده مشکلات . از شرکت اخراج میشوید . و بخاطر عدم حضور در جلسات دانشگاه آنجا هم مشروط و اخراج میشوید .

حال مانده اید شما و گرفتاریها و درب اتاق مدیران شکم سیر و فضای تنگ قوانین اداری . نبود فرصتها . نبود پارتی برای باز کردن حلقه های زنجیرها . مدیران ناشنوا از درک مشکل . نبود ناجی در سطوح میانی جامعه  و جامعه گرفتار که اکثریت مردم بخاطر مشکلات گذشته از حالت عادی هم محافظه کارتر . عافیت طلبتر و هر کسی کلاه خود را گرفته که باد نبرد . به من چه یک نیم قدم برای دیگری قدم بردارم . و...........

جامعه مسلمان ایرانی ( همه افرادش ) در این شرایط چه کاری میتواند بکند ؟ هم متعهد و با وجدان باقی بمانی . هم همه وظایفت را به بهترین حالت انجام بدهی . هم گذشته . غم و غصه . فشارهای روحی و جسمی را فراموش کنی . طبیعی باشی و نرمال و..........در این حال و هوا همه درهای جن و انسی برویت بسته است . همه فقط به منافه خود فکر میکنند . زمان منافع طرفهایت اعم از شهرداری . بانک و افراد گوناگون را افزایش داده . در حالی زمان به زیان تو در جریان است و............ ناچاری بدنبال راه حلی باشی که بندهای مشکلات را یکجا ببرد . کنتور زیانها را خاموش کند . با کمک قطره چکانی دردی دوا نمیشود .

 


ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه چهارم تیر 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در وبلاگ کلاشینکف دیجیتال

نظرات یک شهروند در باب هاشمی
هاشمی یک معمای سیاسی است . ؟؟؟؟؟
هاشمی هنوز نیمی از افکار پنهانش را بطور پررنگ مطرح نکرده است .
هاشمی دوست داشت . استوانه نظام . امیرکبیر ثانی . موقوفه انقلاب اسلامی . و... باشد .
برای هاشمی در بسیاری مواقع هدف وسیله را توجیهه میکند . و هدف هم میتواند سیال باشد . و سیاست مداری با سیاست بازی و زرنگی زیاد فرق ندارد .

مواقعی که برنامه های سیاسی و منافعت با جبهه حق همسو است . میتوانی بلند بلند فریاد حق سر بدهی و خود را بت حق طلبی بدانی . اما اگر گذشت زمان و بازی روزگار دوره تناقضها را پیش کشید . مجازی ۱۸۰ درجه گذشته ساز مخالف بزنی . و با دشمنان دیرین نرد همفکری ببازی .
هاشمی کمتر از آنی که ادعا میکند . برای نظام مهم و حیاتی است . این هنر اغوا گری و تبلیغات رسانه ایی است . که هاشمی بلند قد تر از رقبای سیاسیش قرار داده است .
هاشمی با ملت ایران . مستضعفین و آرمانهای انقلاب اسلامی دو دوزه بازی کرد . زمانی بهشتی بود و زمانی نقش بازرگان را بازی میکند .
هاشمی برای حضور در قدرت و سلطه بر جامعه و برنامه ها بدنبال نوچه پروری پنهان بود . و نوچه هایش هم جیزخوار هاشمی بودند . و او را بزرگ میکردند . تا در پشت او پنهان شوند و هر زمان لازم بود از سر و گردن او بالا میرفتند . تا خود را مطرح و بزرگ جلوه دهند . در هر حال هاشمی و کارگزاران نردبان یکدیگر شدند . تا بالاتر از دیگران بمانند .
هاشمی میتوانست بهشتی . مطهری باشد .
هاشمی میتوانست الگوی فعالیت سیاسی سالم از نگاه انقلاب اسلامی باشد . که نشد
هاشمی میتوانست برادر معنوی رهبری باشد .
هاشمی نتوانست . جدا از خاندان هاشمی . پسران هاشمی . قدرت طلبیها ی مثبت یا منفی . و خودخواهیهای سیاسی بماند .
هاشمی معمای سیاسی ایران است . که دوست دارد همچنان غیر شفاف و پنهان بماند . اما زمانه او را مجبور به علنی کردن برنامه ها یش خواهد نمود .

 رند عالم سوز را با "مجمع تشخیص مصلحت نظام " چکار؟!   
http://www.persianblog.com/posts/?weblog=kelash.persianblog.com&postid=6938910

نوشته شده در یکشنبه بیستم خرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

بنظرم مسئله اصلی این نیست . که چرا شرایطی را ایجاد کردید . که شمر بجای کشتن امام حسین ( ع) بیاید در کربلا درخت کاری و کشاورزی کند تا فرزندان حسین در آفتاب سوزان و تشنگی و درد و رنج نباشند . اینکه خیلی خوب است و با تربیت و میدان دادن شاید خدا خواست شمر خوی عاریه ایی شبهه گرگی خود را فراموش کرد و دوباره به لشگر امام حسین پیوست .
مسئله اصلی این است . که چرا امام حسین را به کربلا خواندید . چرا تنها  گذاشتید . چرا فضای شمر پروی را رواج دادید . چرا حسینی حرف زدید ولی یزیدی عمل کردید ؟ چرا به شمر قدرت دادید که راه فرات را بر حسین ببندد . چرا حسین را بد معرفی کردید . چرا فضای جامعه را غبار آلود کردید . که یاران حسین در شب امتحان خوی شمری پیدا کنند و راهشان را از حسین جدا کنند . چرا حر را بصیرت نیاموختید که راه را بر حسین نبندد . چرا جامعه را از وجود عباسها محروم کردید . چرا عمرسعد را فرمانده کوفیان قرار دادید  . و چرا تاریخ انقلاب را در مسیر به کربلا رسیدن کشانید . والا میشد  اصول و سنت پاک پیامبر با حضور علی ادامه پیدا کند . و چرا بعد پیامبر علی را تضعیف کردید . و ادعا کردید که بعد از پیامبر نمیتوان پیامبر گونه عمل کرد .  نیازی نبود شرایط جوری هماهنگ کنید تا طلحه و زبیر سازی کنند .
اگر بخودمان دروغ نگوییم . انقلاب اسلامی در معرض آزمایشها و عبرتهای عاشورایی قرار گرفته است . خدا کند از این آزمون بدون انحراف و کاستی در آرمانهای انقلاب سرفراز بیرون بیاییم .

شمر و سرمايه گذاري !!!
http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=87

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

ایمیل به رییس جمهور ( سایت شخصی )

به هر مقدار که مسائل فرعی مرح شود . بواسطه اینکه باعث افزایش مشغله های فکری و اجرایی و کاهش توانا و سرمایه و فرصت  و افزایش هزینه ها و مشکلات میشود . باعث دور شدن از موضوعات مهم و  اصلی میشویم .
به نظر من باید به موضوعات اصلی پرداخت . تا باعث افزایش توان و سرمایه ملی و ایجاد فرصت جدید شود . و همچنین مسائل فرعی و جزئی را در طول حرکت اصولی خود برآورده نماید .
موضوعات مهم :
1- فعال کردن روح حماسه ساز 70میلیون ملت ایران در مسیر سازندگی . و پرداخت به دلایل عدم مشارکت و نظارت موثر ملی است . و رفع موانع آن است . تا تضاد و تناقضات کاهش و اشتراکات ملی و آرمانها مطرح و باعث کاهش معضلات و هزینه ها و افزایش توان ملی و ایجاد فرصتهای جدید ملی شود .
در غیر این صورت با توان تجزیه و تحلیل شده . با رشد تضاد ها و تناقضات و مطرح شدن موضوعات فرعی نمیتوانیم همه سرمایه ها و توان ملی را در پیگیری اهداف و آرمانها متمرکز کنیم .
و آن میشود که در دولتهای سازندگی و اصلاحات اتفاق افتاد . و آخرش هم عامل و مسبب نابسامانیها مشخص نمیشود . و باز دور باطل فرصت و سرمایه سوزی و افزایش کشمکشها و گروه بندیهای کذایی جدید ادامه پیدا خواهد کرد . فرصتها بی ثمر و به بحران تبدیل میشود . بیاییم با تمرکز بر موضوعات اصلی بحرانها و تهدیدات را به فرصت و سرمایه جدید ملی تبدیل کنیم . تا ایرانی و مسلمان بودنمان معنای بهتری پیدا کند .
 http://www.ahmadinejad.ir/

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

عزت و ذلت نتیجه عملکرد ما و در دست خداست .
هرچند برایم بسیار سخت است . که ساز مخالف بزنم . اما نتیجه بیان نیمه پنهان مطالب جنابعالی به ساز مخالف تبدیل میشود .
عملکرد گذشته معمولا رسوا گر رفتار و گفتار امروزمان است .
یادتان هست . در زمان تبلیغات ریاست جمهوری نهم با چه روشها و چه بیاناتی به مقابله با احمدی نژاد آمده بودید ؟
اگر احمدی نژاد رییس جمهور شود . بسیاری مدیران فوق العاده کسر شانشان خواهد بود . با دولت نهم همکاری کنند . چرا فکر میکردید ؟ هاشمی و کارگزاران بهتر از احمدی نژاد و دولت نهم هستند  . و آزاد هستید با هر زبان و کلامی با آنها مقابله کنید . نکند غرور سلطه سالیان متمادی بر قدرت این حس نامطلوب را برایتان درست کرده بود . و هاشمی خادم انقلاب پر محتوا را به استوانه نظام میان تهی تبدیل کرده است .
و................
اما عزت و ذلت را خدا میدهد . هیبت پوشالی مدیران فوق العاده شکست و بر زمین ریخت و آب از آب تکان نخورد . چه بسا احمدی نژاد آرزویش این بود که مدیران پوشالی همکاری نکنند و خودشان کناره کنند . تا دولت مقتدر نهم مجبور نباشد . خاک انداز بدست بگیرد و آلودگیهای مدیریتی را برای سلامت جامعه جاروب کند .
عزت و ذلت از آن خداست .
همه این واقعیت را بارها تجربه کرده اند . و شیرینی ذلت خدا داده را چشیده اند . و از عزت خدا خواست را هوشیارانه قدر شناس بوده اند .

گذشت زمان ثابت کرد . تفکر شما نفهمید و باور نداشت که عزت احمدی نژاد و تفکر او را خدا داده است . و بندگان بد سابقه را یارای مقابله و شکستن عزت خدا داده را نیست . چه بهتر تسلیم خواست و اراده الهی شوند . شاید مورد بخشش خداوند قرار گیرند . 

 عزت و ذلت دست خداست

http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=86

نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

بنظرم این نوع تقسیم بندی جامعه . و استدلال کردن و نتیجه گیری .  یک منطق بسیار عوامانه و غیر علمی و کارشناسی است .
چطور است آقای رییس جمهور . رییس دزدان جمهور هم باشند . و منافع و شرایط کاری آنها را هم مراعات کنند .
نزول خورها . رانت خورها و آقا زاده های هیچی ندار ...... چطور ؟
رییس جمهور . رییس رشد و تعالی جمهور است . که این رشد و تعالی منافع و اشتراکات جمهور را تامین میکند .
خدا وکیلی برادر مرعشی . بنده بعنوان یک جوون ایرانی . بعد 28 سال متوجه نشدم . مبنای فکری . اعتقاد و اصولی فعالیتهای سیاسی و اجتماعی شما . آقای هاشمی و گروه کارگزاران  چیست ؟ 
 چند احتمال میتواند داشته باشد .
1- اینکه شما از شناساندن خودتان ( افکار و برنامه هایتان ) به جامعه ناتوانید ؟
2- یا اینکه بر اساس افکار پنهانتان . ترجیح میدهید . در فضایی مبهم و غبار آلود و سیال اهداف سیاسیتان را پیگیری کنید . و بر اساس شرایط قدرت مانور بیشتر و چرخشهای 180 درجه ایی انجام دهید ؟
3- و یا اینکه به بازی گرفتن عوامل جامعه . میطلبد نقش همه کاره و هیچ کاره را بازی کنید .
البته این وضعیتهایی که گفتم . اگر درست باشد . مزیتها و معایبی دارد . که در بلند مدت نتیجه آن باخت . باخت است . 
بهترین کار و اصولی ترین روش بنظرم شناساندن خود و افکارتان به جامعه با روشهای مناسب و متنوع است .
خیلی ناراحت کننده است . هم بخواهی هاشمی را دوست بداری و هم اینکه از او نگران باشی و از اهداف پنهانش بترسی . آیا اگر همچین تصور از هاشمی در جامعه وجود داشته باشد . گناه من نوعی یا جامعه است . یا اینکه گناه هاشمی و امثال ایشان است . که عاج نشین شده اند و بی خیال شفاف سازی و ............
حادثه ها در کیمن است. نگذارید . شرایط بگونه ایی پیش برود . که طلحه ها و زیبرها را بسازند . حتی نگذارید اگر علی را در مسجد شهید کردند . گروهی بپرسند که مگر علی نماز هم میخوانده ؟
بقول ضرب المثل معروف . صد بار بدی ( بیخیالی طی کردید ) و دیدید ثمرش را . خوبی چه بدی داشت که یک بار نکردید .
به نظرم تفکر گروههای همفکرتان . مثل آدمهایی است . که خیلی ادعای زرنگیشون میشه . و این منش برای جامعه بنظر سنگین و ناراحت کننده میاد .
این نظر شخصی است . امکان دارد . تصور اشتباهی باشه

رئیس جمهور یا رئیس نیم جمهور

http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=97

نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

شخصیتهای یک بام و دو هوا .
مثلا زمان دولتهای سازندگی خیلی احترام به نظرات کارشناسی رعایت میشد ؟
یادتان هست . هاشمی آخر دولت سازندگی فرمودند . ما با دلیل پروژه های سنگینی و به تعداد زیاد ( مثلا چند صد سد آبی و پروژه های مختلف ) را کلنگ زنی کردیم تا دولتهای بعدی مجبور شوند  / راهی را که ما آغاز کردیم را ادامه بدهند.
که بسیاری از آن طرحها هنوز به بازدهی نرسیده . و چه سرمایه های کلانی بدون بهره وری به زیان ملی بر زمین مانده است .
وقتی خودتان اوستای  رطبی خوری هستید . چرا منع رطب میکنید . لاک پشت

در شرايط استقرار يك نظام، تصميم انقلابي بي‌معناست

http://www.marashi.ir/News.aspx?NID=110

نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

باید بپذیریم . ارزشهای انقلاب اسلامی میتواند بهترین بستر توسعه پایدار ایرانی . اسلامی باشد .
و توسعه پایدار ایرانی . اسلامی بهترین معرف ارزشهای انقلاب اسلامی .  و منشع همگرایی و همبستگی ملی است .
اگر مسئولان گذشته میتوانستند طعم شیرین توسعه پایدار  و روحیه خدمتگزاری . و خودنخواهی و خودنبینی را در برنامه توسعه نهادینه و برکات آنرا به جامعه بچشانند  .
هرگز کشور در سطوح بالا شاهد این سطح از کشمکش های بچگانه نبود . و ملت هم فرصت و فضای رفتار بچه گانه را به مسولان نمیدادند .
کی گند زد . آنکه گند بازی را شروع کرد .
همردیف کار را که کرد . آنکه تمام کرد .
مخ سردار سازندگی و کارگزاران را باید ماچ کرد . بخاطر نبوغ استثنایی که در دوران سازندگی اجرا کردند .

 توسعه ،پشتوانه واقعی کشور و ارزش ها

http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=83

نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

چند مشکل و ساده انگاری دولتها .
1- جامعه امروز ایران بدلایل عملکردهای گذشته . اسیر کلاف در سر گم و در هم تنیده مشکلات است . و مدیریت خرد و کلان جامعه با ساده انگاری میخواهد داخل همین کلاف به توسعه بپردازد . در حالی که ابتدا باید با روشها و فرمولهایی این کلاف را از هم باز کنند . تا گره روی گره های قبلی درست نشود .
2- برنامه های اصلاحی  و توسعه کشور بخاطر همان کلاف مشکلات با ساده انگاری بجای اینکه از موضوعات کلان آغاز شود . در بسیار یا همه موارد اصلاح و توسعه از بخشهای خرد و منفصل از مسائل کلان انجام میشود . که بعلت بلاتکلیفی در بخشهای کلان اکثر اصلاحات خرد با کمترین موفقیت یا شکست مواجه میشوند .
3- در بسیاری موارد برنامه توسعه ایی کوچکتر از نیازها و انتظارات ملی انجام میشود . که حتی اگر آن طرحها موفق باشند . باز جوابگوی انتظارات نیست . وقتی جامعه ایران 70 میلیون جمعیت دارد . مدیریت کلان کشور باید سفره تامین نیازها و پرداخت حقوق مادی و معنوی جامعه به گستردگی جغرافیای ایران پهن و برنامه ریزی نماید .والا عرصه کم و تقاضای زیاد و کوچک بودن سفره حقوق ملی . باعث صدها اشکال و باعث بروز صدها معضل ضد توسعه پایدار میشود . که بعد از بوجود آمدن معضلات رفع آنها بسیار سختر خواهد . 
     مشکل اشتغال و ساده انگاری دولت

 http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=92   

نوشته شده در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

مشکل اشتغال و ساده انگاری دولت .ها.
متاسفانه اشکالات اساسی و متنوعی در اداره کشور وجود دارد . که میتوان به موارد ذیل اشاره نمود .
طرح و تنظیم نامناسب معادله مشکلات . که نتیجه آن به ساده انگاری . دوباره کاریها . افراط و تفریط و نتیجه آن رفتن به ترکستانها است .
جز ئی نگری و نبود نگاه ملی جامع و موثر و  طراحی نکردن فرمولهای جدید متناسب با مسائل جامعه ایرانی است .
به نظرم همانطوری که علوم و فنون مختلف توسعه پیدا میکنند . و در زمانهایی با جهش علمی راههای بسیاری از صورت مسائل و اشکالات مضمحل میشوند . و جامعه به دنیای نوین و پیشرفته تر ی وارد میشود . به نظر من اداره و مدیریتهای ملی و جهانی نیازمند تحول اساسی در برنامه ها و نرم افزار های فکری و اجرایی است .
متاسفانه جوامع غربی ( کشورهای با اصطلاح توسعه یافته ) معیار سنجش رشد و توسعه هستند . و شرایط آنها مرز و درستی یا اشتباه مدیریتها را مشخص کرده اند و بسیاری ناخودآگاه آنها تایید و عمل میکنند .
سئوال اساسی این است . جوامع بشری با چنین وضعیتی :  افزایش جمعیت . آلودگی و خطرات زیست محیطی . کاهش ذخایر و منابع و مواد اولیه . رشد و توسعه فرهنگ مادی گرایی و سود محوری صرف . رقابتهای کاها یک بعدی و زیان آور . رشد خودخوآهیها . توسعه تسلیحات نظامی . سود بدون توجه با حقوق آیندگان در همه زمینه ها و........ آینده بشر را به کجا خواهد کشاند ؟
انقلاب اسلامی 57 آیا نمیتوانست . فرمولهای جدیدتری برای توسعه . رفاه و سعادت جامعه بشری طراحی نماید ؟
دنیای غرب به خاطر نقص ذاتیش نمیتواند بیشتر از سطح فعلی برای توسعه و رفاه و اداره جامعه و... فضای فکری و اجرایی ایجاد نماید ( بخاطر نوع بینش و نگاه به جامعه انسانی )
ایران اسلامی بکجا میخواهد برسد .  با نگاههای  فصلی  . صنفی . سطحی و بخشی نگرانه ؟
تصور اشتباهی وجود دارد . که جامع نگری و انجام کارهای جامع و کلان و برآوردن منافع همه گروههای و قشرهای جامعه  نیازمند امکانات و سرمایه های کلانی است . و بعلت کمبود منابع ناچاریم کارهای را بصورت بخشی . مرحله ایی و بصورت رفع تکلیف انجام دهیم  . و معمولا از طرحهای جامع ملی و مشارکت موثر و واقعی ملی دور میشویم . که باعث تفرق ملی و بی توجهی به سرمایه ها و ... میشود .
در حالی که در صورت طراحی یک فرمول ملی جامع و موثر همه امور مادی و معنوی کشور در طول یکدیگر و بصورت متوازن و متناسب انجام خواهد شد . و هر بخشی پل موفقیت . تواناتر شدن  بخشهای دیگر میشود . و با افزایش منابع و درآمدهای ملی و کاهش زیانها و هزینه ها توسعه با شتاب مضاعفی به پیش خواهد رفت .
متاسفانه جامعه انسانهای ایران نتوانستند تعریف عملی از جامعه ملی را بوجود آوردند . و همکاری و درک ملیمان تنها در حد بیان زبانی است . و فرسنگهای مویی با همبستگی و مشارکت ملی فاصله داریم .
مشکل اشتغال و ساده انگاری دولتها هم مانند همه بخشهای دیگر بهمین درد دچار است .

مشکل اشتغال و ساده انگاری دولت

http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=92

نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

آرامش نسبی و موفق بعد از انقلاب اسلامی 57 دلایلی داشت . که میتوان به موارد اشاره نمود .
1- مهمترین دلیل شخصیت ممتاز امام . روش سیاسی و مدیریتی . پاکی در گفتار و عمل . نفوذ در قلوب اکثریت غالب ملت و بیدار و هماهنگ نمود آرمانها و فعالیتهای سیاسی گروههای مختلف و.....بود .
2- دومین دلیل گروههای سیاسی و مسئولین و موثرین کشور که تحت تاثیر منش سیاسی . اخلاقی و آرمانهای امام به اقناع رسیده بودند . و نفسانیات دنیا طلب و خودخواهیها و خودمحوریها را تعطیل یا کند نموده بودند . و یکدیگر را به اتحاد رهنمون میشدند . که با اصلاح و کنترل مدیریتها جامعه به سمت انسجام و هماهنگی سوق پیدا کرده بود . و در نهایت عوامل مخرب ناتوان و باعث رشد اتحاد و همدلی و همراهی در جامعه شده بود .
در آن شرایط هاشمی نیاز نداشت . و تلاش نمیکرد که استوانه نظام . امیر کبیر ثانی . موقوفه انقلاب . و...... بشود . و جامعه چنین افرادی را از خود و خود را عضوی از پیکره ملی میدانست و همه گونه همراهی و همکاری میکرد . اما اکنون پس از دولتهای سازندگی و اصلاحات شرایط تغییر کرده است . هاشمی و مدعیان عقل مطلق انقلاب اسلامی . و.....( در دولتهای سازندگی و اصلاحات )  تصور میکردند خرهایشان از پل نیاز به ملت ( اتحاد ملی ) گذر کرده است . و باید افسار جامعه را با قانون خشک و توسعه مادی . نیازها و ترازوی منفعتهای مادی و.... اداره کنند . این شرایط باعث شده بخش مهمی از جامعه باور خود را به هاشمی و امثال ایشان از دست بدهد . ( نادانیهای خواص )
 چه کسی و کسانی اعتماد باطنی جامعه را مخدوش میکنند ؟ کسانی که تصور میکنند . بازی اداره جامعه تنها یک نیمه است . کسانی که بازی ناجوانمردانه را برنامه پیروزیهای خود قرار داده اند . کسانی که مرگ را حق میدانند ولی فقط برای همسایه . کسانی که رطب خورده اند ولی منع رطب میکنند . کسانی که غوره نشده مویز شده اند . کسانی که نخواستند 70 میلیون ملت ایران بازیگر ملی باشند و همه را بطور مستقیم و غیر مستقیم به تماشاچی بودند تشویق کردند . کسانی که بدنبال تقسیم جامعه بودند . حاکم و محکوم . نخبه مادر زاد همچیز دان و پوپولیست مادرزاد نادان . و..........
حکمت خدا در 3 تیر 84 بر این قرار گرفت . که ایران از مسیر عراق شدن نجات پیدا کند . والا نخبه های کمتر از عوام مانع رشد شخصیهای پاک و موثر جدید . توجیه نمودن انحرافات میوه های در انبار گندیده شده بودند . و...............
احمدی نژاد مسیر قطار انقلاب را که میرفت به انحراف کشیده شود . را با شجاعت . درایت و پاکی امام گونه و حرکت بر خلاف جریان دنیاداران به مسیر خود برگرداند . آنهم بر اساس باطن و خواست قلبی ملت ایران . که در سالهای قبل مورد بی مهری . توهین و دسیسه قرار گرفته بود .
آنکسی که میخواهد . نخبه . شخصیت موثر و منتفذ در جامعه باشد . باید در عمل و در مقاطع و شرایط و با روشهای گوناگون صلاحیتش را به جامعه ثابت کند .
والا ملت در مواقع خطر تنها میتواند از بین شخصیتهای موجود خود انتخاب کند . همانطور که در عراق خودخواهیهای شخصیتهای مختلف مانع اتحاد و سامان یابی عراق شده است

اوضاع امنیتی عراق و خلاء شخصیت ها و نهاد های مرجع

http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=91

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

سلام . حاج حسین مرعشی گل و گلاب . خوبی برادر . امیدوارم سال 1386 سال خوب و سلامتی کامل برای شما و خانواده محترمتان باشد .
و خدا کند شما هم مانند آقای احمدی نژاد که ترمز و دنده قطار هسته ایی را کند و در برابر دشمنان مانند دندان طمع آنان  بدور انداخت . شما هم در سال جدید دنده لج بازی و تحلیل های یک بعدی . ندیدن خوبیها و اشاره نکردن به آنها و..... را در برابر عاشقان ایران و انقلاب بکنید . و برای رعایت انصاف بدور بیندازید .
خوش انصاف مدیریت نظام و خصوصا دولت در بحث ملوانان انگلیسی و کیش و مات کردن انگلیسیها در این موضوع و کم اثر نمودن قطعنامه جدید شورای امنیت و جو تبلیغاتی و.... را رها کرده اید . و  به موضوعی بی اهمیتی مثل مسئله آقای دهقان پرداختید ؟
خواننده مطالبتان چه نظری میتواند نسبت به مشدی قهوه خانه داشته باشد ؟ آنهم در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی ؟

شایعه استعفای دهقان ، معاون رئیس جمهور

http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=77

دو نگاه متضاد از برادر مرعشی ؟
اگر میخواهید حضرت محمد ( ص) الگوی شما باشد . و از کلام خدا در مورد پیامبر به جایگاه رفیع ایشان پی برده اید . و دوستدار آن هستید که سیره حسنه آن حضرت را چراغ راه خود قرار دهید . مانند : امانت اداری ، صداقت ، راستگوئی ، خوش اخلاقی ، خدمت به همنوع ، افتادگی ، گذشت ، عبادت وبندگی خدا ، تلاش ، همت  ، محبت و مهر ورزی و..... بهتر است راه دوری نروید . و تحلیلتان در بخش قهوه خانه( شایعه استعفای دهقان ، معاون رئیس جمهورو....) را دوبار بخوانید و دوبار بنویسید . و دو نگاه متضادتان را در کانون حق و انصاف متمرکز کنید . تا در زندگی اجتماعی و سیاسیتان با دو منش متضاد و متناقض برخورد نداشته باشید . چرا که عملکرد متناقض شما جوابهای متناقض و متضادی را تحویلتان خواهد داد . و این زیان دو سویه است . که نصیب شما و از طریق شما به زیان جامعه تمام خواهد شد .

محمد ، نور بخش آفرینش

http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=88

 

نوشته شده در شنبه هجدهم فروردین 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

اظهار نظر بنده و امثال اینجانب . به این علت که از بسیاری از خبرها و اتفاقات بی خبریم . و تخصص کارشناسی و تجربه تحلیل سیاسی هم نداریم . مطمئنا نمی تواند نظر دقیقی باشد . و تنها بر اساس نوع نگاهمان به مسائل داخلی و خارجی و خبرهایی که بدست میآوریم مسائل را تحلیل میکنیم .
به نظر بنده . اینطورها هم نیست که مرغ همسایه غاز است . ایران به اندازه  سرمایه گذاری مادی و معنوی در بلند مدت و کوتاه مدت بهره خود را خواهد برد . و تا کنون نیز به نسبه نتیجه های خوبی بدست آورده است . والا غرب و آمریکا خیلی پیش تر از اینها به اهداف شوم خود رسیده بودند .
اتفاقا حاکمان عرب متحجر و وابسته در هیچ زمانی نتوانستند شخصیت مستقل و موثر و قابل احترامی برای خود دست و پا کنند . و همیشه در لبه برد و باخت بودند .
زندگی در جامعه جهانی که معیارهای فعالیت در آن بر اساس مادیگرایی و منفعت طلبی و.... بنا شده . یقینا کشورهای با قدرت مادی و نفوذ بالا . و نوکران وابسته قدرت مانوری بالاتر خواهند داشت . و کشورهایی مثل ایران بجهت طالب استقلال و توسعه بدون وابستگی و.... شرایط سختی خواهند داشت .
آنچه که در دسترس ماست و به آن بی توجه هستیم و دوست داریم فقط از دیگران بنالیم . عدم طراحی استراتژی جامع و موثر است . که بتواند اقتدار داخلی و خارجیمان را افزایش دهد . و با حذف معضلات و موانع منافع کشورهای مسلمان و همسایه را در طول و همراهی یکدیگر قرار دهد .
و این نیازمند شجاعت داخلی و داشتن ابتکار عمل و نوآوریهای کلان در تعریف کلان منافع ملی میباشد .
البته اظهار نظر در همه موضوعات ممکن است . مرا به بیهوده گویی بی عمل منجر شود . ولی در فضای مجازی زیاد گفتن و خود را آزمودن و نقد شنیدن  و اصلاح اشتباهات و مطمئن شدن نسبت به مواضع راه درستی محسوب میشود .

کنفرانس سران عرب و مسئله ایران
http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=87

نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

سلام مشدی حسین قهوه خونه دار . خسته نباشی .
به خوب نکته ایی اشاره کردی مشدی . بر زمین ماندن کارها دور از شان ملتی با سابقه تاریخی و تمدنی مانند ملت ایران است . بنده ریشه همه معضلات و موانع سامان یابی جامعه را در بی کفایتی مدیران آخر نبین نامبارک میدانم .
 در مورد نکته دوم : هر چند باسازی این باغ تاریخی کار پسندیده ایی بود . اما اشکال کار استانداری ( منش مدیریتی جنابعالی ) در این است که فکر میکنید . اگر با یک دنده گی و با زور یک کار مثبتی  انجام شود . کار تمام شده است . اما در باطن روش مدیریتی هرج و مرجی . قلدر مابی . سطحی نگرانه و غیر سیستمی را رواج و نهادینه کرده اید . این روشها اگر همه گیر شود به زرنگ بازیهای متناقض ایرانی تبدیل میشود . که همه زرنگ میشوند و هر که ترمزها را زود تر کند و دور انداخت موفق تر است و..... روشهایی که از نهادینه شدن و سامانی یابی مدیریت علمی و منطقی جلوگیری میکند . فکر میکنم این روش ممکن است بسرعت یک باغ را آباد کند . اما در بلند مدت از ساخته شدن و آباد شدن صدها باغ جلوگیری خواهد کرد .
در مورد نکته سوم : خداییش نیاز بود . نام بازسازی کننده را بنویسید ؟ ( مگر ایشان محتاج نوشتن نامشان بودند ؟ ) چرا با فرهنگ انقلاب اسلامی ( قربت الی الله ) کارها انجام نشود .  که مانع بوجود آمدن حسد و لج و لج بازی میشود . مدیران کوچولو باندی  محتاج بزرگ شدن و.... هستند . ایشون اگر عقل داشتند باید اینکار را نمیکردند .
نکته دیگر : این نوع مدیریت هرج و مرجی . تفکر باندی  . و این افراطها باعث و محرک بوجود آمدن تفریط های آنطرفی ها میشود . اینها همه نتیجه مدیریتهای دوران سازندگی است .
یادم هست اواخر دولتهای سازندگی هاشمی گفتند . در آینده ثابت خواهد شد که بهترین نوع مدیریت همانگونه ایی است که در دولتهای سازندگی اجرا شد ( همین روش مورد نظر شما )
اما گذشت چندین سال از آن روزها  ثابت کرد . که مدیریتهای چکشی و بدون بسترسازی و.... با وجود شتاب اولیه به رکود و هرج و مرج در مدیریتها منتهی میشود .

باغ شازده ماهان
http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=76

نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

در جواب دوست گرامی علی :
گذشت زمان بسیاری از معیارهای خوب و بد را جابجا کرده . چه خوبیها و بدیها . درستها و غلطها که در دوران قبل از انقلاب . دوران انقلاب و دفاع مقدس و امروز جابجا شدند .
کدام راه درست بود و کدام اشتباه ؟ و چرا بدون توجه به سابقه گذشته معیارها بوسیله بااصطلاح نخبگان جابجا میشوند  .
جوانها که ادعایی ندارند ( بخاطر کم اطلاعی از گذشته )  با تجربه ها هم بدون سرمایه گذاری برای شناساندن گذشته . هر دم بدون بستر سازی چرخش های 180 درجه ایی انجام میدن . بزرگ هامون که اینجوری باشن . وای به حال آینده . که کاشتهای گذشت را براحتی به باد میدهیم . تا از نو بکاریم .
تکلیف خودتان را روشن کنید . امام درست میگفت یا اشتباه میکرد ؟ انقلاب اسلامی انقلاب مستضعفین جهان بود . یا انقلاب توسعه و مادیگرایی . رفاه و شکم سیر شدن . قدرت و پول و نفوذ و تولید انبوه و سری سیاستمدار و.. ؟
یادم میاد بعد دوم خرداد با به ریاست رسیدن فله ایی  . یکی از دوستانم که معاونت یک بخشی در وزارت تعاون رو بدست آورده بود . و در دوران سازندگی با وصل شدن به حلقه های نان و آب و منافع بی حساب پروار شده بود . و اتفاقا از بچه های زمان جنگ هم بود . در دفترش بحث میکردیم . و اونها چنان اسیر جو غالب اصلاحات و گردش 180 درجه در مسیر اداره کشور بودند . معتقد بود . الان مشخص شده امام اشتباه میکرده . حق با آمریکاست . چون زور داره . نفوذ داره . حق داره در خلیج فارس سلطه پیدا کنه و..... ما اگر خیلی نخبه و اهل حساب و کتابیم . باید مثل آمریکا قدرتمند بشیم و یا وارد باند قدرت جهانی بشیم . باقی مسائل کشک است و... . واقعا چه شده . کسانی که دم از خدا و پیغمبر  . دنیا و آخرت . حق و باطل و...  میزنند .  در عملکردشون و ارائه نظر و گفتارشون . خدا و پیغمبر و... رو تعطیل میکنند.  و همه معیارها شون سیستم بازیهای جهانی میشه (  زر و زور و تزویر ) 
آیا تنها انقلاب اسلامی سال 57 معجزه بود و راههای ایجاد معجزه بسته شده . یا اینکه اراده های آن زمان به ایمان وصل بود و امروز روزگار موریانه آلوده گیها و فسادهای سیاسی . اقتصادی همه ایمانها و اراده ها را خورده است ؟
بلاخره ما وظیفه داریم جلوی سلطه نظام استکبار بایستیم یانه . ؟ مگر غیر از این است که ملت ایران عامل تقویت روحیه مستضفین جهان است ؟ و سکوت و ترس و عقب گرد ملت ایران باعث ناامیدی جامعه خاموش جهانی و سلطه بیشتر استکبار میشود ؟ و ما وظیفه داریم نیم قدم هم به عقب گرد فکر نکنیم ؟ همانطور که داخلی های مخالف احمدی نژاد از رفتن آبرو و پرستیژ ایران در سازمان ملل ترسیدن . آمریکا هم از شنیده شدن دوباره حرفهای تند و از سر نترسی احمدی نژاد واهمه دارد .
آمریکا دوست دارد . ما به تظاهر هم که شده ادای ترسیدن را در بیاوریم . تا او راحت تر ضعف  خود را پنهان و اظهار قدرتمندی کند .
چرا کشته شدن امام حسین ( ع) در کربلا رشادت و عزتمندی است . اما در اینجا کرنش در برابر استکبار نشانه عقلمندی ؟ همه میدانند . امروز تفکر اسلامی ایران و سلطه غرب پس از سالها کش و قوس به مرحله تحول اساسی خود رسیده است .  و عقب نشینی هر طرف باعث جریح شدن طرف مقابل میشود . هر دو طرف در معرض انتخاب جدی هستند . واقعیتها نشان میدهد . حمکت خدا دشمن را در حساس ترین زمان بدست خودش در شرایط ضعف و شک قرار داده است . چه زمانی بهتراز امروز برای ایستادگی و تحول اساسی در برنامه ها ؟ آیا آینده وضع ما بهتر و شرایط آنها بدتر و آنها مهربانتر برای رعایت حقوق ما میشوند ؟
این کلاس بازیها و پرستیژ سازیهای کور سیاست پنهان استکبار غرب است . تا بازیها بر اساس الگوهای آنان انجام شود . و احمدی نژاد بخوبی بازیهای آنان را خراب میکند . اگر داخلیها بگذارند . همانطور که امام بازیهای شاه و مبارزات سیاسی و بازیهای قدرتهای جهانی را خراب کرد . تا انقلاب اسلامی با شرایط منحصر بفرد به پیروری برسد .
والا انفجار نوری ( انقلاب اسلامی ) در کار نبود . که بسیاری پزش را بدهند و نان دیروز آن را بخورند و حال ایستادگی نداشته باشند .
دست غیبی الهی پشت سر مدافعان از حق است . اگر ایستادگی کنند .

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد:

http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=86

نوشته شده در دوشنبه ششم فروردین 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

سال نو . حرکت نو ؟
کدام نقشه های راه ؟
هر کار و برنامه ایی نیازمند نقشه های رسیدن به هدف است . کدام نقشه قابل فهم و مورد تایید اکثریت جامعه در رتبه های مختلف شناخت وجود دارد ؟ همیشه حرفهای نو میزنیم . منتها بدون عمل نو . حرفهای کهنه و تکراری میزنیم و بنام نو و تحول به خورد ملت میدهیم . 
حقیقت این است که قلب تک تک ایرانیان به عشق جهش ملی در تمام عرصه های علمی . فرهنگی و توسعه متوازن و همه جانبه می تپد . آنچه فقر آن احساس میشود عدم شناسایی و طراحی فرمول جدید توسعه ایرانی . اسلامی است .
ایرانی میخواهد ایرانی بیندیشد . چون ایرانی است .
ایرانی از تقلید از روی تنبلی بیزار است .
ایرانی . دنیا . زندگی . توسعه و.... را با نگاه ایرانی دوست دارد . چرا که اگر نگاههای غربی . چینی . و.... وجود دارند . چرا نگاه متعالی ایرانی . اسلامی نتواند فرمولهای جدید توسعه را به جهان عرضه کند . سابقه تاریخیش مدارک اثبات تواناییهایش است .
جناب مرعشی . شاید تمرکز من و زگیل شدنم بر روی نگاه کارگزارانی به توسعه ( دولتهای سازندگی ) به این خاطر است که نگاه شما این فرصت تاریخی را از دسترس دور نمود . و باعث هرج و مرج فکری و کارشناسی و مانع رشد کارشناسی های ایرانی و کشف راههای جدید شد .

باید بدنبال فرمول و نقشه های راه حرکت نو ایرانی باشیم . تا همه تفکرات سیاسی . اجتماعی و... بتوانند با دریافت حقوق ملی بر اشترکات تمرکز کنند . حرفهای بی پشتوانه و بی عملی خیلی خسته کننده شده است .

سال نو وحرکت نو

http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=85

نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

آقای مرعشی چیزیهایی میگی که خودتون و همفکرانتون ( دولتهای سازندگی ) ضد اون رو عمل کردید .
خوب هنوز جامعه فراموش نکرده مدیریت قلدرمابانه دولتهای سازندگی رو .
هاشمی موافق انتقاد ؟
هاشمی و تحمل نظر مخالف ؟
زمانه دو جور بازی دارد .
1- مدت طولانی شرایط زمانی و مسائل جریان موافق را دارد . که دوست و دشمن با دلایل گوناگون شما را در مسیر خود میدانند . که در این فضا میتوان با موج سازی و موج سواری با صد ترفند بازیهای متضاد را به خورد ملت داد . و کسی هم بوی مخالف استشمام نکند . و همه برد و برد و برد میشود و میشوی استوانه . پس تا میتوانی اجازه فروکش کردن گرد و گبار درگیریها و شفاف شدن فضای جامعه را نده .
2- با فروکش کردن گرد و گبار حوادث انقلاب و آرام شدن فضای فکری و سیاسی و شفاف شدن و مشخص شدن جبهه های مخالف و موافق  متوجه بازیهای سیاسی . اقتصادی و..... زمانهای طولانی گذشته میشوی . که ای دل غافل سالها بازیچه بازیهای پنهان استوانه های کوچک و بزرگ بود . آنچه اهمیت نداشت پاکی بود و صداقت . تازه موقوفه انقلاب میخواهد نقش تاریخی و پنهان خود را اجرا نماید . نان خور و نوکر دیروز ملت امروز خود را دایه دلسوزتر از مادر انقلاب میداند . اف بر این زمانه که تاریخ های تلخ بی وفایی . رفیق نیمه راه بودن همیشه تکرار میشود . و انقلاب اسلامی تافته جدا بافته نیست . عجیب نخواهد بود اگر موقوفه انقلاب . عاشق امام . و... با زبان بی زبانی مدعی بازگشت به روشهای استبدادی و توسعه و دنیا طلبی یاشد که خودش بر ضد آن شوریده بود .
............واقعا که تفکر کارگزاران مساوی با سواستفاده از شرایط زمان و موضوعات مختلف است .

مرعشي عنوان كرد:پاسخ کارگزاران به حملات حامیان دولت

http://www.marashi.ir/News.aspx?NID=90

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

جواب پاراگراف اول :حضور در شورای امنیت نشانه تایید عملکرد و مطیع بودن در برابر تصمیمات ناحق  آنان  نیست .
و همچنین  اشاره کاغذ پاره بودن و رد قطعنامه  به معنای بی توجهی و غیر مهم شمردن آن سازمان نیست . بلکه اشاره به ناعادلانه و عدم تمکین و نداشتن واهمه جمهوری اسلامی ایران از قطعنامه مورد نظر است .
و تصمیم به حضور در این سازمان نشانه پا به رکاب بودن و استفاده از تمام راهها برای احقاق حقوق ملت ایران و اعلام مواضع از سوی رییس جمهور محسوب میشود .
 جواب پاراگراف دوم : در مورد مرد یا زن آخر بین بودن . باید دید هر کسی آخر را چه زمان و در چه جایی دیده است . شاید اینجا اوایل یا اواسط راه باشد . در ضمن انجام کار درست به معنای تقلیدی بودن نیست . مسئول ( رییس جمهور ) مجاهد فی السبیل الله برایش فرقی نمیکند این کار درست تقلید است یا باعث ناخشنودی گروهی میشود . مصدق برای احمدی نژاد چه وجهه ایی ایجاد میکند که بخواهند از ایشان تقلید و استفاده تبلیغاتی کنند   ؟
پاراگراف سوم : حضور در شورای امنیت از موضع قدرت و عزت نیازی با امتیاز دادن و عقب نشینی نیست . و انجام تکلیف مکلیف ( دولت سازندگی) است . و این یکی از کارهایی که مرد آخر بین باید انجام دهد . و صبر و حوصله و پایداری و ابتکار عمل بیشتری از نیروهای اصلاح طلب و کارگزارانی داشته باشد تا نتیجه مورد نظر محقق شود .
همراه مشدی حسین مرعشی قهوه خونه دار منتظر میمانیم . تا نتیجه کار یکی از وظایف رییس جمهور محترم را ببینیم

 مرد آخر بین مبارک بنده ایست !!
http://www.marashi.ir/TeaShop.aspx?TID=73

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

هر فرصتی میتواند یک خطر و تهدید . و هر تهدید و خطری میتواند یک فرصت محسوب شود .
آمریکا از حادثه 11 سپتامبر ( تهدید ) سو استفاده نمود تا فرصت سلطه بر خاورمیانه جدید را پایه گذاری نماید .
باتلاق عراق فرصتهای آمریکا را به تهدیدات خطرناکی تبدیل نمود .
ایران از بدام افتادن آمریکا . حذف دولتهای طالبان و صدام بعنوان فرصت استفاده کرد . تا رقم ابرقدرت آمریکا را بگیرد .
ترس از هیاهوی حاکمان آمریکا میتوانست فرصتهای بوجود آمده را از بین ببرد . که ملت ایران . رهبری و رییس جمهور با جسارت و درایت ایستادگی نمودند .
تا نهایت توان آمریکا و غرب برای جهانیان مشخص و ابهتشان بشکند . مانند شکستن ابهت ارتش رژیم غاصب اسرائیل در حمله به لبنان .
عملکرد و اعتماد به نفس رییس جمهور روح اطمینان و یقین را در جامعه ایجاد کرده است . خوقب است به شخصیت ممتاز ایشان اذعان کنیم . اگر خاتمی یا هاشمی بودند شاید در این مراحل خنثی( محافظه کارانه )  یا موفقیت کمتری بدست میآوردیم
مدیریت سیاست خارجی نسبتا هنرمندانه با خطرات و فرصتها برخورد کرده است .
اگر جبهه حق سازنده و پویا و بر مدار حق و عدالت حرکت کند . یقینا فرصتهای بسیاری در پیش خواهد بود .
کنفرانس بغداد و منافع ملّی ما
http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=83

نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |

نظری در قهوه خانه مشدی حسین مرعشی

8سال اصلاحات ( توسعه سیاسی بی در و پیکر . سواستفاده . سیاست بازیها و به بازی و مضحکه گرفتن شخصیت ملی با هوچیگری های سیاسی و... ) نسل جوان و دانشگاهیان را از سیاست ورزی قانونمند و مشارکت سیاسی ناامید کرده است . همانطوری که 8 سال سازندگی ( با نام توسعه غربگرا و سرمایه محور متضاد با خصوصیات مادی و معنوی ملت ایران . توسعه بی قائده . توسعه حاکمیت بزن برو گور پدر ملت . هر کی کلاه خود را بگیرد باد نبرد . مشکل دیگران بمن چه . پرستیژ و خود بزرگ بینی مدیران تو خالی و پوچ ( مدیران فوق العاده مورد نظر شما ) مدیران دو دوزه باز مدعی خط امام به انحراف و بازی گرفتن آرمانهای اسلام و انقلاب . عقلهای شکمی . سیاستهای شکمی و....) جامعه را در تند باد توسعه یک بعدی و چند هوایی خسته و بیزار نمودند . و همبستگی و مشارکت مستقیم و موثر دوران پیروزی انقلاب و دوران دفاع مقدس ( سرمایه معنوی مشارکت و برادری ملت و دولت ) را تباه نمودند .
یک مناظره و چند نکته: http://www.marashi.ir/WebLogDetail.aspx?WID=81

نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385 توسط ابراهیم | لینک ثابت |